هدایا

امتیازات

+ 261

دکتر مهری  نجات

دکتر مهری نجات

آخرین فعالیت: 6 ماه قبل

افتخارات

+ 5

اطلاعات پایه

نام ونام خانوادگی :

دکتر مهری نجات

جنسیت :

زن

شهر محل طبابت :

تهران

اطلاعات تخصصی پزشک

تحصیلات :

متخصص

زمینه تخصصی :
اعصاب و روان
آدرس مطب :

میدان ونک، خ ملاصدرا خ شیراز شمالی ۳راهی شیراز به سمت آرارات، ساختمان نرگس طبقه ۳ کلینیک مشاوره آگاپه ۰۲۱۸۸۰۴۰۲۸۳ ۰۲۱۸۸۲۱۰۹۸۷

درباره پزشک :

متخصص اعصاب وروان
(زوج درمان و سکس تراپ)
بنیانگذار درمان اختلالات جنسی با بیوفیدبک در ایران
مدرس دانشگاه تهران
عضو انجمن سکچوال مدیسین اروپا
مشاور کلینیک جنسی و زوج در کلینیک دانشگاه تهران و مصطفی خمینی
عضو کمیته سلامت جنسی بهزیستی
عضو کمیته رسانه روانپزشکی
عضو انجمن رواندرمانی
عضو تحریره پایگاه آبتاب
پژوهشگر اسیبهای اجتماعی و اختلات جنسی
روان درمانی و مشاوره قبل از ازدواج
زوج درمانی (روابط خارج زناشویی و طلاق)
خانواده درمانی
درمان اختلالا ت جنسی و زناشویی

خدمات :
ساعات حضور در مطب و مراکز درمانی :

جهت هماهنگی برای رزرو وقت مشاوره
همه روزه
از ساعت 16 الی 20

تلفن مطب :

۰۲۱۸۸۰۴۰۲۸۳ و ۰۲۱۸۸۲۱۰۹۸۷

درصد تخفیف به رزرو از طریق داکتاپ :

10%

بیمه های طرف قرارداد :

اطلاعات تخصصی پزشک

ثبت نوبت

نقشه

هدایا

خرید هدیه

لطفا فرم زیر را بدقت پر نموده و بر روی دکمه پرداخت کلیک کنید تا به در گاه بانک جهت پرداخت هدایت شوید. توجه کنید چنانچه اطلاعات شما ناقص و نادرست باشد، و یا در صورتی که پزشک مربوطه مایل نباشد، هدیه شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

شاخه گل رز شاخه گل طلایی

سوالات و نظرات

۷۵ Responses to “مهری نجات متخصص اعصاب و روان تهران”

  1. adania azad

    با سلام من ۲۵ سالمه ترنس دو قطبی مرزی هستم با تشخیص روانپزشک در طی مراحل گرفتن مجوز هستم ولی یه عده بهم گفتن دارن بازیت میدن به دو قطبیا اونا که مشکل روانی دارن مجوز عمل نمیدن درسته یا نه؟

    لینک به نظر
  2. علیرضا

    ببخشید یه سوالی داشتم.من جوانی۲۵ سالمه هستم که متاسفانه از سن ۱۸ سالگی تا الن به خودارضایی گرفتار شدم.والن در حال حاضر هیچ لذتی ندارم.یعنی ارضا که میشم هیچ لذتی در بدنم زخ نمییده انگار مغزم بی حس شده.اینجور که من در اینترنت تحقیق کردم به این نتیجه رسیدم که دوپامین در مغزم ترشح نمیشه.میخاستم بدونم مشکل من چیه باید به کدوم دکتر مراجعه کنم .تروخدا راهنماییم کنید .ممنونم ازتون با تشکر.. علیرضا ۲۵ ساله

    لینک به نظر
  3. سلام خانم دکتر، من ۲۲ سالمه یکساله ازدواج کردم شوهرم تو این یکسال همیشه موقع سکس ازم میخاد از پشت هم رابطه داشته باشیم ولی من تا الان مقاومت کردم یبار اومدیم انجام بدیم که اینقد غر زدم که بیخیال شد،خانوم دکتر میترسم بخاطر نیازش بره با یکی دیگه دوست بشه و… لطف کنیدراهنماییم کنید

    لینک به نظر
  4. سلام خانم دکتر ببخشید از اینکه سوالم طولانیه ووقت زیادی ازتون میگیره شرمنده شما منو عفو کنید خانم دکتر من ۸ ساله که بیماری پانیک دارم یکماه پیش ناگهان استخوان ماستویید گوش راستم متورم شد همون روز رفتم دکترگوش وحلق وبینی بهم ۳۰ تا کپسول سفالکسین ۵۰۰ داد و۲۰ تا مترونیدازول ودوتاآمپول دگزا ودوتا آمپول پیروکسیکام که بایست به فاصله سه روز میزدم با خوردن داروها روی زبان کوچکم پلاک های سفید زد وگلو درد شدم بطوریکه نمیتونستم آب دهنمو فرو بدم ضمنا درد گردن وکتف هم داشتم رفتم دکتر اورژانس گفت حساسیت به انتی بیوتیک بوده وسه تا آمپول ۶٫۳٫۳ داد وگفت روزی یکی بزن که زدم ومشکل گوش درد وگلو درد را داشتم تااینکه رفتم دکتر عفونی گوشها ودهانمو نگاه کرد گفت که داخل گوشها ودهنت زخمه تو گوشات عفونت نداره الرژیه وبهم قرص پردنیزولون ۵ داد وشربت هیدروکسیزین وقطره سزالین وگفت تا سه روز استفاده کن اینهارو استفاده کردم دهانم خوب شد اما گوش درد داشتم باز رفتم دکتر اعصاب وروان گفتم شاید بخاطر پانیکه ودکتر بهم گفت گوشات عفونت نداره ازآلرژیه وبهم گفت تا ۵روز روزی یک قرص اسنترا ۵۰ بخور بعد ۵ روز مجدد روزی یک اسنترا۱۰۰ بخور تا ۵روز وسپس بعد از این روزی دو تا اسنترا ۱۰۰ بخور یکی صبح ویکی شب وضمنا” گفت شبی یک کلونازپام ۱ هم بخور که الان دارم همین کارو میکنم اما روزی یک آسنترا ۱۰۰ میخورم وشبی نصف کلونازپام ۱ اما چون گوش دردم خوب نشد مجدد پیش یک دکتر گوش وحلق وبینی دیگه رفتم گوشهامو نگاه کرد گفت گوشهات عفونت زیادی داره و۳۰ تا کپسول سیپروفلوکساسین داد هر ۱۲ ساعت یکی و۲۰ تا قرص سرماخوردگی بزرگسال هر وعده یکی ویک شربت مینا جویس روزی یک قاشق غذاخوری ۱۶ تا از این کپسولهارو خوردم چون گوش درد داشتم رفتم یک سی تی از گوشها وماستویید گرفتم ومنتظر جواب سی تی نشدم عکسها رو بردم یک دکتر گوش وحلق وبینی وایشون گوشامو نگاه کرد وگفت گوشات عفونت نداره و سی تی هم مشکلی نداره ودرد گوشهات وگردن درد ودرد کتف وپشت سرت از اعصابه وبهم گفت دیگه هیچ انتی بیوتیکی نخور وبهم گفت فقط قرصهای پانیکتو بخور وبهم کپسول مگافن داد وگفت هر وقت درد داشتی یکی بخور حالا خانم دکتر حیران شدم نمیدونم این درد گوش ها وگردن من از عفونت یا از الرژیه یا اعصاب بعد خانم دکترمن وقتی که دردی دارم یکسر میرم توی اینترنت وببینم چه خطراتی داره وبدترین دردهارو برای خودمتصور میکنم که من حتمااین بیماری لاعلاجو دارم . خانم دکتر ممکنه که من علاوه بر بیماری پانیک .بیماری هایپوکندریا هم داشته باشم وتوی اینترنت خواندم که این بیماری درمان نداره خانم دکتر چکارکنم لطفا کمکم کنید خانم دکتر بیماری پانیک با هیپوکندریا فرق داره ؟وهیپوکنریا درمان نداره ؟واین درد گوش وگردن وپشت سر من از چی میتونه باشه بخدا خسته شدم از یس توی این یکماهه دکتر رفتم خانم دکتر خدا خیرتون بده وبراتون جبران کنه اگه براتون امکان داره شمارو بخداجواب همه سوالاتمو بفرمایید بدین خدا بهتون سلامتی وعمر بالذت بده جسارت منو ببخشید خانم دکتر بازمممنون ومتشکر

    لینک به نظر
  5. آیناز

    سلام و خسته نباشید.خانم دکتر نمیدونم چجوری مشکلاتمو بیان کنم.بهتره ازینجا شروع کنم ک من یجورایی وارد ی زندگی شدم ک نمیخواستم.یعنی ازدواج کردم با کسیکه عاشقانه دوسم داشت اما من چندان علاقه ای بش نداشتم.الان ۳ساله ازدواج کردیم. کو تو تمام این مدت جنگ های زیادی باهم داشتیم ک البته بخاطر علاقه همسرم ب جدایی نرسیدیم چون هربار اون کوتاه اومد و با علاقش منو نگه داشت.چجوری بگم!از زندگیم لذتی ک از ته دل باشه نمیبرم با اینکه خیلیها دوس دارن جا من باشن و همسری مث اون داشته باشن.ی چیز دیگم اینه که من چند سالی قبل از ازدواج تو ی رابطه عاشقانه بودم البته عشق یک طرفه ک طرف مقابلم میگفت منو میخواد اما نمیخواست و جدا شدیم.الانم ب اون فک میکنم و فک میکنم بودن کنارش تمام خوشبختیه.با همسرم مشکلات زیادی داریم عدم تفاهم های زیاد و نیشو کنایه و…اما علاقه همسرم بمن باعث شده اون همش بیاد سمتم و منو نگه داره.تازه یک ماهه ناخواسته باردار شدم.نمیدونم چیکار کنم.همیشه حسم میگه باید ی روزی جدا شم و برم سراغ اونی ک عاشقشم.یا اصن با کس دیگه ای ازدواج کنم.نمیدونم با این اوصاف درسته من بچه رو نگه دارم یا نه؟!تو دعواها خیلی از جاها هم تقصیر از همسرمه.هر زمان مطالب عاشقانه میخونم یا فیلم عاشقانه میبینم واقعا حسرت میخورم و احساس پوچی بم دست میده. بم بگین من چیکار کنم؟؟؟؟ممنونم.

    لینک به نظر
  6. ارمین

    با سلام خدمت خانم دکتر
    خانم دکتر ببخشید میخواستم بدونم علت عفونت پروستات چی هستش؟انجام خودارضایی و دست کشیدن از خود ارضایی قبل از انزال میتواند از علت های آن باشد؟
    نعوظ زود بیماری هست یا نه؟آیا درمانی برایش وجود دارد؟

    لینک به نظر
  7. سلام خانم دکتر من یک سال و نیم ازدواج کردم واژینیسموس شدیدی دارم حتی اجازه معاینه نمیدم. پرده با بی حسی برطرف شده اما من بازم رابطه ندارم مشاوره زیاد رفتم بهم گفتن با سرمنگ و اینا امتحان کنم اما وقتی فک میکنم چطور بایه وسیله خشک امتحان کنم و. نمیتونم . به تزریق بوتاکس فک کردم . حتی همسرم بچه دوس داره میخوام ای یو ای کنم باا بیهوشی . اما ایا بوتاکس صد در صدی هست. من شهرستان هستم

    لینک به نظر
  8. شک و بدبینی ب همسرم دارم.ومدام فکر میکنم بهم خیانت میخواد بکنه و قراره از دست بدمش.ما خیلی همدیگه رو دوست داریم.البته همسرم بیشتر.چون با تمام محدودیت هایی ک براش بوجود آوردم کنار اومده.اما من همش فکر میکنم جلوی من اینجوریه و پشت سرم کارایی میکنه ک از نظر من خیانت ب حساب میاد.مثلا حق نداره ماهواره یا شوی تصویری ببینه.یا تو گوشیش ترانه تصویری و عکس باشه.تو خیابون همش میگم چرا به این نگاه کردی چرا به اون نگاه کردی؟مهمونی و مسافرتامون کوفتمون میشه.الانم نمیذارم بره سرکار.میخواد تو مدرسه غیرانتفاعی مشغول شه ولی چون همکار خانوم دارم نمیذارم بره.پدر ومادرمم باهام حرف نمیزنن سر همین قضیه.خودم میدونم کارام اشتباهه ولی نمیتونم عمل کنم ب دونسته هام.چون همسرم مهربونه و همه دوسش دارن و زود باهمه میجوشه و تو دلشون جا باز میکنه میترسم ازم بگیرنش.همه زندگیم شده ترس نبودنش.هر جا بره باید منم باشم یا اگه مجبور شه تنها بره وقتی بیاد یه دعوای اساسی داریم.حتی دستم روش بلند میکنم اونم گاهی از کوره در میره.ولی آخر سر اون کوتاه میاد و پا پیش میذاره برای آشتی.انصافا کار خطایی ازش ندیدم ولی همش فکر میکنم بخاطر کنترلای منه.با اینکه همیشه میگه اعتقادات خودش نمیذاره بهم خیانت کنه و دوسم داره اما باورم نمیشه و فکر میکنم اینجوری میگه بهش اعتماد کنم و اون از اعتمادم سو استفاده کنه.با اینکه یقین دارم آدم سو استفاده گری نیست.ولی افکار منفی نمیذارن ب زندگیم بزسم.در مورد همه و همه چیز اینجوریم حتی خونوادم.فقط ترس از دست دادن و مریض شدنشون و دارم.تو رو خدا کمکم کنین

    لینک به نظر
  9. سلام.خانم دکتر من یه دختر۲۱ساله هستم یه بچم دارم سزارین داشتم عفونت داشتم کورتاژداشتم پیش دکترمریم حری که خوب نشدم خونریزیم زیاد بودیه ماه میشه رفتم یزد پیش دکترکریم زاده بعدازمعاینه دکترگفت خیلی ضعیفی خونریزیت واسه همینه اعلانم پریودم تغریبا منظمه ولی هنگام نزدیکی خیلی درد دارم اینم بگم که واینم بگم که واژنم هنگام نزدیکی خشکه برای خشکی واژن چه دارویی مصرف کنم عین قبل ازرابطم لذت نمیبرم

    لینک به نظر
  10. سلام خانم دکتر،ببخشید من۲۱سالمه، یه مدته احساس میکنم بی میلی جنسی دارم،البته مجردم ولی وقتی فکر رابطه هم میاد به ذهنم بدم میاد،قبلنا توی دوران پریودی احساس نیاز پیدا میکردم ولی الان اصلا به هیچ وجه متنفر شدم حالم بد میشه طوریکه اسمش میاد حالم بد میشه چندشم میشه،پریودیم منظم هست،لطفا راهنماییم کنین،باید چکار کنم؟مشکل چیه بنظرتون؟رومم نمیشه به کسی بگم ولی نگرانم میکنه این قضیه،لطفا راهنمایم کنین ممنونم

    لینک به نظر
  11. الهام

    سلام خانم دکتر عزیزم
    من دختر مجردی سی ساله هستم من خیلی هیلی زود تحریک میشم و قسمت تناسلیم و واژن گرم میشه ضربان دار میشه و حتی اگر کاری هم با دست نکنم مثل مالش و … بازم با تحریک اب ازم خارج میشه،من حتی مطالب پزشکی زنان که میخونم مثلا نحوه معاینه رو توضیح میده من تحریک میشم اب ازم خارج میشه و واژنم‌گرم میشه دیگه چه برسه به دیدن عکس یا فیلم،که البته فیلم و عکس مدت هاست نگاع نمیکنم ولی همین مطالب پزشمی جنسی میخونم تخریک شدید میشم،خانم دکتر خیلی دارم زجر میکشم فکر مبکنم نباید عیچ وقت ازدواج کنم چون زود تحریک میشم نمیتونم رابطه خوب داشته باشم چون زود آبم میاد خیلی زود پس نمیتونم ازدواج کنم،حتی میخواستم برم دکتر زنان نتونستم چون قطعا موقع معاینه اب ازم خارج میشه و گرم میشه ابروم میره،راستش خانم دکتر من سالهای زیادی خودارضایی میکردم از بچه گی چون نمیدوتستم اصلا قضیه چیه تکرارش کردم و‌عادت شد و وقتی فهمیدم ضرر دارع که خیلی دیر شده بود،خانم دکتر عزیزم،ایا به خاطر خودارضایی که میکردم الان اینجوری شدم که زود تخریک میشم و آب ازم خارج میشه؟؟؟ درمانش چیه؟؟ خواهش میکنم کمکم کنید من اصلا مدت عاست سراغ موضوعاتی که تحریک شم نمیرم اما بالاخره مثلا موضوعات پزشک زنان بخونم اینحور میشم بخوام‌دکتر زنان‌معاینه کنه اینجور میشم ابروم میره،ختی وقتی با پسری که خیلی دوسش دارم‌حرف میزنمم هم کلی اب ازم خارج میشه؟ چی کار کنم😞😞😞داغون شدم. ایا من نمیتونم ازدواج کنم و‌رابطه جنسی سالم داشته باسم به خاطر زود تخریک شدید شدنم؟؟

    لینک به نظر
  12. سلام شهرام
    علل بی خوابی بسیار زیاد است
    از جمله اضطراب و افسردگی و وسواس و اختلال دوقطبی و بیماریهای جسمی
    یا مصرف مواد مخدر و بعضی داروهها و نوشیدنیها
    گاهی به علت مشکلات روزانه و شرایط اتاق خواب و رعایت نکردن بهداشت خواب
    گاهی هم بدون علت است
    علت را باید رفع کرده و گاهی دارو مصرف کرد
    dr_psy_nejat@

    لینک به نظر
  13. یدالله

    سلام خانوم دکتر عزیز خسته نباشید
    من۲۱سال سن دارم و سه سالی میشه که خودارضایی میکنم خیلی سعی تلاش کردم تا انجامش ندم ولی واقعا کنترلش سخته.
    خاستم بپرسم که هفته ای دوتا سه بار من این کارو انجام میدم به نظر شما خیلی اسیب شدید بهم وارد میشه؟؟؟ و اینکه باتوجه به مجردبودنم چطور این نیازوکنترلش کنم؟؟؟؟
    ممنونم از شما

    لینک به نظر
  14. ارمین ثمین

    سلام خسته نباشید خانم دکتر یک سوال داشتم من مشکل گواتر شدم نه کم کاره نه پرکار به گفته دکتر گواتر ساده هست خانم دکتر من سه ماه هست تحت نظر دکتر غدد هستم قرص های که نوشته پراپرونول.کلونوزپام.ماپروتیلین.لوروکسین هست مصرف میکنم من خانم دکتر اختلال اعصاب دارم ضربان قلبم بالا میره خفه میشم حس عصبی شدنم رفته بالا فکر های منفی میاد به ذهنم به نظر شما من چه کنم همچنان اختلال اعصاب دارم بدجور چه کنم خواهشا راهنمایی کنید مرسی.

    لینک به نظر
  15. سلام
    خود افسردگی باعث کاهش میل جنسی می شود
    ازطرفی بعضی داروهها هم باعث کاهش میل جنسی خواهند شد
    چندکار لازم است انجام شود دارویتان تعویض شود
    با به همین دارو داروی دیگر اضافه شود
    روان درمانی اغاز شود و دارو کاهش یابد

    لینک به نظر
  16. سلام خانم دکتر من مشکل افسردگی اساسی با ابعاد دیس تایمی و ماژور دارم و داروی سرترالین و ترازودون میخورم از جهتی میل جنسی بنده خیلی ضعیف شده است و نزدیکی جنسی من خیلی کم شده است چکار کنم یا چه دارویی بهتره جهت افزایش میل جنسی و نعوظ ؟ سه حلقه ای ها خوبند؟

    لینک به نظر
  17. سلام
    خانم دکتر من پسری بستو شش ساله هستم که ده سال است اعتیاد به خود ارضایی پیدا کردم به طوری که زندگیم مختل شده و توان هیچ کاری ندارم ضعف جسمی تکرر ادار ضعف اعصاب پرخاشگری تپش قلب چه کنم خانم دکتر خواهش میکنم کاری کنید داروهایی که دادند نمیتوانم سر وقت مصرف کنم و نتیجه ای هم نداردن در ضمن اضطراب شدیدی گرفتم که نمیتوانم از خانه خارج شوم و از همه میترسم و تابه حال هیچ تجربه ای با جنس مخالف نداشتم خانم دکتر در ضمن اگر بتوانم ترک کنم و بعد از ترک هم هیچ گونه فعالیت جنسی نداشته باشم مشکلی برای سلامتم پیش میاید ممنون

    لینک به نظر
  18. علي اكبرزاده

    سلام سرکار خانوم دکتر عزیز همسر بنده دچار وسواس شدید به شستشو هستند الان مدت سه ساله که بسیار شدید شده و در این مدت هم به پزشک مراجعه کردن هم دارو مصرف کردن هم اشعه درمانی کردن هیچکدوم فایده ای نداشتند روز به روز هم حالشون بدتر میشه أیا شما میتونید مارو کمک کنید ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
    داروهای مصرفی هم سیتالوپرام بی پریدین ارپ ودپاکین بوده

    لینک به نظر
  19. سلام همزمان بامصرف داروی تقویتی اسپرم ومتخصص مجاری ادراری تحت درمان متخصص اعصاب ومصرف قرص پروپرانول۲۰٫کلرودیازپوکساید۵وسرترالین۵۰ هستم مصرف این دارو با داروی تقویتی اسپرم تداخل ایجاد نمی کند؟

    لینک به نظر
  20. مژگان

    سلام بنده دختر ۴۰ ساله ای هستم که ازکوچکی عادت استمنا داشتم وبه مدت۵ساله که از دردعضله خط وسط زیرشکمم رنج میبرم پزشکان زیادی رفتم گفتند علتش عصبیه و نزد روانپزشک برو رفتم وایشان برام قرص ونلافاکسین و داکسپین و پرگابالین تجویز کردند که مدت ۵ ماهه مصرف میکنم ولی هنوز دردرا دارم وبا ایستادن وفکر کردن درمورود مسایل جنسی دردم بیشتر میشه وبا گرم کردن زیرناف دردم کمتر میشه میخواستم بدونم ایا پزشکان درد میتونید برای دردم کاری بکنید ممنون میشم کمکم کنید واگر نظر تون مثبته آیا آیندگان دایمی است یا موقت از راهنماییتون نهایت تشکر رادارم چون درد زندگیم را فلج کرده

    لینک به نظر
    • دکتر مهری نجات

      سلام
      اطلاعات شما کافی نیست
      ولی بهرحال به نظر میاید درد شما با رواندرمانی و استفاده از دارو بهبود یابد
      اگر از نظر مسایل جسمی بررسی شده اید
      باید به روانپزشک رواندرمانگر مراجعه کنید.
      و تحت درمان قرار گیرید
      در کلینیک درد اگر روانپزشک است و رواندرمانی می شود مراجعه کنید

      لینک به نظر
  21. با سلام و عرض ادب خدمت سرکار دکتر مهری نجات لطفا جواب مرا به ایملیم ارسال کنید ممنون از بزرگواریتان
    میخواستم سوال کنم در مقوله سکسولوژی زن و مرد در جایی که زن از دخول لذت کافی نبرد و ادعا کند از طریق سکسولوژی دهانی به ارگاسم می رسد یعنی به صورت خاصی باید واژن را ارام ارام خورد ایا این امر در زنان طبیعی است یا غیر طبیعی ایا راهی برای درمان این نوع ارگاسم زن وجود دارد که از طریق دخول ارضا شود یا نه. در صورت جواب چند سوال دیگر هم دارم اگر مرحمت کنید ممنون می شوم.

    لینک به نظر
  22. سلام خانم دکتر امیدوارم جوابمو بدین من بیست سال بعنوان ی دختر زندگی کردم ولی براساس مشکل ژنتیکی ک داشتم خصوصیاتم کاملا شبیه جنس مذکر بود والان با انجام آزمایشات و کاریوتایپ نظر ب تغییر واصلاح چنسیت به مرد رو دادن با اینکه میخام ازین پیله رها بشم ولی یکم میترسم “کنکور امتحان دادم وقبول شدم الان استرسم بیشتر شده ک توی محیط دانشگاه چیکارکنم

    لینک به نظر
    • سلام امید
      شرایط شما از مشکل ترین شرایط موجود است
      باید قدم به قدم با کمک روان درمانگر و مشاوره مراحل تغییر را طی کنید.
      بهتر است زودتر اقدام کنید.
      در مورد دانشگاه با مجوز پزشکی قانونی مشکلی برای تعییر نام وعیره وجود ندارد.
      بهتر است دانشگاه را با جنس واقعیتان شروع کنید.
      البته اگر از نظر ذهنی پذیرای جنسیت مخالف را دارید.

      لینک به نظر
  23. سلام. امیدوارم حوصله ی یه متن نسبتا طولانی رو داشته باشین.من ۳۲ سالمه،ازسال ها پیش یعنی دوران مدرسه راهنمایی احساس آزردگی، انزوا و نفرت میکنم. البته نمیتوانم بگویم این زمان دقیق است. شاید قبل ازآن هم این احساس بوده ولی من با توجه به سن کم در دوران کودکی حساسیتی نسبت به این مشکلات نداشته ام. وشاید وضعیت خانواده هم دربی توجهی به این مشکلات سهیم بوده. ازسال دوم دبیرستان به مرورمشکلات من وخیم شد. به طوری که دچاروسواس کندن موشدم که تا امروزهم ادامه داره. تا چهاریا پنج سال این مشکل حاد بود ولی بعدازآن به صورت یک مشکل مزمن با شدت کم درآمد.بالأخره هشت سال پیش تصمیم گرفتم به پزشک مراجعه کنم. تشخیص پزشک افسردگی با نوعی ازدوقطبی بود. با مصرف دارو بعدازسه ماه علائم بهبودی مشاهده شد. ولی به دلایل مختلف درروند درمان اختلال به وجود آمد و بیماری برگشت. ازآن زمان به بعد من درگیر مراجعه گاه و بی گاه به پزشکان مختلف هستم و با تشخیص دوقطبی و وسواس داروهایی مانند فلوکستین، ریسپریدون، دپاکین،النزاپین،لاموتریژین و… رو مصرف کردم. ولی هیچوقت موفق نشدم یک روند درمانی منظم وثابت رو ادامه بدم. الان وضعیت روحی خیلی بدی دارم. به شدت نا امیدم وازتمام مردم و اعضای خانواده به خصوص پدرم نفرت دارم.من ازپدرم متنفرم.گاهی دلم میخواد برای اینکه مجبورنباشم اونو تحمل کنم خودم روبکشم. دائم به سقوط ازارتفاع فکرمیکنم وحتی گاهی به تراس خانه میرم و به ارتفاع و نحوه ی پرتاب خودم ازارتفاع و درد و ترس این کار وهمه ی جزییاتش فکرمیکنم.من ازانسان ها متنفرم ولی هیچوقت این نفرت رو آشکارنمیکنم واحساسم رو پنهان میکنم. مثلا هروقت به یک مغازه میرم به فروشنده فقط به عنوان فروشنده ونه یک انسان نگاه میکنم. میخوام هرچه زودترکارم رو انجام بدم وازمغازه بیام بیرون. نه تنها ازانسان ها نفرت دارم بلکه می ترسم. احساس میکنم دریک قفس زندانی ام ونفسم تنگ شده. دلم میخواد بدون هیچ دردی بمیرم وبعد ببینم که مردم وازهمه چی راحت شدم. اما مشکل من اینه که درعین حال که اززندگی بیزارم به شدت ازمرگ میترسم. ازخود مرگ نه ازفرشته ی مرگ میترسم.من درهرگروه، اجتماع، محیط، جمع دوستانه و خلاصه هر محیط اجتماعی منزوی وتقریبا مطرود هستم. همیشه باهرموضوعی به صورت انتقادی برخورد میکنم وازهیچ چیزی لذت نمیبرم. ازدوستی با هرشخصی وبه خصوص ازدواج گریزان هستم. اگرکسی ازمن انتقاد کند یا احساس کنم مرامسخره کرده اندتا آخرعمربه یادم می ماندو کینه به دل میگیرم. کاملا بدبین وبدون هیچ اعتمادی به دیگران زندگی میکنم. دوران سربازیم تلخ ترین دوران زندگیم بود ولی با هرمصیبتی که بود از آن عبورکردم.دربرخورد با مسائل عصبانی و بی حوصله هستم و معمولا شکست میخورم. من تقریبا ازدرمان خودم ناامیدم و به نوعی بدبختی خودم رو پذیرفتم. دلم میخواد کاری انجام بدم زبان خارجی یاد بگیرم ، ورزش کنم و یا به خارج ازکشوربرم. ولی درفضایی ازنامیدی، دلمردگی،نفرت و نارضایتی وآشفتگی جنسی به سرمیبرم. احساس میکنم هرگزازنظرجنسی ارضا نخواهم شد چون محرک من درمسائل جنسی نفرت ازجنس مخالف است ونه عشق. درمورد زنان احساس دوگانه دارم اصلا نمیدانم مشکلم چیه. زندگی زناشویی برایم بسیارعجیب وغریب به نظرمیرسه و اصلا نمیتونم اونو درک کنم. با قوانین طبیعت مشکل دارم. مثلا ازکشتن حیوانات وخوردن گوشت آنها متنفرم واصلا انگارمحال است که بتونم با این واقعیت کناربیام که طبیعت اینجوریه. شاید این مشکلی که من با قوانین طبیعت دارم نقطه ی آغازمشکلات من درتمام زندگیم بوده ولی نمیدونم چرا این مشکل رو دارم.ازهرچیزی که اعمال قدرت دراون باشه متنفرو عصبانیم. مثلا من به سربازی به عنوان یک قانون طبیعت نگاه میکردم و این حس که من مجبورم سرباز باشم مثل این بود که دارم خفه میشم. دوست داشتم همه ی کسانی رو که این قانون رو به وجود اوردن به طرزفجیعی بکشم. حتی تمام مردم رو. ولی من ازمرگ میترسم به همین دلیل دست به هیچ کارخشونت آمیزی نمیزنم.الان چند ماهه که دارویی مصرف نمیکنم.سردرگمم ونمیدونم باید چکارکنم، میخوام ازدنیا فرارکنم ولی قدرتش رو ندارم.دیگه نمیتونم بیشتربنویسم چون هم طولانی میشه وهم دراین لحظه بیشترازاین فایده نداره. ولی اینایی که گفتم گوشه ای ازمشکلات من بود. نمیتونم تصویردقیق وکاملی ازاون چیزی که واقعا هست بدم. اگردروجود من انگیزه ای برای بیرون آمدن ازاین مرداب باقی مانده باشه باید چکارکنم؟ممنون.

    لینک به نظر
    • سلام
      تا حدودی شرایط سخت شما شدم
      گاهی به علت تعییرات مواد داخل مغز به نام نوروپپتیدها مثل بیماریهای دیگر مثل بیماری قند که انسولین بدن کم می شود
      این ماده داخل مغز اگر در اثر ژنتیک و عوامل محیطی در افراد کاهش یابد باعث اختلال دوقطبی و افسردگی و وسواس در فرد خواهد شد.
      که این موارد در جامعه بسیار زیاد هستند.
      که با توجه به توصیح شما، شما مبتلا به ان شده اید.و به مرور زمان علایم بدتر شده اند.
      خوشبختانه درمانهای دارویی و روان درمانی به کاهش علایم و کنترل علایم شما کمک خواهد کرد.
      فقط صبر و تحمل و همکاری شما با روانپزشک و رواندرمانگر لازم است تا به نتیجه برسید.
      موفق باشید.

      لینک به نظر

سوال یا نظر خود را وارد کنید

تصویر (اختیاری) کمتر از 2M با فرمت JPG

 

زوج درمانی و اختلالا ت جنسی
مشاوره قبل از ازدواج و ارزیابی جنسی
افزایش اندومتر رحم در نازایی

بیماریهای اعصاب و روان
مشکلات فرزندان و والدین