سن دارم و مشکل من عاطفی هستش که با مسائل و مشکلات کار و معیشت و …


  • سلام خانم دکتر
    من ۳۷ سن دارم و مشکل من عاطفی هستش که با مسائل و مشکلات کار و معیشت و در کل اجتماعمون و وضعیت اقتصادی و فرهنگی ترکیب شده و بیماری من رو به اوج خودش رسونده . بیش از یک سال هست که دارو مصرف میکنم دچار استرس و افسردگی شدید شدم . تو این یک سال و اندی خیلی مشاور و روانپزشک رفتم ، مشاور که نتونست من را متقائد کنه و روانپزشک هم قرص آلپروزلام و فلکستین بهم داد که دارم مصرف میکنم البته مشکل اضطراب و استرسم تغریبا به صورت خیلی شکننده حل شده ولی مشکل افسردگیم هنوز نه ، و به قوت خودش باقیست . گاهی انقدر شدید غم به دلم می شینه که دلم میخواد دست کمک به هر کسی دراز کنم.البته مشکل افسردگی من از کودکی بر اثر یک حادثه شروع شد و هنوز ادامه داره دکترم بهم گفت باید چند سال این داروهارو مصرف کنی تا کاراکترت تغییر کنه ولی چنان در علت و موضوع افسردگیم به تفکر عمیق و ملکوتی رسیدم که نمیتونم موضوع را فراموش کنم که حتی به درمان خودم کمک کنم اون اتفاق پارسال دوبار تازه شد و باعث شد آتشی زیر خاکستر فوران کنه آتشی که سعی کرده بودم طی ۱۱ سال گذشته مهارش کنم ،ولی الان دیگه افسار گریخته شده و نمیتونم جلوشو بگیرم و واقعا زندگی برام شده تئاتر بازی کردن نشون میدم به همه که خوشحالم ، در صورتی که داغونم جلوی همسرم همش در حال نقش بازی کردنم ماسکی به صورت گذاشته ام عمرو طی میکنم .دیگه خیلی خسته ام همش منتظر اون اتفاقم … در صورتی که ازش فراریم و میدونم باعث متلاشی شدن زندگیم میشه.
    بزارید خیلی خلاصش کنم و سوالمو خیلی کوتاه کنم چون داستان من به درازای یک عمره و از حوصله و وقت شما خارجه.
    (آیا راهی هست که بشه عشق رو فراموش کرد و دوباره به جریان معمول زندگی برگشت)
    آزاد و رها
    ممنون خانم دکتر

    لینک به نظر

    • اگر شما در یک عشق قدیمی فریز شده اید و نمی توانید خودتون را نجات بدید حتما دلایل عمیقی در ناخواگاهتون برای ادامه دادن این شرایط وجود داره که با رواندرمانی تحلیلی این افکار توسط خود شما شناسایی میشوند و بهبود پیدا می کنید

      لینک به نظر