هدایا

امتیازات

+ 235

دکتر سعید انصاری دزفولی

دکتر سعید انصاری دزفولی

آخرین فعالیت: 7 ماه, 2 هفته قبل

افتخارات

+ 5

اطلاعات پایه

نام ونام خانوادگی :

دکتر سعید انصاری دزفولی

جنسیت :

مرد

شهر محل طبابت :

اطلاعات تخصصی پزشک

تحصیلات :
زمینه تخصصی :
آدرس مطب :

تهران

درباره پزشک :

اطلاعات علمی و حرفه ای دکتر سعید انصاری:

o دارای گواهینامه تخصصی اعصاب و روان با نمره ممتاز
o مسئول آموزش دانشجویان پزشکی در بخش روانپزشکی
o مسول مرکز درمان سومصرف مواد (MMT) بیمارستان
o برگزاری کارگاههای آموزشی با موضوع اعتیاد در دانشگاه علوم پزشکی
o دوره تخصصی زوج درمانی زیر نظر دکتر سامرند سلیمی
o دارای گواهینامه هیپنوتیزم تراپی از انجمن هیپنوتیزم ایران
o دارای گواهینامه تخصصی نوروفیدبک
o همکاری با رادیو سلامت
o دوره تخصصی سکس تراپی
o انجام مطالعات مختلف و نوشتن مقالات متعدد در زمینه روانپزشکی
o برگزاری کارگاه های مختلف خانواده درمانی، زوج درمانی، فرزندپروری و مشاوره پیش از ازدواج و ...
o عضو انجمن علمی روانپزشکان ایران
O عضو شوراى حل اختلاف نظام پزشكى تهران
کانال تلگرام:
https://telegram.me/drsaeedansarii
.
اینستاگرام:
https://www.instagram.com/drsaeedansari/

خدمات :
ساعات حضور در مطب و مراکز درمانی :

تماس با کلینیک

تلفن مطب :
درصد تخفیف به رزرو از طریق داک تاپ :

0%

بیمه های طرف قرارداد :

اطلاعات تخصصی پزشک

ثبت نوبت

نقشه

هدایا

خرید هدیه

لطفا فرم زیر را بدقت پر نموده و بر روی دکمه پرداخت کلیک کنید تا به در گاه بانک جهت پرداخت هدایت شوید. توجه کنید چنانچه اطلاعات شما ناقص و نادرست باشد، و یا در صورتی که پزشک مربوطه مایل نباشد، هدیه شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

شاخه گل رز شاخه گل طلایی

سوالات و نظرات

۱۴۵ Responses to “سعید انصاری دزفولی متخصص اعصاب و روان (روانپزشک) تهران”

    • سلام

      هر دو داروى مورد اشاره در درمان افسردگى استفاده میگردد و بر اساس معیارهایى از جمله: سابقه خانوادگى، سابقه قبلى خودشان، سایر علایم همراه از جمله وسواس و مشکلات جنسی و خواب و … انتخاب میشوند. لذا امکان پاسخ دقیق به سوال شما وجود ندارد چرا که عوامل متعدد و فراوانی د ر انتخاب داروی مناسب دخیل مى باشند.

      لینک به نظر
  1. کبمیا

    سلام اقای دکتر خانمی هستم که بعد از یک سال و نیم زندگی مشترک تصمیم به جدایی از همسرم گرفتم..مشکلی که دارم اینه که علیرغم نداشتن رضایت از زندگی مشترکم…حالا که تصمیم به جدایی گرفتیم بیشتر از قبل دچار استرس و نگرانی شدم..طوری که درست نمی تونم بخوابم..بعضی وقتا طپش قلب میگیرم و گاهی اوقات گریه می کنم…ِدر حال حاضر هم خیلی توی خودم هستم و ازجمع فرار می کنم دچار وسواس فکری هستم و خواب نامنظمی دارم…با این اوصاف به نظر شما نیاز به درمان دارویی دارم یا اینکه با مشاوره و رواندرمانی مشکلم حل میشه؟؟ چون ازشدت اضطراب نمی تونم درست فکر کنم و تصمیم بگیرم….ازراهنمایی شما ممنونم
    در ادامه صحبتهای قبلی اینو هم اضافه کنم که من سردردهای میگرنی شدیدی دارم که مدتی هست خیلی بیشتر شدن و اعلب صبحها با سردرد بیدار میشم..ایا استرس من باعث تشدید سردردم شده …؟؟ ممنونم ازتون

    لینک به نظر
    • با سلام

      بدون در نظر گرفتن دلایل تصمیم شما براى جدایى از همسر ذکر این نکته ضرورى است که اغلب زوجین در چنین مرحله اى از زنگى دچار علایم افسردگى و اضطراب میشوند که ما به آن “سوگ” مى گوییم.
      بنابراین بخشى از علایم حاضر شما مى تواند طبیعى تلقى شود ولى اگر شدت علایم به حدى است که موجب اختلال در عملکرد شما شده است توصیه میکنم به یک رواندرمانگ (روانپزشک یا روانشناس) مراجعه کنید تا به شما کمک بیشترى نمایند.

      موفق باشید

      لینک به نظر
  2. ازادی

    سلام اقای دکتر
    به تجویز روانپزشک سرترالین وکلردیازپوکساید مصرف میکنم
    ولی شباوروزا نمی تونم بخوابم مگر۲ساعت که ازشدت خستگی بیهوش میشم وبقیه ساعات روز وشب خستم وخوابم میاد ولی نمی تونم بخوابم…این به داروها ربطی داره؟برای سه هفته دیگه نوبت دارم…شهرستانمون روانپزشک نداره که بتوم مشورت کنم
    من بایدچبکارکنم؟ممنون میشم اگه راهنمایی کنید؟نیازه که دکتر دارو روعوض کنه برام؟

    لینک به نظر
    • با سلام و وقت بخیر

      من از تشخیص شما اطلاع ندارم ولى داروهاى روانپزشکى عموما نیاز به تنظیم دارند و در ابتداى درمان مشاهده چنین مشکلاتى دور از ذهن نیست.
      گاهی سرترالین منجر به اختلال خواب میشود لذا اگر پزشک تان در دسترس نیست و امکان مشورت دارویی با ایشان وجود ندارد (احتمالا نیاز به تغییر دارو !) توصیه میکنم سرترالین را فقط صبح استفاده نمایید و در اسرع وقت مشکل را با پزشک تان در میانبگذارید.

      موفق باشید

      لینک به نظر
  3. مرضیه

    با سلام خدمت آقای دکتر انصاری
    آقای دکتر من دختری هستم ۱۹ ساله که از دی ماه۹۳ با فوت عموم دچار افسردگی شدم ولی چون علایم خیلی خفیف و نامحسوس بود و من هم با علایم افسردگی آشنا نبودم متوجه نشدم که افسردگی گرفتم تا اینکه آقای دکتر این افسرگی ای که استارتش دی ماه۹۳ خورد در خرداد ماه۹۴ تا حدودی پا گرفت و رفته رفته با توجه به سختی های زندگی شدت میگرفت آبان ۹۴ که من دوران پیش دانشگاهی را سپری میکردم (رشته تجربی) این افسردگی با نشانه پرخوابی و بیهوشی به اوج خودش رسیدبه طوری که من را تا حد خییییییییییلی زیادی از درس ، مدرسه و کنکوری خواندن جدا کرد از همان آبان ماه بود که دکتر رفتن های من شروع شد چون دامنه علایم روز به روز وسیع تر میشد علایمی از قبیل : ریزش مو ، پرش انگشت، فلج خواب، گرفتگی عضلات دست و پا ، گرفتگی مچ دست ، بی حسی پنجه دست به طوری که انگشتام چوب میشد، عدم تمرکز ، سر درد و …
    من در فاصله آبان ۹۴ تا اواسط خرداد ۹۵ به دکتر داخلی ، مغز و اعصاب ،ارتوپد و هرسه شب درمیان هم به دکتر عمومی مراجعه میکردم و آزمایش هایی از قبیل تیروئید ، MRI مغز و گردن ،خون و نوار عصب هم دادم ولی جواب همه این آزمایش ها سالم بود دیگه از این همه دکتر رفتن و نتیجه نگرفتن خسته شده بودم تا اینکه از طریق یک برنامه تلویزیونی با سایت داکتاپ آشنا شدم و شرح حالم را برای یکی از همکاران گرامیتان گفتم و ایشان به من گفتن که باید تحت درمان روانپزشک قرار بگیرم من از ۱۲ تیر ۹۵ یک هفته مانده به کنکور ۹۵ تحت درمان روانپزشک قرار گرفتم و تا اکنون نیز تحت درمان هستم ولی آقای دکتر هرچی دارو مصرف میکنم اون حالت بیهوشیم موقع خواندن خوب نمیشه و همیشه با فاصله ۱۵ الی ۳۰ دقیقه بعد از شروع به خواندن چشمام سنگین میشه و از هوش میرم و مصرف دارو فقط دردهایم را لحظه ای تسکین میبخشد و هیچ فایده دیگری ندارد من تااین لحظه هم کنکور ۹۵ و هم ۹۶ ازدست دادم و فقط تا یک کنکور دیگر آن هم فقط تا ۹۷ فرصت دارم چون سال ۹۸ یا کنکور برگزار نمیشه یا اگر هم برگزار بشه کتاب های درسی تا حد قابل توجه ای تغییر میکنه آقای دکتر من رشته مو خییییییییییییییییییلی دوست دارم و تا وقتی که نتونم از تمام توانم برای آماده شدن در کنکور استفاده کنم اصلا حاضر نیستم به هیچ قیمتی وارد دانشگاه بشم و در رشته ای که بهش علاقه ندارم ادامه تحصیل بدم
    شمارو خدا کمکم کنین دارم دیوونه میشم دیگه نمیدونم باید چیکار کنم هر راهی که بگین رفتم اصلا فکر نمیکردم زمانی که به کنکور برسم بخوام دچار افسردگی بشم و اینطوری مسیر زندگیم تغییر کنه از ۲۸ خرداد۹۶ درمان مو با روانشناس هم شروع کردم و علایمی که الان دارم و دارو هایی هم که مصرف میکنم از قبیل زیر است
    علایم: دیدن کابوس ، سر درد ، درد ست ، درد پا ، درد قفسه سینه ، خالی شدن معده بعد ۵ دقیه از خوردن غذا و احساس ضعف کردن ، کم شدن اشتها، گهگداری پرش انگشت ، دیدن خواب های پر از تنش و درگیری،حتی موقع هایی هم که انرژی دارم اینقدر زیاده که نمیتونم کاری انجام بدم و خیلی اون انگیزه و جدیت اوایل رو برای انجام کار هام از دست دادم با اینکه تموم تلاش مو برای اینکه سریعتر خوب بشم میکنم ولی انگار انتظارم خیییلی از خودم بالا رفته و مدام خود مو سرزنش میکنم خستم آقای دکتر خستم الکی الکی داره آیندم از دستم میره
    دارو : کادویژل ۱۰۰ ، پرانول، ویتناگنوس، فیفول،جینکورا (جینکوتیدی)، فلوکستین ۲۰ ، سلکسیب ۱۰۰ ، گاباپنتین ، زیپروبایوکس ۲٫۵
    ممنون میشم کمکم کنید

    لینک به نظر
  4. باران

    با سلام….برای درمان سردردهای میگرنی فقط از درمان دارویی میشه استفاده کرد ؟؟ ایا طب سوزنی میتونه این درد رو کامل برطرف کنه یا تزریق بوتاکس در. سر ؟؟ چون من خانمی هستم که قصد بارداری دارم و می دونم که درمان دارویی چندین ماه زمان میبره و با مصرف این داروها نمیشه برای بارداری اقدام کرد….از راهنمایی شما بسیار ممنونم…موفق باشید

    لینک به نظر
    • با سلام

      در مورد مطلبى که سوالافرمودید چند نمته وجود دارد که در زیر به آن اشاره میشود:
      ١- هر سردردی میگرن نیست و تشخیص میگرن باید توسط متخصص تعیین گردد.
      ٢- با فرض میگرن، توصیه هایی پیشگیرانه از جمله پرهیز از خوردن غذاهاى کنسرویی، نور شدید، صدا خیلی بلند، پرهیز از بیخوابى،پرهیز از سوسیس و کالباس و ترشیجات و . . .
      ٣-درمان میگرن موضوعی است کیفی و در صورت شدت نداشتن میتوان از داروها درمانى استفاده نکرد و در صورت شدت زیاد در حین بارداری از داروهایی که عارضه خاصى در باردارى ندارند استفاده کرد که در این زمینه میبایست پزشک متخصص در شهر محل سکونت تان به شما کمک نمایند.

      لینک به نظر
  5. با سلام
    من در دوران نوجوانی خیلی به ظاهر و طرز راه رفتن خودم حساس شده بودم،وقتی تو خیابون راه می رفتم احساس می کردم نگاه دیگران به من تمسخر آمیزه،بعد مدتی مشکلم حل شد و دیگه چنین حسی رو نداشتم.
    پارسال تو محیط کارم مورد تمسخر ظاهری یه سری همکارام البته با عنوان شوخی قرار گرفتم و دوباره همه اون احسایات بد برگشتن.دوباره حساسیت افراطی من نسبت به طرز راه رفتنم شروع شد به حدی که تمرکز رو ازم گرفته بود.بعد که از اون محیط خارج شدم حسای بد دوباره رفتن و عادی شدم.الان دوباره تو همونجا کار پیدا کردم و قراره برگردم.هنوز نرفتم ولی دوباره وسواس من نسبت به طرز راه رفتنم شروع شده.
    به روانپزشک مراجعه کردم گفت که من اختلال خود زشت پنداری دارم و داروی الانزاپین و فلوکسوامین دادن.
    من این جریان رو برای یکی از اعضای خانوادم تعریف کردم و گفت حساسیت من عادیه و هر کس دیگه ای هم اگر مورد تمسخر قرار بگیره حساس میشه.نظر شما چیه؟من واقعا مشکل و اختلال روانی دارم یا فقط کمبود اعتماد به نفسه؟

    لینک به نظر
    • با سلام و وقت بخیر

      همانطور که میدانید امکان ارزیابی و به طبع آن تشخیص گذاری دقیق از طریق اینترنت وجود ندارد. اما نکاتی در این باره به ذهنم میرسد که در ادامه عرض خواهم کرد.

      ۱- اساسا در دوران نوجوانی شاهد بروز برخی تغییران جسمانی هستیم که گاها به دلیل متوازن نبودن رشد و به هم خوردن ظاهر فرد، وی احساس عدم رضایت از خویش مینماید که بعد از طی آن مرحله از زندگی شرایط اصلاح میگردد.
      ۲-در روانپزشکی آنچه را ما اختلال و بیماریی میدانیم که موجب اختلال عملکرد فرد گردد.مثلا روابط بین فردی او را تحت تاثیر قرار دهد، افت تحصیلی و شغلی پیدا نماید، کیفیت زندگی او را کاهش دهد و . . .
      ۳-با فرض بند۲ و بیان اختلال روانپزشکی تنها راه درمان “دارودرمانی” نیست هرچند در بسیاری از موارد لازم و ضروری است.

      لینک به نظر
    • با سلام
      اساسا اختلال وسواس بسیار متنوع و پیچیده است و بروز آن در کودکان ممکن است با بزرگسالان متفاوت باشد.لذا اگر علایمی به نفع یک اختلال از جمله تکرار رفتار، حساسیت زیاد به وسایل و حریم شخصی و . . . در کودک تان مشاهده میکنید در اسرع وقت به منظور ارزیابی دقیق به یکی از همکاران روانپزشک در شهر خود مراجعه نمایید چرا که گاهی تشخیص های دیگری همچون اوتیسم و . . . هم مطرح میشود و البته این در حد یک احتمال است.

      موفق باشید

      لینک به نظر
  6. ستاره

    سلام دکتر من ۱۷ سالم بود از اتفاقی ترسیدم و قلبم درد میگرفت رفتم دکتر قلب گفتن دریچه میترال قلبت یکم افتادگی داره و چیز خاصی نیست ولی من اون اتفاق دیگه از امتحانات میترسیدم از بیرون رفتن میترسیدم ی مدت خوب شدم ولی گاهی بازم نفسم میگرفت چشام سیاهی میرفت ضربان قلبم میرفت بالا طوری بود که هر وقت میرفتم بیرون پروپرانول میخوردم الان ۶ ساله از اون اتفاق میگذره من اون علائم همیشه همراهم بود بعضی وقتا کم میشد گاهی زیاد الان ۵ ماهه همش نفسم تنگ میشه قلبم درد میگیره خیلی میترسم سرم گیج میره همش با اون که نور هست ولی تاریک میبینه چشمام رفتم دکتر گفتن پانیک داری قرص الپرازولام بهم دادن با ایمی پرامین که روزی س بار مصرف کنم من قرصا رو هم میخورم گیج میشم دو هفتس فهمیدم و دارو میخورم ولی بهبودی زیاد حس نمیکنم و همش بیحالم میخواستم بدونم واقعا اینا پانیکه ؟ بیماری جسمی ندارم ؟ و درمانش چیه ؟

    لینک به نظر
    • با سلام و وقت بخیر

      با توجه به شرح حالی که فرمودید، وجود یک عامل استرس در سالها قبل منجر به بروز علایم فوق شده است که اغلب با احساس ترس و اضطراب همراه است. در مورد تشخیص نیاز به ارزیابی دقیق تر و اخذ شرح حال میباشد که متاسفانه از این طریق امکان پذیر نیست. در مجموع به نظر نمی رسد مشکل جسمانی برای شما مطرح باشد، لذا توصیه میکنم در شهر محل سکونت خود به یکی از همکاران متخصص روانپزشکی مراجعه نمایید تا در این رابطه به شما کمک نمایند.

      ضمنا داروهایی که مصرف میکنید به نظر نمیرسد تنظیم باشد!!

      لینک به نظر
  7. سلام اقای دکتر بابت مطالب مفیدتون ممنونم…خانمی هستم. متاهل که متاسفانه زندگی مشترک خوبی ندارم…مدتی هست که مدام احساس خستگی می کنم…برای انجام کارها در خودم. توانی نمی بینم ..خیلی توی خودم هستم.تنهایی رو دوست دارم..وقتی توی جمعی میرم اولش خوشحال میشم اما زود خسته میشم و دوست دارم ازون محیطخارج بشم…خیلی بابت گذشته خودمو سرزنش می کنم..حس می کنم چیزی خوشحالم نمی کنه بعصی وقتا به شدت دچار استرس میشم ..خواب خوبی ندارم و صبحها به سختی بیدار میشم….و مدتی هست که به خودکشی فکر می کنم حتی توی ذهنم تجسمش می کنم..اما بعدش با خودم فکر نی کنم اکه بمیرم نکنه شرایطم بعدشبدتر ازین باشه و روحم عذاب بیشتری بکشه…نن ساکن تهران هستم..ایا مشکلات من با رواندرمانی حل میشه ؟؟ ممنونم

    لینک به نظر
    • سلام

      به نظر میرسد مشکل شما حداقل در ۲ حوزه قابل ارزیابی می باشد.
      اول وضعیت روانی خودتان، با توجه به علایمی که به آن اشاره نمودید احتمالا تشخیص افسردگی برای شما مطرح می باشد که درمان آن بر اساس شدت آن تعیین میگردد.( رواندرمانی یا دارو و یا هردو)

      موضوع دوم: ارتباط شما با همسرتان میباشد که نیاز به بررسی دقیق تر دارد و نیاز به حضور هر دو نفر جهت زوج درمانی میباشد.

      لازم به ذکر است این دو موضوع در ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر هستند و می توانند بر هم اثر گذار باشند.

      لینک به نظر
  8. سلام دکتر خسته نباشید
    بنده ۲۱ سالمه و از حدود سه سال پیش با توجه به علائم فهمیدم که اضطراب اجتماعی دارم به چند دکتر مراجعه کردم ولی ادامه ندادم
    حال من جوریه که کوچکترین فعالیت اجتماعی برام عذاب آور شده
    اردیبهشت ماه در اثر تصادف پام شکست و الان دو ماهه خونه نشین شدم و حالم خیلی بده
    یک اتفاق مثه تصادف یا مشاجره برام پیش میاد حالم بدتر میشه
    الان حتی تو خونه هم استرس دارم و تمام بدنم میلرزه
    زندگی خیلی برام عذاب آور شده
    میخواستم بدونم شما میتونید تو این زمینه به من کمک کنید
    به دلیل مشکلات مالی زیاد نمیتونم به مطب مراجعه کنم شاید در ماه حداکثر دوبار
    الان خیلی به کمک احتیاج دارم.

    لینک به نظر
    • با سلام و وقت بخیر

      متوجه شرایط شما هستم.
      اضطراب اجتماعى یکى از انواع تظاهرات اضطراب میباشد که معمولا منجر به افت عملکرد میشود.
      درمان اصلى رواندرمانى متکی بر رفتاردرمانی و شناخت درمانى است، البته در ابتداى درمان ممکن است به دارو نیاز باشد، در مورد هزینه ها با منشى باید هماهنگ نمایید اما رویکرد درمانى من همواره به نحویی بوده که با در نظر گرفتن وضعیت مالى مراجعان و استعانت شان هزینه دریافت میشده است.

      لینک به نظر
  9. با عرض سلام و احترام
    اینجانب.۲۵ ساله ومجرد
    من از حدود ۷،۸ سال پیش دچار وسواس فکری شدم بعد از حدود دوسال از آن موقع با افزایش استرس حالت اوج پیدا کرد و افکاری ناخواسته به ذهنم میریسد یک سری از ان افکاری که به ذهنم میرسید را به علت اینکه فن بیان خوبی نداشتم اشتباه به مشاور فهماندم واین زمینه ای شد برای مشکلات بعدی ام.به طوری که اگر اولویت پرسیدن سوالاتم رعایت نشود یا اشتباه پاسخ داده شود یا..همه زندگی من را تحت الشعاع قرار میدهد مثلا حتی اگر بخواهم لیوانی اب بخورم به گونه ای ذهنم اب خوردن را به ان مسیله حل نشده ربط میدهد وجمله ای در ذهنم ساخته میشود.که اگر حالت استرس شدید پیدا کنم وارد مرحله بعد فکر وخیال میشوم درواقع بیماری فکرو خیال من به صورت سینوسی حالت اوج و فرود دارد که در ابتدا یک سوال برایم پیش میاید تحت فشار سوالاتی به ذهنم میرسد که حالت مقایسه ای با دیگران دارد
    بعد از ان با دیدن هر صحنه. به صورت حمله ای یادم به خاطرات مربوط به ان صحنه می افتدو.. .در ضمن من در سرم احساس میکنم یک چیزی به اندازه کف دست یا کم تر از ان در نزدیکی ملاجم به جمجه ام فشار وارد میکند که گاهی بالای گوشم این احساس را دارم که انگار یک چیزی حرکت میکند و گاهی این احساس هم بالای گوشهایم و هم پشت سرم به جمجه ام فشار وارد میکند که هم خوابم را مختل کرده و هم این که حس میکنم این افکار مربوط به این ناحیه از مغزم است که به من فشار وارد میکند به طوری که یک کلمه به صورت ممتد در ذهن من میماند و هر مسیله ای را به ان ربط میدهد.میخواستم بدانم بیماری من چیست و راه درمان ان.باتشکر

    لینک به نظر
  10. با سلام و تشکر برا سایتتون ،با توجه به گذشته تلخی که داشتم تو روحیم تاثیر گذاشته احساس نا امیدی و کسل بودن میکنم و به نوعی از شلوغی دوری میکنم در عین حال تنهایی و دوس دارم از طرفی باعث میشه تو گذشته غرق شم، آدم احساسی و شدید دل نازک و صادق و زود اعتماد میکنم همین اعتماد کردنام باعث ضربه خوردن و تنهاییم شده و از همه کس بیزار شدم، می خوام بدونم اینا نشانه افسردگی هستش و اگر آره در چه حده درجش.ممنون میشم راهنماییم کنین و اگر ممکنه پاسخ رو به جی میلم بفرستین ممنون.

    آقای دکتر چی کار کنم روحیه شادی داشته باشم و لذت ببرم از زندگیم چون با وجود ورزش کردن باز احساس خستگی و افسردگی میکنم و روزهام تکراری میشه برام.

    (کاربر دو سوال را در دو قسمت جداگانه درج کرده بود که بخاطر نظم بیشتر توسط داک تاپ در یک قسمت قرار گرفت)

    لینک به نظر
  11. با سلام و عرض ادب خدمت شما آقای دکتر.
    جوانی هستم ۳۱ ساله و مجرد. چند سالی هست که دچار نوعی وسواس فکری عملی و کندی در افکار هستم به گونه ایکه گاهی اوقات در تصمیم گیری و فکر کردن کند عمل میکنم. ذهن درگیری هم دارم و اکثر افکارم منفی و خسته کننده هستند. موقع مطالعه زیادی روی کلمات و حروف مکث میکنم و در معانی آنها شک دارم. حافظه ام نیز ضعیف شده.
    اوایل فکر میکردم بخاطر ضربه ای که چند سال پیش به سرم خورد اینطوری شدم و به متخصص مغز و اعصاب هم مراجعه کردم ولی مشکل مغزی نبود البته دکتر اینطوری گفت. چند بار هم دارو خوردم ولی بخاطر ترس از دارو قطعشون کردم. مدتی هم هست بشدت کم حوصله ام و در محل کار خسته میشم. ممنون میشم راهنماییم کنید.
    با تشکر از شما.

    لینک به نظر
  12. سلام آقای دکتر
    من سالهاست میگرن دارم (همون درد در دو طرف شقیقه سر و ضربان دار همراه با حالت تهوع )البته تو دو سال اخیر بهتر شده بودم که پارسال به خاطر استرس شدید و یک حادثه زخم معده گرفتم که دکتر واسم سرترالین نوشت بعد از بهبود و ترک سرترالین نوع سردردم کامل عوض شده و تبدیل شده به انقباض شدید تمام عضلات صورت و گردن و درد در ناحیه ملاج به طوری که احساس می کنم با چکش دارن میزنن تو سرم!!!! و این حالت بیشتر تو عروسی و مکان های شلوغ و موقع عصبی شدن واسم پیش میاد. به نظر شما چکار کنم واسه درمان؟؟؟و من ساکن اهواز هستم اگه ممکنه دکتر خوب تو این مورد معرفی کنید؟ ممنون

    لینک به نظر
  13. بهناز

    سلام اقای دکتر سپایگزارم بابت مطالب خوبتون…خانمی هستم ۴۲ ساله.و متاهل.متاسفانه ترسهایی توی وجودم هست که حتی ازمطرح کردنشون جلوی دیگران خجالت می کشم…مثل ترس ازگربه…اگه در مکانی باشم که گربه بهم نزدیک بشه یکدفعه تپش قلب می گیرم و همه بدنم ازترس بی حس میشه و حتی ممکنه گریه کنم….از خون خیلی می ترسم حتی اگه توی فیلم یا عکس باشه….از رانندگی کردن می ترسم واسه همین توی این سن هنوزجسارت رانندگی کردن رو ندارم…..از اب می ترسم به همین خاطر نتونستم دنبال شنا کردن برم…واقعا نمی دونم چرا اینهمه ترس توی وجودم هست و به خاطر این ضعفها خیلی جاها خجالت میکشم و اعتماد به نفسم پایین اومده…ایا این ترسهای من قابل درمان هستن ؟؟ اینو هم بگم از لحاظ هوش و استعداد ازخیلی از اطرافیانم بهتر بودم اما توی دانشگاه هم توی رشته ای قبول.شدم که بعدها از تحصیل اون رشته خیلی سرخورده و پشیمون شدم.. بعصی وقتا حس می کنم ادم به درد بخوری نیستم…و مدام خودمو سرزنش می کنم..

    لینک به نظر
  14. با سلام
    بنده طبق تشخیص عزیز ی از همکارانتان مشکل اختلال تمرکز adhd داشتم.و داروهای مختلفی رو امتحان کردند. اگر چه برخی از جنبه ها را حل نمود مثل بیقراری، ولی هنوز مشکل تمرکزم حل نشده و الان کل زندگی علمی بنده رو تحت تاثیر قرارداده. اگرچه دوران بچگی آزمون تست هوش که بصورت دو نفره (مشاور و بنده) از روی دفترچه منسا(تصویری چند گزینه ای) انجام دادم و حتی نمره ۱۳۰ رو گرفته بودم ولی وقتیکه تنها مطالعه کردن وضعیت بسیار اسفناک و دشواره و هرچقدر رویاه ها رو جلوش رو میگیری بدتر میشه وتعداد اشتباهات رو بالا میبره. بطوری که ممکن حتی یه پیامک رو اشتباه متوجه بشم! و در زمان ارتباط دو نفره اگه مونولوگ طرف مقابل یکم طولانی بشه من تو رویا میرم و فکرهای جورواجور. این وضعیت رو دیگه بیش از این نمیتونم تحمل کنم از سرطان بدتر ه! مشکل چیه!

    لینک به نظر
    • با سلام

      اختلال تمرکز یک علامت است که ممکن است به دلایل مختلف از جمله: اختلال کم توجهى(ADD) ، اضطراب منشر، وسواس و . . . ایجاد شده باشد. یقینا درمان هم براساس تشخیص صورت میگیرد. بافرض اینکه تشخیص شما اختلال کم توجهى است از روشهاى دارویى و غیر دارویی (مثل نوروفیدبک، رفتاردرمانی و …) میتوانید بهره ببرید.

      لینک به نظر
  15. یاسمین شادرو

    سلام جناب آقای دکتر من بیماری مبتلا به سایکوزیس وروانپریش هستم ۲۰ساله از تهران مدت یک سال است دارو های تریفن۲mlوریسپریدونml4رامصرف میکنم اما از۳ تیر ماه دارو را خودسرانه وبدون نظر روانپزشکم قطع کردم حالا چند روزی است استرس وتنش دارم دیروز هم با مادرم بحث کلامی داشتم و فحش میدادم آیا این ها نشانه عود وبرگشت بیماریم است ؟ خیلی میترسم از اینکه دوباره مبتلابه توهم شوم دکترم را دوست دارم ولی میل به مصرف دارو ندارم واز دارو متنفرم در صورتی که دکترم گفته دارو ها را باید تا آخر عمرم بخورم در کودکیم هم خیلی رنج کشیده ام ولی آن زمان بیماری روانی نداشتم ۲بارتوهم داشتم اما بدون دارو رفع شد و ادامه پیدا نکرد تا پارسال که حالم خیلی بدشد دارو ها برایم مناسب بود ودرمان شدم اما این ۲و۳ روز اخیر استرس شدید و تنش و بحث داشتم آیا داروهایم را دوباره بایدشروع کنم یا حالاتم گذراست ورفع می شود ممنون می شوم جواب دهید

    لینک به نظر
  16. پانته ا

    سلام اقای دکتر.من سال هاست که از هواپیما می ترسم و نمیتونم مسافرت کنم خواهش میکنم به من یک راه حل بدید .به کجا باید بروم و چه کنم تا از این رنج نجات پیدا کنم.خواهش میکنم به من کمک کنید .خیلی از شما متشکرم.

    لینک به نظر
  17. سلام آقای دکتر من خانمی ۲۸ ساله هستم و از شهرستان . من ۱۴ ساله دچار اختلال پانیک هستم ولی به طور دایم نبوده و یک چند سالی مخفی میشده و باز دوباره علایم خودشو نشون میداده . حتی مسخ واقعیت هم میشدم یه وقتایی . دوماه پیش من خودبه خود دچار سردرد شدید و احساس فشار شدید تو سرم شدم به طوری که راه رفتنی تعادل نداشتم و حس میکردم سرم مثل پاندول ساعت اینطرف اونطرف میره و این سردرد ۱۰ روز ادامه داشت و باعث حمله های پانیک میشد که با گریه رفتم روانپزشک و آلپراز و پاروکستین داد و سرم الان خوب شده . اما میخواستم برای اطمینان ازینکه توی سرم مشکلی ندارم پیش یه دکتر بهتر برم و از طریق سرچ کردن یه دکتر خوب به اسم شما برخوردم . آیا نیازی میبینید من حضوری مراجعه کنم خدمت شما ؟ خیلی میترسم و میخوام زیر نظر یه دکتر خوب باشم

    لینک به نظر
    • با سلام

      خیر نیازی به تهران آمدن نیست، چراکه همکاران خوب و متخصص بنده در شهر شما هستند و حتما به شما کمک مینمایند. شما میتوانید نگرانی خود را با پزشک تان در میان بگذارید و از ایشان در مورد ضرورت انجام سی تی اسکن سوال بفرمایید. یقینا پزشک تان آنچه به صلاح شما است توصیه مینمایند.
      موفق باشید

      لینک به نظر
  18. بهاره

    سلام اقای دکتر وقت به خیر…..خانمی ۳۷ ساله هستم و ازبچگی تا حالا از گربه…خون …سرعت زیاد ماشین و شنا کردن و فضای بسته می ترسم…ایا این ترسها قابل درمان هستن ؟؟ ممنونم از پاسخگویی و راهنمایی جنابعالی

    لینک به نظر
  19. با سلام به جناب دکتر
    چرا زمانهایی که (مثل امتحانات) اضطراب زیاد است. اثربخشی دارو (متیل فنیدیت) کلا از بین میرود؟ و مجبور میشم راه بروم و انگار ذهنم پر و فکر های مختلف موضوعات گفتگوی ذهنی(که هرکدوم رو حل میکنم بعدی میاد و همینجور…) یک لحظه راحتم نمیذارن.من یکساله تحت درمان با داروهای مختلفم که هیچ کدام جواب ندادن: سرترالین، بوپروپیون استراترا، پرانول. تا الان پیش دوتا دکتر رفتم انگار نه انگار فقط متیل‌فنیدیت تو مواقع عادی چند درصدی بهبود داده و نه همیشه.خواهشا یه جواب بدید من با این وضع چیکار کنم؟؟؟این بخاطر کمبود کدوم نوروترانسمیتر ؟؟ و چه دارویی دیگه هست اصلا که ممکنه جواب بده؟؟؟
    و اینکه از کرمانشاه متخصص خوب میشناسید؟

    لینک به نظر
  20. محمود زارعی

    سلام و عرض ادب جناب اقای دکتر بنده ۳۲ ساله مجرد قبلا یک سری مشکلات اضطراب داشتم مثل ترس از خبری بد دادن ترس مرگ گناه افکار منفی که همراه تپش قلب هم بود بی خوابی به متخصص اعصاب و روان رفتم و قرص ۲۰ میلی عبیدی روزی یک عدد مصرف کردم و هر ۳ ماه چکاب رفتم و دوباره دارو تجدید شد تا این که تحت نظر پزشک کم کردم بعد ۳ ماه همین احوال مجدد سراغم امد دوباره همان قرص رو شروع کردم وقتی میخورم حالم خوبه فقط موقع استفاده بیحال و کسل میشوم صدای وزوز گوش دارم و از همه مهمتر موقع درس خواندن تمرکز ندارم زود خسته میشم خواهشا راهنماییم کنید

    لینک به نظر
    • با سلام و وقت بخیر

      با توجه به شرح حال مختصرى که فرمودید، به نظر میرسد در کنار اضطراب درجاتى از اختلال افسردگى نیز در شما موجود باشد لذا درمان افسردگى هم میبایست پیگیرى شود. از سویى دیگر در کنار درمان دارویى، رواندرمانى میتواند به شما کمک نماید.
      امیدوارم شرایط شما بهبود یابد و به وضعیت پایدار برسید.

      لینک به نظر
  21. سلام بر جناب دکتر،
    درصورتی که بنده بخواهم برای مشکل تمرکز و دقتم (۲ پیام بالا توضیح ارائه شد.) پیش شما درمان رو ادامه بدم به جلسات به چه صورت خواهد بود؟ چون بنده کرمانشاه هستم.
    چون اینجا که هیچ نتیجه ای نگرفتم نمیدونم چرا تشخیص نمیدن!!

    لینک به نظر

سوال یا نظر خود را وارد کنید