هدایا

امتیازات

+ 656

دکتر برژانت جزنی

دکتر برژانت جزنی

/

آخرین فعالیت: 8 ماه, 3 هفته قبل

افتخارات

+ 5

اطلاعات پایه

نام ونام خانوادگی :

دکتر برژانت جزنی

جنسیت :

زن

شهر محل طبابت :

لندن

اطلاعات تخصصی پزشک

تحصیلات :

متخصص

زمینه تخصصی :
روانپزشکی ( اعصاب و روان ) - روانکاوی
آدرس مطب :

لندن

درباره پزشک :

روانکاو، مدرس و عضو هیات امنا و هیات مدیره مرکز تحقیقات و مطالعات فرویدی در لندن
سخنران مهمان در دانشگاههای بریستول، میدلسکس، یو سی ال و برکبک انگلستان
فارغ التحصیل رشته روانکاوی-جامعه شناسی از دانشگاه برونل انگلستان با رتبه عالی
دارای عضویتهای مراکز معتبر زیر:
روانکاو مرکز تحقیقات و مطالعات فرویدی (لکانی) http://www.cfar.org.uk
دبیر کالج و آکادمی روانکاوان بریتانیا http://www.psychoanalysis-cpuk.org
عضو انجمن روان درمانی بریتانیا http://www.ukcp.org.uk
عضو انجمن روانکاوی و روان درمانی تحلیلی بریتانیا http://www.cpja.org.uk

وبسایت: https://berjanet.com

خدمات :
ساعات حضور در مطب و مراکز درمانی :
تلفن مطب :
درصد تخفیف به رزرو از طریق داکتاپ :

0%

بیمه های طرف قرارداد :

اطلاعات تخصصی پزشک

ثبت نوبت

نقشه

هدایا

خرید هدیه

لطفا فرم زیر را بدقت پر نموده و بر روی دکمه پرداخت کلیک کنید تا به در گاه بانک جهت پرداخت هدایت شوید. توجه کنید چنانچه اطلاعات شما ناقص و نادرست باشد، و یا در صورتی که پزشک مربوطه مایل نباشد، هدیه شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

شاخه گل رز شاخه گل طلایی

سوالات و نظرات

۴۲۰ Responses to “برژانت جزنی روانکاوی لندن”

  1. ehsan

    با سلام . چطور میتونم بصورت خصوصی برای شما ایمیل بفرستم ؟ نمیتونم اینجا بگم .. ممکنه به ایمیلم جواب بدید ؟؟ ممنون

    لینک به نظر
  2. fahimeh

    با سلام و خسته نباشید خدمت خانم دکتر : پدری دارم ۵۶ ساله که حدود ۱۰ سال است بیماری دوقطبی و وسواس شدید به خصوص روی شست و شو دارد.۱۰ساله که داره روزی دو تا دیپا کین ۵۰۰ و یه دونه فلو وکسامین و شبی یه دونه زولپیدم برای خوابش میخوره اصلا از بیرون رفتن بدش میاد فقط خونه رو دوس داره و حمام اش حدود ۱۰ ساعت طول میکشه هنوزم داره بدتر میشه از لحاظ افسردگی و وسواس انگار داروها هیچ تاثیر مثبتی روی او ندارد از بسکی روانپزشک بردیمش خودشم خسته شده خواهشمندم برای درمان بهتر راهنمایی کنید ؟؟؟ ممنون

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماستون،

      توصیه می کنم در کنار دارو درمانی پدرتان را پیش روانپزشکی که تخصص روان درمانی نیز دارند ببرید که بتواند بر اساس یک ارتباط درمانی مناسب به ایشان کمک کنند. در هر صورت تشخیص بیماری پدر شما سایکوز است و در این نوع از سایکوز که علایمشان را شرح دادید کمتر احتمال بیماری دو قطبی می رود و به نظر اسکیزوفرنیا می آید. در هر صورت وسواس به خصوص روی بدن از علایم این بیماری بوده و در کنار دارو درمانی لازم است در زندگی روزمره ایشان به فعالیتی که بدان علاقه نشان می دهند مشغول شوند. اگر پرستار روانپزشکی و یا مددکار اجتماعی در شهر محل زندگیتان اینگونه وظایف توانا سازی بیماران سایکوتیک را انجام می دهند می توانید از کمکشان بهره ببرید.

      لینک به نظر
  3. حسین

    با سلام و درود فراوان از محبتی که در حق بیماران روا می
    دارید جلسات روان درمانی فعلا تا دو هفته به ریکسیشن و تنفس شکمی چند بار در روز اختصاص داده شده استبه نظر شما ایا روش فرادرمانی و انرژی کیهانی وانرزی درمانی ایا تاثیری در بهبود بیماران روحی دارد با تشکر فراوان

    لینک به نظر
    • با سلام،

      اینگونه رویکردهای فرا درمانی هیچ گونه ارتباطی با روانکاوی و روان درمانی ندارند ولی نکته بسیار اساسی این است که چنانچه بیمار شما از این روش سود می برد، به لحاظ روانکاوان لکانی هیچ موردی مبنی بر عدم استفاده از آنها وجود ندارد. بسیاری از بیماران سایکوتیک از روشهایی مانند مدیتیشن، انرژی درمانی، روزه داری سکوت و غیره برای کمک به درمانشان و برگشتن به روال عادی زندگیشان بهره می برند که نباید از آن جلوگیری شود.

      با سپاس

      لینک به نظر
  4. محمد

    با سلام خانم دکتر
    من ۳۴ سالمه که مدت تقریبا ۶ ماهه موقع ای که فکر زیاد میکنم یا عصب میشوم یکدفعه غش میکنم و مثل اینکه حالت تشنج بهم دست میدهد و چندین با به پزشگ عمومی می روم تا سرم و یک امپول وصا میکنم حالم خوب میشود من چکار کنم تا این جالت بهم دست ندهد

    لینک به نظر
  5. نازی

    با عرض سلام و احترام
    خانم دکتر، بیش از ۴۰ روز است که به علت تشخیص یک بیماری سایکوسوماتیک که احتمالاً ناشی از اضطراب است، به توصیه متخصص اعصاب و روان، داروهای سرترالین(روزی ۱۰۰ میلی گرم که از ۲۵ میلی گرم،شروع کردم و به تدریج به ۱۰۰ میلی گرم افزایش دادم) و بوسپیرون (روزی ۱۰ میلی گرم، که از ۲٫۵ میلی گرم شروع کردم و به تدریج به ۱۰ میلی گرم افزایش دادم) مصرف می کنم. اما متاسفانه با وجود گذشت بیش از ۴۰ روز، از عوارض دارو مثل سرگیجه، سردرد، عدم توانایی برای خواب شبانه و به دنبال آن احساس خستگی و خواب آلودگی در روز، خمیازه های پی در پی و احساس کاهش اکسیژن و تنگی نفس، تپش قلب، عدم تعادل فشار خون، و … رنج می برم. در ضمن قبل از شروع مصرف داروها اصلاً از لحاظ خلقی مشکلی نداشتم، بسیار فعال و شاد بودم. اما پس از مصرف این داروها همواره حس ناخوشایندی دارم، تمایل به گوشه گیری پیدا کردم و حوصله هیچ کاری را ندارم و فقط دوست دارم گریه کنم. بعد از یک ماه هم که با پزشکم ملاقات داشتم و در مورد مشکلاتم با ایشان صحبت کردم، گفتند مشکلی نیست و علی رغم میل من، دستور دادند که دوز سرترالین را به ۱۵۰ میلی گرم در روز افزایش دهم،مقدار بوسپیرون را هم تغییر ندادند، در ضمن نوروبیون هم تجویز کردند، اما من تاکنون نه تغییری در دوز قبلی سرترالین داده ام (هنوز هم ۱۰۰ میلی گرم مصرف می کنم) و نه اینکه نوروبیون را استفاده کردم. از شما تقاضا می کنم که در صورت امکان بنده را راهنمایی بفرمایید، اگر به توصیه پزشکم عمل کنم، علایم بدتر نمی شوند؟؟؟؟ خانم دکتر این را هم فراموش کردم خدمت شما عرض کنم که من به شدت از مصرف داروها می ترسم و از اینکه در طولانی مدت به مصرف آنها عادت کنم و … می ترسم، ممکن است بخشی از بروز این علایم ناشی از ترس من از دارودرمانی باشد. خواهش می کنم اگر امکان دارد، بفرمایید که برای رفع این مشکلات چه اقدامی کنم. خیلی از شما ممنونم،امیدوارم همیشه پیروز و شاد باشید.

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      مسایل سایکو سوماتیک و یا روان تنی حتما نیاز به صحبت درمانی دارند تا دارو درمانی. به شما توصیه می کنم به روانپزشکی که تخصص روانکاوی و یا روان درمانی دارند برای داشتن جلسات منظم هفتگی مراجعه کنید. ضمنا قطع نا گهانی داروها را هم به هیچ وجه توصیه نمی کنم.

      لینک به نظر
  6. حسین

    با سلام و تشکر بیماری ۲۶ ساله دارم که سه ماه پیش شرح حال کاملی خدمت شما فرستادم که تشخیص اسکیزو داده بودید در حالی که قبل از آن تشخیص دوقطبی برای ایشان بود به علت قطع داروها و پرخاشگری شدید مجبور به بستری کردن به مدت ۱۰ روز بشویم در آنجا هم با تردید تشخیص اسکیزو افکتیو دادند و میگفت ند چون به این داروها واکنش بد نمیدهید بیماری اسکیزو را تایید میکند پس از ده روز باین داروها از بیمارستان مرخص شدند دو تا آمپول بیپیریدین و فلونکسل هفته ای یکبار با هم یک عدد دپاکین ۵۰۰ سه عدد تیوتیکسین۵ سه عدد بیپیریدین و اریپیپرازول۱۰ دو عدد به مدت ۱۰ روز این داروها را مصرف میکرد و حالش خوب بود پرخاشگری نداشت به میل خودش روزی یکبار بیرون می آمد فقط خوابش بسیار زیاد شده بود دکتر در ویزیت بعدی اریپیپرازول۱۰ را قطع کرد و داروها بصورت ظهر یک عدد دپاکین ۵۰۰ و شبها سه عدد تیوتیکسین۵ و یک عدد بیپیریدین و هفتها یکبار آمپول بیپیریدین و فلونکسل داد که بیمار باز از پر خوابی گله داشت و حالت افسردگی کمی داشت در ویزیت بعدی دکتر بیپیریدین را قطع و ابیلیزول را اضافه کرد افسردگی و پروایی گله بیمار بود در آخرین ویزیت ایشان ابیلیزول را بعد از مصرف ۱۰ عدد قطع کرده و سرترالین ۱۰۰ را جایگزین کرده البته تا حال ۶ عدد سرترالین بیشتر مصرف نکرده ولی افسردگی ادامه دارد در حال حاضر ظهر یک عدد دپاکین ۵۰۰ و یک سرترالین ۱۰ و شبها دو عدد تیوتیکسین۵ میخورد هفتها یکبار روان درمانی دارد و هفتها یکبار هم آقای که فرادرمان میکند و در مطب دکتر روانپزشک ویزیت میکند به منزل ما میآید و بقول خودشان طب مکمل و انرژی مثبت میدهند که تا حال نتیجه ای نداشته و ما بیشتر به چشم سرگرمی به آن نگاه میکنیم و بیشتر به دارودرمانی و روان درمانی اعتقاد داریم در خاتم ضمن پوزش از اطاله کلام و شرح ما وقع آیا روند درمان دارویی مناسب است با سپاس .
    انف

    لینک به نظر
    • با سلام،

      روند دارو درمانی و روان درمانی به نظر مناسب می آیند. گر چه برای نظر قطعی زمان بیشتری لازم است تا شرایط بیمار بنا به رژیم درمانی بررسی شود. در طولانی مدت تناوب جلسات روان درمانی می تواند کمک کننده باشد که البته تصمیم گیری ان بر عهده درمانگر خواهد بود.

      با سپاس

      لینک به نظر
  7. پژمان

    سلام خانم دکترعزیز‌.چن روزپیش واسه کسالتم بهتون گفتم که ببینم نظرتون راجب من چیه.خواستم بگم من یه ماهی که بیمارستان بستری بودم والانم دپاکین۵۰۰ظهر۱عددوشب هم ۱عددمصرف میکنم.کسالتم نمیذاره زندگی کنم ایام مدرسه هایم نزدیکه حتی میخوام برم شهرستان بخاطر کسالتم نمیتونم به خاطر همینه میگم نمیذاره هیچ کار کنم حالموگرفته.خواستم بپرسم دارویی هست به غیرازریتالین که به دپاکین بخوره وکسالتموبرطرف کنه یانه واگه هست اسمشومیخواستم بدونم.ممنونم ازتون

    لینک به نظر
  8. امید

    باسلام
    من دختری ۲ساله دارم که اصلا ارتباط چشمی برقرارنمی کندبه حرفهای دیگران گوش نمی دهد نمی نشیند وراه هم نمی رودجدیدا با دست چپش محکم به سرش می زند وجیغ های وحشتناکی می زند ناگهان به جایی خیره شده ولبخند می زندآیا دخترم به بیماری روانی هم مبتلاست ؟

    لینک به نظر
    • با سلام

      به طور قطع نمی توان نظری در مورد بیماری روانی در کودک شما بنا بر توضیحاتتون داد ولی علایمی را که توصیف کردید می تواند تابلوی بالینی بیماری اوتیسم و یا در خود ماندگی باشد. ولیکن حتما می بایست وی را نزد روانپزشک اطفال که تخصص ویژه در این مقوله دارد برای بررسی و تشخیص گذاری قطعی ببرید.

      با تشکر

      لینک به نظر
  9. پژمان

    سلام.من یه ماه بیمارستان روانپزشکی مشهد بستری بودم والان حالم خوب شده مشکل من فقط بیحالیه که همیشه باهم بوده.دکترم میگه ورزش کن ولی من با ورزش حالم بهتر نمیشه وکسالتم همونه نمیدونم چه کارکنم تا این کسالت از بدنم دورشه.درضمن سابقه مصرف ریتالین طبق نظر پزشک وداشتم ولی چون دوقطبی بودم پزشک گفت واست خوب نیس مصرفش نکن ولی من با ریتالین کسالتم برطرف شده بود.ممنونم راهنمایی ام کنید

    لینک به نظر
    • با سلام

      در بیماری دوقطبی حالت کسالت زدگی و بی حالی بخشی از تابلوی بیماری بوده که معمولا کوتاه مدت است. داروی انتخابی شما داروهای تثبیت کننده خلق است و نه ریتالین، به دلیل آن که این دارو فاز خلق بالا و یا مانیای شما را تشدید می کند. ولیکن با توجه به موضوعی که در رابطه با وضعیت خلق پایین و یا کسالت بارتان مطرح کردید، شما از دسته بیماران دو قطبی هستید که کارایی بیشتر در وضعیت خلق بالا دارند ولی نه البته خیلی بالا. این خود موضوع مهمی است که می بایست با یک روانپزشک که تخصص روان درمانی و یا روانکاوی دارند به طور منظم صحبت کنید که علاوه بر تنظیم دارویی برای شکل دادن به زندگی روزمره تان بتوانید بهترین حالت ممکن را انتخاب کنید. توصیه به ورزش کردن کمکی به شما نمی کند بلکه روانپزشک می بایست فعالیتی را که با وضعیت خلقیتان سازگاری دارد و شما را مجذوب می کند به شما توصیه کند.

      با سپاس

      لینک به نظر
  10. سارا

    با عرض سلام
    خانم دکتر بنده دچار واژینیسموس هستم اما به هر دکتر زنانی که مراجعه کردم سعی به درمان من با قرص و ژل و جراحی داشتن متاسفانه تازه متوجه شدم باید به روانپزشک مراجعه کنم
    از شما خواهش مندم بگویید راه حل این مشکل چیست؟
    زندگی من در مرز فروپاشی است

    لینک به نظر
    • با سلام

      مشکل شما قطعا به مسایل روحی و روانی مربوط می شود ولیکن لازم است حضوری و به طور منظم به یک روانکاو و یا روان درمانگر در شهر محل زندگیتان جهت طرح مشکلتان در اولین فرصت مراجعه نمایید تا از بروز بیشتر تاثیرات منفی این مشکل در زندگیتان بکاهید. در این مورد دارو درمانی صرف را نیز توصیه نمی کنم.

      با سپاس

      لینک به نظر
  11. نادری

    سلام خانم دکتر مادر من بیماری اسکیزروفرنی و دوقطبی دارد و قرص های دپاکین الانزاپین کلونازپام استفاده می کندو از عمل کرد دارو ها رضایت ندارد ایا داروی جدیدی امده ک رضایت بخش باشد ممنون میشم پاسخ گو باشید ..باتشکر

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      تقریبا تمامی داروهای روانپزشکی دارای عوارض جانبی هستند که بیمار را دچار ناخرسندی کرده ولی معمولا در طولانی مدت این عوارض تعدیل می شوند. این که داروی جدیدتر لزوما در فرد ایجاد رضایت کند باز هم مسئله ای قطعی نیست. رژیم دارو درمانی کشور انگلستان با روش رایج طب امریکایی در ایران متفاوت است و لذا نمی توان به صراحت با نام بردن از دارویی خاص تغییری در وضعیت بیمار شما داد. هر گونه تنظیم نوع و دوز دارو می بایست تحت نظر روانپزشک مربوطه باشد. ضمنا در مورد مادر شما علاوه بر مصرف دارویی، صحبت درمانی را توسط روانپزشکی که این تخصص را نیز داشته باشد توصیه می کنم.

      با سپاس

      لینک به نظر
  12. مرتضی

    باسلام
    واقعا ممنون که این فرصت رو به مادادید تا سوالاتمون رو مطرح کنیم.
    بنده با خانمی آشنا شدم که دو سال از من بزرگتر هستش .
    همکلاسی بودیم ایشون کارشناسیشون رو گرفتن و من یک ترم به اخذ مدرکم مونده.
    بنده سنم ۲۱ و خانم مورد نظرم ۲۳هستند و قصد ازدواج تا ۳ سال دیگه رو داشتیم اما سن برای ایشون تردید به وجود اورده. بنده سایت ها و مقالات مختلفی رو مطالعه کردم.
    به نظر شما
    فاکتور سن رو چطور برسی کنیم .خواهشا راهنمایی کنید
    با تشکر.

    لینک به نظر
    • با سلام و سپاس از تماستون،

      فاکتور سن” به تنهایی” عامل تعیین کننده و یا تضمین کننده برای داشتن ارتباط دلخواه با طرف مقابلتان نیست و ضمنا ظرف ۳ سال آینده که به مرحله عملی کردن برای تصمیم ازدواجتان برسید، هر کدام ممکن است موضع گیری متفاوتی به رابطه پیدا کرده باشید که شرایطتان را آن موقع لازم است مجددا بررسی کنید.

      لینک به نظر
  13. معصومه

    با عرض سلام
    پدرم ۵۴ سال دارد و مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی است .و از علائم این بیماری در ایشان وسواس فکری ،شکاک بودن ،گاهی با خود صحبت میکند و تعادل فکری و رفتاری ندارد .به همین دلایل سر کار هم نمیرود ومنزوی و گوشه گیر است.داروههایی که قبلأ مصرف میکردن امپول فنوفنازین و دو قرص دیگر به همراه امپول بوده.مدتی از درمان پرهیز کرده و قبول ندارد که بیمار است و به پزشک نیاز دارد و برای درمان به پزشک مراجعه نمی کند .ایا ادامه دادن دارو های قبلی کار درستی است یا با توجه به سن و سال باید از داروهای دیگری استفاده شود؟در ضمن داروهای قبلی کمی به بهبود بیماری کمک می کرده است .و اخیرأ هم به پزشکی مراجعه کردم که داروهایی از قبیل :امپول فنوفنازین decanoitوbiperidon به همراه قرص risperidon وbitridon تجویز کرده اند که من با مطالعه از عوارض این داروها از شروع درمان امتناع کردم .ممنون می شوم اگه راهنماییم بفرمایید .با تشکر

    لینک به نظر
    • با سلام و سپاس از تماس شما،

      در هر صورت داروهای روانپزشکی بدون عوارض جانبی نیستند و ظاهرا رژیم درمانی دوم هم تفاوت چندانی با قبلی ندارد. بنابراین توصیه می کنم در کنار دارو درمانی با یک روانپزشک که تخصص روان درمانی و یا روانکاوی دارند و پدرتان رابطه درمانی مثبتی نسبت به وی دارند به طور منظم مشورت نمایند. ضمنا مشغول شدن به فعالیتی که ایشان بدان تمایل نشان می دهند نیز در وضعیت ایشان بسیار ضروری خواهد بود.

      با تشکر

      لینک به نظر
  14. ربابه

    با سلام خانم دکتر عزیز دختری ۲۰ ساله دارم که ایشان از سن ۱۶ سالگی تمایل به برقراری دوستی با جنس مخالف داشته و هر بار که ارتباط از بین رفته اقدام به خودکشی با قرص نموده است و به تازگی به دلیل اینکه عاشق پسری شده بود که ایشان تمایل به ازدواج با دخترم نداشت با خوردن مقدار زیادی لورازپام و دیازپام اقدام به خود کشی نمود که ۵ روز در بیمارستان بستری بودند و ایشان تک فرزند خانواده است و همه وسایل رفاهی برایش مهیاست و در حال حاضر به پدرش که پزشک جراح می باشد میگوید باید برای من از میان پسران دوستانت شوهر پیدا کنی و روزگار ما را سیاه کرده عاجزانه مرا راهنمایی کنید و جواب را به آدرس ایمیلم ارسال نمایید.متشکرم

    لینک به نظر
  15. سیاوش195

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما
    ابتدا از شما بخاطر توجه به مشکلات و پاسخگویی با دقت به سوالات، بسیار تشکر می کنم
    جوانی ۲۷ ساله هستم که در صنعت نفت قسمت حفاری مشغول بکار می باشم، به علت ساکن بودن در منطقه محروم به روانشناس زبده و مسلط دسترسی ندارم ( زیرا یکبار مراجعه کردم و درباره استرسم گفتم دکتر با اندکی صحبت، فورا دکتر قرص پروپرانول تجویز نمود که به شدت خواب آور بود و هوشیاریم ضعیف می کرد) از سه بیماری مدت هاست که رنج می برم :
    ۱- اعتیاد شدید به خود ارضایی دارم به علت: کار در شرایط اقماری و دوری از همسرم و البته دیدن فیلم و سایتهای سکسی ۲- تقلید از رفتار و حرکات افراد موفق و رییسانم حتی لحن حرف زدن و حرکات بدنم را شبیه به آن ها در می آورم که این رفتار از ۱۷ سالگی در من بوجود آمده است ۳-استرس، تپش قلب و فراموشی دارم به گونه ای که حتما بایدجزیی ترین کارهای روزمره ام را در کاغذ یادداشت کنم که ۲ سال است به این بیماری مبتلا شده ام و قبلا اینگونه نبودم.
    از اینکه وقت شریف خود را در اختیار من قرار دادید سپاسگزارم
    آرزوی من موفقیت و سلامتی برای شما دکترخوب و بزرگوار است.خدانگهدار.

    لینک به نظر
    • با سلام و سپاس از تماس شما،

      مسایلی که مطرح کردید به هیچ وجه با دارو درمانی قابل درمان نیستند. اگر به طور ماهیانه به شهری که در آن روانپزشکی که تخصص روانکاوی و یا روان درمانی دارند مراجعه می کنید، برای طرح مسایلتان می توانید از جلسات ماهیانه استفاده نمایید. با توجه به توضیحاتتان بیماری شما در دو سال گذشته شدت یافته که می تواند به دلیل تغییر در وضعیت زندگی شخصی و یا حرفه ایتان باشد.

      لینک به نظر
  16. محمد

    باسلام و عرض ادب خدمت خانم دکتر
    بنده چندی پیش به علت اختلال اضطراب اجتماعی به روانپزشک مراجعه که ایشان پروپرانولول و فلووکسامین تجویز که هیچ اثری نداشت پزشکم را عوض کردم ایشان به من سرترالین ۵۰ دادند که باید سه ماه مصرف کنم به نظر شما با کامل کردن دوره درمان این اختلال از بین میره؟ ایا داروی بهتری هم هست. در ضمن بنده به جهت اینکه روانشناسی میخونم با روشcbt و روش های دیگه و مکانیزم اثرشون اشنام خواهشا درباره طول مدت مصرف راهنماییم کنید

    لینک به نظر
    • با سلام،
      پاسخ شما در مورد تمام کردن دوره مصرف و گرفتن نتیجه رضایت بخش از اثر دارو منفی است. دارو درمانی در کنترل برخی علایم بدنی در هراس زدگی ها کمک می کند و یا آن که برای فرد به مثابه تلقین مثبت کار می کند.
      به لحاظ روانکاوی لکانی هراس زدگی اجتماعی تنها یک نشانه بالینی محسوب می شود که بر یکی از انوع ساختار ذهنی افراد سوار است. در روانکاوی که روشی کاملا متضاد با شناخت رفتار درمانی است علل آن بررسی می شود تا خود فرد بتواند بر این مشکل فایق آید.
      با سپاس

      لینک به نظر
      • محمد

        سلام و عرض ادب مجدد
        از پاسخ هوشمندانه و علمی شما سپاسگزارم
        امیدوارم با مواجهه درمانی و پذیرش این مشکل بتوانم ان را حل نمایم. برایتان سراسر موفقیت و امید ارزومندم.

        لینک به نظر
  17. نازیلا

    سلام خانم دکتر خسته نباشید من یدری ۴۸ ساله ارم که حدود چند سال ییش سیگار را ترک کرد بعد ۶ ماه دچار درد در ناحیه یشت گردن شد و کمی افسردگی همیشه ناراحت بود و تو خودش بود اطرافیان همه به او گفتند مربوط به ترک سیگار است و دوباره ان را شروع کرد و به روانیزشک مراجعه کرد روان یزشک قرص های اعصاب فراوانی از جمله الیرازوم و غیره داد تا وقتی قرص ها را میخورد خوب بود ولی کم کم فرص های اعصاب را کم کردوکلا قطع کرد و تا حدود ۱سال خوب بود اما دوباره مریضی اش برگشت این بار با گردن درد وسردرد و کمر درد ناگفته نماند یدرم کمی هم وسواسی است و تازگی ها زود رنج شده زود عصبانی میشود زود به خود میگیرد و دوباره ییش روانشناس رفت و باز قرص اعصاب خورد باز قرص ها را کم کرد و خوردن قرص را قطع کرد دوباره بعد ۱ سال چند روز ییش میگوید نصف بدنم درد میکند ممنون میشم راهنمایی ام کنید مرسی

    لینک به نظر
    • با سلام و سپاس از تماس شما،

      مشکل پدر شما به کشیدن و یا ترک سیگار مربوط نیست. ایشان در کنار دارو درمانی نیاز به صحبت درمانی هم خواهند داشت. به دلیل اینکه ظاهرا دارو درمانی در مورد ایشان در رابطه با کنترل علایمشان کارایی داشته توصیه می کنم رژیم درمانیشان را نگه دارند و آن را قطع نکنند.

      لینک به نظر
  18. بهار

    با سلام خدمت خانم دکتر عزیز

    من یک سوال داشتم در برخورد با افرادی که دوست دارند تو زندگی دیگران دخالت کنند و درباره همه چیز نظر میدن بدون اینکه از انها نظر بخواهیم، چه کار باید کرد. ایا فقط با سکوت یا بی اعتنایی میشه از این مشکلات رد شد؟ از انجاییکه این مسائل تو روح ما تاثیر منفی می گذارد برای داشتن رابطه مناسب و همچنین جواب دهی به این افراد چگونه رفتار کنیم. راهنمایی ام کنید.
    بسیار متشکرم

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      سوال شما بیشتر دغدغه فرهنگی و یا جامعه شناسی است. توصیه یک روانکاو به شما بنا به خواست واقعی و انتخاب شما باز می گردد که تا چه حد بخواهید بی اعتنا به چنین موضوعی باشید و یا اینکه با آن برخورد کنید. گذاشتن محدودیت بر روی دخالت بی مورد افراد در زندگی خصوصی هر شخصی لازم است و البته به سادگی هم امکان پذیر نیست. فردیت و حق انتخاب آزاد در همه افراد در روانکاوی یک اصل محسوب می گردد.

      لینک به نظر
  19. مجید

    با سلام وخسته نباشید من پسر ۲۲ساله دانشجوی پرستاری هستم بخاطر مشکلاتی که تو جوانی و نوجوانی داشتم الان شدیدا دچار افسردگی شدم و دچار افت تحصیلی شدم بیشتر از هر چیزی اظافه وزن ۱۵ کیلویی و تداخلش با شغلم داغونم کرده همه فکرمو جویده هر کاری کردم نتونستم وزنمو کم کنک رفتم پیش متخصص اعصابو روان بهم توپیرامات داد ولی کمکم نکرد از طرفی boodi imajeبسیار پایینی پیدا کردم بخاطرش نمیدونم دیگه باید چیکار کنم فقط دارم خراب شدن زندگیم و ایندمو با چشمام میبینم خواهش میکنم راهنمایی فرمایید…ممنون.

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      مسئله تصویر بدن برای هر فردی با توجه به نوع ساختار ذهنی اش متفاوت خواهد بود. با دارو درمانی صرف به هیچ وجه این مسئله قابل حل نخواهد بود. اینکه شما چرا در این مقطع از زندگی دچار اضافه وزن شده اید خود سوال خوبی است که با کمک یک روانکاو می توانید به پاسخش برسید و آن وقت یا در صدد رفع آن برآیید و یا اصلا برایتان مورد عذاب آوری نباشد.

      لینک به نظر
  20. فرزاد

    با سلام و عرض ادب
    حاضر مردی ۳۳ ساله هستم که حدود ۱۲ ساله مشکل افسردگی و تمرکز ونقص توجه دارم و به تازگی تشخیص افسردگی دو قطبی نوع دو نیز داده شده است و در حال حاضر داروی آتوموکستین ۶۰ و ونلافاکسین ۷۵ و والپیرات سدیم ۵۰۰ و کوئتیاپین ۵۰ و لاموتریژن ۱۰۰ مصرف می کنم و با توجه به اینکه دانشجوی سال اول دکتری هستم و واحدهای درسی سنگینی داریم همچنان مشکل تمرکز و حافظه شدید اذیتم
    میکنه ایا موکلوبماید یا سلژیلین تو دوز های بالا میتونه کمکم کنه؟ چه روش درمانی رو پیشنهاد می کنین؟
    با تقدیم سپاس

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      داروی بیشتر و یا متفاوت از رژیم درمانی که در حال حاضر دارید را توصیه نمی کنم. توصیه می کنم در کنار دارو درمانی با یک روانپزشکی که تخصص صحبت درمانی اعم ار روانکاوی و یا روان درمانی را نیز دارند به طور منظم مشورت نمایید.

      لینک به نظر
  21. مهدی

    سلام
    وقت بخیر
    بسیار سپاس از وقتی که صرف میکنید.
    من ۲۷ ساله هستم و مجرد.توی خانواده عموم از لحاظ خواص جنسی مردانه مشکل دارد(موی بدن و صورت و داشتن سینه های بزرگ و….).من در کودکی به ایشون تشبیه میشدم.به همین خاطر کل دوران نوجوانی رو بعد از فهم مسائل بلوغ در استرس گذراندم و از همان زمان بسیار مشتاق بودم که بدانم آیا موی پاهای دوستانم رشد کرده؟ اندازه آلت آنها همیشه برایم سوال بود.به همین خاطر دوران نوجوانی (دبیرستان) بسیار گوشه گیر بود و از بازی و استخر با دوستان به شدت فراری بودم.بعد در دوران دانشگاه به سراغ روانپزشک رفتم و ایشان ایتدا گفتند باید استرس تو درمان شود و داروهای سیتالوپرام و پروپرانول را تجویز کردند که بسیار مفید بود و بعد داروی فلووکسامین را برای رفع وسواس تجویز کردند.اما هنوز وسواسم به اندازه ی آلتم از بین نرفته و به همین خاطر از ازدواج فراریم(اندازه ی آلتم از لحاظ ارولوژیست خوبه اما من اعتماد به نفسم در این زمینه کم است)میشه راهنمایی کنید تا از شر این وسواس که تمام زندگیم رو تحت شعاع قرار داده راحت بشم.خدایی خیلی ذهنم رو مشغول کرده.
    با سپاس
    (در صورت صلاح دید این سوال و پاسخ آن برای دیگران مفید است در سایت نمایش دهید ولی خواهش ایمیل نشان داده نشود و یک نسخه از پاسخ رو هم ایمیل کنید)

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      وسواس شما به نظر می رسد در ساختار ذهنی سایکوتیک سوار است و لازم است در کنار دارو درمانی با یک روانپزشکی که تخصص صحبت درمانی دارند به طور پیگیر و مداوم مشورت نمایید. در روانکاوی به افراد کمک می شود که منبع توجه آنها از مسئله ای خاص در مورد بدن و یا ذهنشان به چیز دیگری که می تواند برای فرد انگیزه ایجاد کند و در زندگی شان کاربردی باشد معطوف شود. این خود تخصص ویژه ای است و البته در طول مدت زمان عملی خواهد شد. بنابراین می بایست در ادامه درمان صبور باشید.

      لینک به نظر
  22. سارا

    با سلام و احترام
    من ۲۷ سالمه و دندون گروچه دارم، شبا خیلی اذیت میشم از خواب لذت نمیبرم وخسته میشم حتی گاهی از صدای دندون قروچه بیدار میشم. حتی در این مورد با همسرم هم مشکل پیدا کردم اغلب بخاطر صدای دندونام همسرم هم نمیتونه بخوابه. قبلا به پزشک مغز و اعصاب مراجعه کردم؛ پروپانول و چند تا داروی دیگه تجویز کرده بودند که باعث عصبانیت و تب کردنم میشد. ولی بعد اون به پزشک مراجعه نکردم.

    لینک به نظر
    • با سلام و سپاس از تماس شما،

      مسئله شما در حیطه تخصص روانکاو و یا روان درمانگر هست که در این رابطه می توانید به روانپزشکی که تخصص روانکاوی و یا روان درمانی دارند نیز مراجعه کنید. دارو درمانی در مورد دندان قروچه به هیچ وجه کافی نیست. مسلما شما به طور خودآگاه و یا نا خودآگاه از مسئله ای رنج می برید که دچار این نشانه بالینی آزار دهنده شده اید.

      لینک به نظر
  23. ارینا

    باسلام من یک دانش اموز کنکوری هستم .مدتیه احساس افسردگی میکنم وبرای بیماری های جسمانی که گاهی مانع درس خواندنم میشن نمی توانم خودم روکنترل کنم وشروع به گریه کردن میکنم لطفا راهنماییم کنید باتشکر

    لینک به نظر
    • با سلام و سپاس از تماس شما،

      کنکور خود مسئله ای پر استرس هست که باعث بروز و یا علامتدار شدن رنجش های روانی در فرد می شود. بسیاری از مشکلات سلامتی که افراد از آن شکایت می کنند روان-تنی بوده ولی اینکه فرد چه نوع ساختار ذهنی داشته باشد و توانایی ایگوی وی در استفاده از مکانیسمهای دفاعی روانی تا چه حد باشد، در مقابل استرس های اطراف از خود عکس العمل نشان می دهد. اگر حالات روحی شما مانع تمرکزتان می شود با یک روانکاو و یا روان درمانگر در شهر محل زندگیتان مشورت نمایید.

      لینک به نظر
  24. سینا

    با سلام پسری ۲۰ ساله هستم شدیدا دچار بیخوابی هستم چندین بار هم به روانپزشک مراجعه کردم که کار ساز نبوده واقعا این مسله اذیتم میکنه که دچار افسردگی هم شدم اگه میشه راهنماییم کنید ممنون

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      سوال شما در رابطه با بیخوابی بسیار کلی مطرح شده است. شرح دقیقی از بیخوابی برای هر درمانگری بسیار ضروی می نماید. به عنوان مثال اینکه چه هنگام از شب و یا در چه مرحله ای از خواب دچار بیخوابی هستید و یا اینکه روش زندگی روزمره شما به چه نحو است همگی برای گرفتن درمان مناسب لازم هست که بررسی شود. اینکه از چه زمان و به دنبال چه رخداد خاصی بی خوابی شما شروع شده است مسئله قابل توجهی خواهد بود. رویکرد دارو درمانی در حل مسئله بیخوابی کافی نیست. به یک روان درمانگر، روانکاو و یا روانپزشکی که تخصص صحبت درمانی داشته باشد مراجعه کنید.

      با سپاس

      لینک به نظر
  25. ستاره

    سلام،
    نمیدونم مشکلم تا چ اندازه ب شما مربوط میشه ولی
    ممنون میشم کمکم کنید،۲۵ سال سن دارم ودو سال
    میشه ک کارشناسیمو گرفتم،ولی هنوزم تقریبا ب طور مرتب خواب میبینم ک از مدرسه عقب موندم،امتحان دارم،یا
    واحد مانده هستم وووو……
    در دوران مدرسه دانش آموز ضعیفی هم نبوده ودر تمام دوران تحصیل تنها یک بار آن هم در دانشگاه از یک امتحان عقب افتادم ونتونستم سره جلسه ی امتحان برم اما نمیدونم چرا تقریبا هر شب این خوابو میبینم،باور کنید خیلی عذاب میبینم،احساس خستگی وناامیدی زیادی بم میده. ممنون میشم اگه در حیطه ی علم شماست بم کمک کنید….باتشکر فراوان…..

    لینک به نظر
  26. با سلام و تشکر از تماس شما،

    پاسخ به سوال شما از نقطه نظر روانکاوی این گونه خواهد بود که چرا آن رشته خاص فقط مد نظر شماست که برای پاسخ به آن لازم است با یک روانکاو و یا روان درمانگر به طور حضوری و پیگیر جلسه داشته باشید. مسلما برای کسی که تمام زندگی اش بر روی یک مسئله خاص متمرکز باشد، حاصل نشدن آن به معنی سرخوردگی مطلق خواهد بود.

    در روانکاوی یکی از اتفاقاتی که می افتد کشف علت و چگونگی شکل گیری خواستها و آرزومندی هایمان است که در اکثر مواقع آن خواست متعلق به خود ما نیست و درست به همین علت پیچیدگی موضوع است که پروسه روانکاوی معمولا طولانی می شود.

    معمولا در مشاوره های معمول و یا مشاوره های تحصیلی صرفا تصمیم گیری ها بر اساس معیارهای موجود و به طبع سطحی انجام می گیرد. بنابراین اگر بخواهید نگاهی اساسی تر به سوالتان داشته باشید باید در درجه اول بپرسید چه رشته ای را و چرا آن را تا این حد می خواهید. البته منظور این نیست که نباید آن را بخواهید بلکه با دانستن ریشه آن چه در ذهن شما شکل گرفته جه بسا در موقع کنکور هم کمتر ذهن شما بلوکه شود و آرامش بیشتری داشته باشید.

    تکرار هر خطا و یا ناخرسندی خود نشانه ای قابل تامل است.

    با سپاس

    لینک به نظر
  27. صدف

    سلام من بیست سال دارم سه ساله پشت کنکوری ام واین بار هم کنکورم رو خراب کردم احساس افسردگس شدید میکنم وخستگی تمام سال های تحصیل رو در خودم حس میکنم دیگه از محیط خونه و کتابهام خسته شدم ودیگه روحیه درس خوندن ندارم وهیچ چیزی دیگه منو خوشحال نمیکنه وبه هر رشته ای هم علاقه ندارم چون رشته و دانشگاه خوبی قبول نمیشم ورفتن به این دانشگاه ها احساس افسردگیمو بعد از تحمل این همه سختی بیشتر میکنه حتی دیگه از کنکور دادن میترسم دارم بحران سختی رو تجربه میکنم وحالم اصلا خوب نیست تنها دلخوشی زندگیم دانشگاه رفتن بود الان احساس پوچی میکنم خواهش میکنم منو راهنمایی کنید واقعا نمیدونم جکار بایدبکنم جرات دوباره پشت کنکوری موندن رو ندارم

    لینک به نظر
  28. samad

    سلام و خسته نباشید من برادری دارم ۳۷ساله از سه سال پیش حرفهای میزند که ما قادر به درک آن نیستیم مثال از آسمان به سر من لیزر میاندازند مجری تلویزیون صدای مارا میشنود افرادی میخواهند مرا بکشند من تلسم شدم لطفا مرا راهنمای کنید

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      برادر شما مبتلا به بیماری سایکوز و یا روانپریشی بوده که فورا نیاز به درمان تحت نظر یک روانپزشک در شهر محل زندگیتان دارد که علاوه بر دارو درمانی در صورت لزوم، کار تخصصی صحبت درمانی نیز انجام دهند تا ایشان بتوانند در زندگی روزمره خود مستقل و کارآمد شوند.

      با سپاس

      لینک به نظر
  29. سعيد

    با سلام خدمت شما پزشک محترم
    من پسری دارم ۱۶ساله ازبچه گی دچارتیک های خفیف شده بود ولی ما بی اهمیت ازکناراین گذشتیم
    الان هم دچارتیک شدید گردن شده که بسیار برایش عذاب آوراست
    دکترزیادی الان بردیم ولی نتیجه نگرفتیم خواهشئ میکنم راهنمایی کنید چه دارویی مصرف کند من وماردش ازاین نگرانی نجات پیدا کنیم
    خوااااااااااااااااااااااهش میکنم

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      پسرتان را لازم است جهت کنترل علایم تیک نزد پزشک متخصص مغز و اعصاب و یا نورولوژیست ببرید که تحت نظر ایشان داروی مناسب مصرف کنند. اگر مسئله تیک باعث تبعات روحی برای ایشان در زندگی شخصی و اجتماعی شان شده لازم است با یک روان درمانگر نوجوانان مشاوره کنند.

      با سپاس

      لینک به نظر
  30. ناشناس

    سلام خانم دکتر
    ممنون از کار بسیار با ارزشی که از طریق این سایت انجام میدین.
    مدت ۶ سال است که فکر میکنم عاشق دختری هستم خیلی از اخلاق ها و رفتار هاش رو دوست دارم و همیشه دوست داشتم با همچین دختری ازدواج کنم الان قراره باهم ازدواج کنیم تنها مشکلی که با ایشون دارم از لحاظ فیزیک بدنی هست.
    ببخشید این حرف رو میزنم ولی بدنش اونطوری که من دلم میخواد نیست از لحاظ مالی مشکلی ندارم حتی اگه بشه با هزینه درستش کرد چون بقیه اخلاق هاش رو قبول دارم باهاش ازدواج میکنم ولی میخوام بدونم که این مشکل ساز نیست؟
    یعنی بعدا همیشه چشمم دنبال دیگران نیست؟

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      موردی را که عنوان کردید حتما مشکل ساز خواهد شد. نحوه طرح سوالتان دلالت بر آن دارد که قبل از آن که مسئله جراحی را با طرفتان در میان بگذارید، راه حلتان را از پیش یافته اید. علاقه مندی چیزی است دو طرفه که با مشارکت فکری ادامه دار خواهد بود.

      با سپاس

      لینک به نظر
      • ناشناس

        با سلام و تشکر از پاسختون
        خانم دکتر من دقیق متوجه منظورتون نشدم
        شما می فرمایید قبل از ازدواج این مسئله رو با ایشون در میون بگذارم؟
        احساس می کنم اگه این مسئله رو بهش بگم خیلی دلش می شکنه
        واقعا بین دو راهی گیر کردم
        خیلی دوسش دارم و نمی تونم ازش دل بکنم از طرفی هم می دونم انسان بعدهای دیگه ای هم داره
        واقعا نمی دونم چیکار کنم احساس درموندگی می کنم

        لینک به نظر
        • پاسخ شما به روشنی داده شده است و چنانچه همچنان دچار سردرگمی هستید توصیه می کنم به طور حضوری به یک روانکاو و یا روان درمانگر در شهر محل زندگیتان مراجعه کنید تا از دو راهی در بیایید.

          لینک به نظر
  31. فرحناز

    سلام
    خیلی از افراد شبیه به من سوالات مشابهب با عزیزانی که سوالاتشون رو مطرح کردن دارن
    بهتر نیست پاسخ ها قابل نمایش برای عموم بازدیدکنندگان از سایت باشه؟

    لینک به نظر
  32. عیسی

    سلام خانم دکتر . خسته نباشید . خانم دکتر من یه شش چهار ماهی هست که ازدواج کردم وازدواج ما از نوع ( فامیلی پسر عمو دختر عمو ) هست من و خانمم مشکله چندانی با هم نداریم ولی بعضی موارد بر سر خانواده هایمان درگیر می شیم و بحث میکنیم یا بخاطره موضوعات بی خودی لجو لج بازی میکنیم و حتی با هم بد خلقی و بد اخلاقی نیز میکنیم ولی با زهم خیلی همو دوست داریم لطفا ما رو راهنمایی کنید .

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      سوال شما مشخصا سوال روانکاوی نیست بلکه می بایست به مشاور ه مربوط به زوجین مراجعه کنید. اما به لحاظ روانکاوی می توان گفت اولین اصل در حفظ یک رابطه متعادل اهمیت دادن به فردیت هر شخصی فراتر از بستگی خانوادگی وی بوده که لازم است در همین راستا، حریم خصوصی هر فرد و احترام به آن نیز در یک رابطه مدنظر قرار گیرد.

      با سپاس

      لینک به نظر
  33. الهه

    سلام خانم دکتر وقتتون بخیر.
    یه سوال داشتم من با پسر داییم قصد ازدواج داریم. از من ۲سال کوچکتره، به نظر شما این مسله مشکل ساز میشود؟؟؟؟؟
    ممنون میشم جوابمو بدین.
    باتشکر

    لینک به نظر
  34. مرتضی

    سلام خانم دکتر.پسری هستم ۲۷ ساله مجرد که دو سال هست است که دچار یک بیماری شده ام که دارد دیوانه ام میکند و شاید هم دیوانه شده ام.این بیماری به شکلی است که در طول روز بدون هیچ اتفاقی اینجانب یک بوی نامطبوعی از بینی ام حس میکنم که بیشتر از حفره ی بینی سمت چپ میباشد.پیش انواع دکترهای گوش و حلق و بینی رفته ام و مشکلی احساس نکرده اند.پیش بهترین متخصص و جراح مغز و اعصاب رفته ام و هیچ مشکلی ندیده است.نوار مغزی و ام آر آی مغز هم انجام داده ام اما مورد مشکوکی مشاهده نشده است.پیش روانپزشکان مختلفی هم رفته ام که کاری را نتوانسته اند انجام دهند چون میگفتند توهم است.(کاکوسمی)تا اینکه با یکی از روانپزشکان در کانادا به صورت میل صحبت کرده و ایشان قرص پیموزاید را به بنده معرفی کردند که به مدت یک ماه مصرف کردم و این قرص به شکلی بود که وقتی مصرف میکردم تمام اعضای بدنم به شدت ضعف میرفت تا جایی که قدم از قدم نمیتوانستم بردارم.اما اون حس بوی بد کم شد و تقریبا روبه اتمام تا اینکه به دلیل عوارض ای قرص را ترک کرده و هالوپریدول را معرفی کردند که اصلا خوب نشدم و برگشتم به حالت اول.بیشتر هم صبحا که از خواب پا میشم این بو را احساس میکنم.فوق العاده افسرده ام و اهل بیرون رفتن و گردش هم نیستم.شغلم هم مدیر قراردادهای یه شرکت بازرگانی بزرگ هستم و سرم هم خیلی شلوغه در حدی که حوصله ی کار کردن هم گاهی ندارم.
    از شما خواهش میکنم کمکم کنید

    لینک به نظر
  35. فرهاد

    درود
    من ۳۵ سال سن دارم. ۲سال پیش با دریافت هیدروکورتیزون تزریقی، شب ساعت حدود ۳ دچار حمله ای شبیه پنیک شدم، لرزش شدید عضلات و تپش و چند شب تقریبا با همون شدت ادامه داشت. داروهای مختلفی گرفتم که به طور کلی سیتالوپرام و تیزانیدین علایم را شدیدتر کرد و آلپرازولام و کلردیازپوکساید علایم را تخفیف داد
    تشخیص برخی دکترها پنیک اتک بود و برخی دیگه سندروم سروتونین، اما هیچ کدوم از داروهای تجویز شده منو درمان نکرد و همچنان حدود ساعت ۳ و ۴ صبح علایم ظاهر میشد
    آخرین دارویی که حدود یک سال استفاده کردم “دونئورین” بود که هیچگاه به طور کامل علائم را از بین نبرد. زیر نظر پزشک حدود ۳ ماهه که اون رو هم قطع کردم. به هرروی تا حدودی بهتر بودم اما با یه سرماخوردگی علایم بیشتر شد و حدود یک ماهه دور و بر ۴ صبح معمولا پس از خوابهای پریشان با تپش قلب و همزمان انقباض عضلات سینه و پشت و صدای روده ها و شکم و عرق سرد از خواب بیدار میشم و مثل سابق تا حدود ۶ صبح ادامه پیدا میکنه… جالبه که معمولا از ۶ صبح به بعد خواب راحت تری دارم!! پیرو این حالت عصبی IBS من هم فعال شد و معدم هم بهم ریخت و مشکللات زیادی برام بوجود آوورده. سپاسگزار میشم راهنماییم کنید

    لینک به نظر
  36. محمد علی کریمی

    سلام خانم دکتر من پسری دارم که تا سوم دبیرستان همیشه شاگرد اول بوده و همیشه زبانزده کل آشنایان وفامیل بود و معدل پیش دانشگاهی ۱۹/۵ شده سال گذشته همین موقع برای کنکور درس میخواند که یک دفعه افسردگی شدیدی گرفت واسترس زیادی داشت وگاهی هم گریه میکرد میگفت از درس بدم میآید وبا هزار امید وآرزو وپیش مشاوره رفتن بالاخره قبول کرد که کنکور امتحان بده وبا رتبه ۶۵۰۰ قبول شد وانتخاب رشته نکرد وگفت سال دیگه میخواهم کنکور بدم ومازیاد پا فشاری نکردیم واز پارسال تا ۲۰ روز پیش خوب درس میخواند الان دوباره مشکل پارسال را دارد افسردگی و استرس زیاد وبارها گفته از زندگی بدم میآید ونگاه به کتاب میکنم بدم می آید وچیزی یاد نمگیرم ومیگوید میخواهم برم سربازی خانم دکتر به خدا راه حلی پیش پای ما بگذار که کل خوانواده تمام افسرده شدیم واز ناراحتی نمیدانیم چه کار باید انجام بدیم منتظر نظرات شما هستم .تا عمر داریم دعا گویتان هستیم

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      مسئله ای که برای پسر شما پیش آمده بیش از یک بحران به نظر می رسد که حتما لازم است با یک روانپزشک که تخصص روانکاوی و یا روان درمانی دارد مشورت نمایید. این که پا فشاری در دادن کنکور در مورد ایشان ندارید، تصمیم درستی است ولی می بایست در اولین فرصت ایشان را به یک درمانگر در شهر محل زندگیتان ارجاع دهید.

      توصیه می کنم این موضوع را با پسرتان صمیمانه مطرح کنید تا آمادگی لازم برای صحبت کردن با یک متخصص را پیدا کند.

      با سپاس

      لینک به نظر
  37. زهرا

    سلام خسته نباشید
    من ی داداشی دارم که ۲۰ سالشه و مواد مخدر مصرف میکنه خودش گفته که گل و موادی که خانواده حشیشن مصرف کرده و ی بارم ترامادول…ما خودمون از رفتارهایی که انجام داده تشخیص دادیم ۲ سالی هست که مصرف میکنه و اذر ماه امسال که این موضوع رو فهمیدیم سعی کردیم که مشکل دادشم رو حل کنیم …پیش یکی از آشناهامون فرستادیم که توna هست ولی اونا کمکی نکردن تازه بیشتر کاری کردن که سرکش تر بشه…ی مدت تو خونه زندانیش کردیم اوایل ی کم داد و فریاد کرد ولی ۲۰ روز تو خونه موند تو این مدت هم ی موقع هایی عصبانی میشد و دعوا میگرفت…حالا چند روز که گذاشتیم بره بیرون فک میکنیم مصرف میکنه…هر وقت میره بیرون چهرهش سیاه میشه…از حرفاش مشخصه میخواد ترک کنه ولی نمیتونه!!!با دوستاش میره بیرون ما هم نمیتونیم کاری کنیم:(نسبت به همه چی بی علاقه شده…همش میخواد بهونه جور کنه که راحت باشه بره بیرون و دنبال کارای خودش!!!البته ما همه آهنگای مخصوص و دوستاش رو قطع کردیم…خودش هم قبول کرد ولی بازم میره همون مکانا !همون دوستا!پیش روانپزشک هم بردیم ولی کاری نکردن 🙁 تو این مشکل گیر افتاده ولی نتونستیم کاری کنیم:(
    لطفا راهنماییم کنید
    موفق وشاد باشید 🙂

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      مسئله مصرف مواد و اعتیاد در افراد با سن کم مشابه برادر شما مسئله ای پیچیده ای است که نوع برخورد مناسب به همراه صبر از اطرافیان را می طلبد. در بسیاری از موارد اگر هم ترک کامل از ماده خاصی صورت بگیرد، عنصر و یا مورد دیگری جایگزین ماده اولی خواهد شد. این که اعتیاد به عنوان یک نشانه بالینی در چه نوع ساختار ذهنی قرار گرفته و نوع ارتباط فرد با لذت جویی چگونه باشد نوع رفتار درمانی متفاوت خواهد بود. با توجه به همین نکته توصیه من به شما و خانواده محترمان این است که:

      فردی که از بقیه افراد خانواده به ایشان نزدیکتر است پای دردل او با صبر و آرامش نشسته و ببیند که ایشان چه می خواهد و چه هدفی هم در کوتاه مدت و هم بلند مدت دنبال می کند. بنابراین زندانی کردن فرد به نظر نمی رسد راه حل مناسبی در مورد برادر شما باشد. البته گذاشتن محدودیت مناسب توصیه می شود.

      بعد از این که اماده صحبت کردن بود به یک روانپزشکی که کار صحبت درمانی اعم از روانکاوی یا روان درمانی در خصوص مقوله اعتیاد انجام می دهد می توانید ارجاعش دهید. اینکه برادر شما بتواند ارتباط درمانی مناسبی با درمانگرش داشته باشد نیز بسیار مهم است.

      لطفا برای درک مقوله اعتیاد فراتر از آن چه در فرهنگ عموم جا افتاده است به مقاله ای که در این سایت منتشر کردم مراجعه کنید.

      با سپاس

      لینک به نظر
  38. میثم

    با سلام و احترام
    من ۳۰ سالم است مدت زیادی است زود رنج هستم ودر اداره با همکاران و در منزل با همسرم به کوچکترین بحثی که به من بر می خورد پرخاشگری می کنم ، گاهی وقت ها نمی توانم خودم را کنترل کنم و با مشت به دیوار می کوبم یا هر چیزی که جلوی پایم باشد پرت می کنم،ولی خودم را می خورم(خود خوری).اما دو سالی که خداوند به من بچه ای هدیه داده الان که بزرگ شده و دو سالش شده نمی توانم کنترلش کنم و مدام برای چیزی که به خواسته اش نمی رسه گریه می کند و چیزی پرت می کند شاید از من یاد گرفته، و خیلی عصبی ام می کند، گاهی اوقات این بچه دو ساله ام را کتک زده ام،با مادرم و گاهی اوقات با پدرم هم بحث می کنم و بعضی موقع ها هم حق با من است اما بحث شدت می گیرد و صدایمان بلند می شود.
    با همسرم مدام برای مسائل بعضا بیهوده دعوا می کنیم، به بعضی از رفتار همسرم حساسیت پیدا کردم، مثلا موقعی که اشتباه می کنم و از اشتباهم نارحتم، تحمل ندارم حتی کسی نگاه اخم با من بکند و گرنه به میزان نارحتی ام افزوده میشود.
    خودم هم از این وضعیت ناراحتم ، بعضی از مواقع از همسرم عذرخواهی کرده ام اما بعضی از مواقع غرورم اجازه نداد.
    دوران مجردی هم با دوستانم و با پدر و مادر مشکل داشتم،
    گاهی اوقات نمی دانم ایراد عصبانیت من چیست بعد از عصبانیت دستم درد می گیرد سرم درد می گیردو توقع ندارم کسی با صدای بلند با من صحبت کند
    اگر در محیطی که دیگران دعوا می کنند مثل خیابان من حضور داشته باشم قلبم به تپش می افتد ، اگر تا به الان به متخصص اعصاب و روان مراجعه نکردم به خاطر ترس از عوارض قرص های تجویزی احتمالی بوده و می ترسیدم اعتیاد آور باشد و با ترک آن عوارض بدی به سراغم بیاید.لازم به ذکر است پدرم یک پیرمرد ۷۸ ساله و عصبی و برادرم هم بیمار عصبی و افسرده است که از ۲۵ سالگی قرص می خورد. و وقتی معمولی صحبت می کند ادم فکر می کند دعوا دارد
    گاهی اوقات افر اد می گویند صحبت کردن معمولی تو هم با دعواست در حالی که آن موقع احساس عصبی ندارم.
    شغل من مسئول ای تی یک سازمان هستم کارم فوق العاده استرس زا است. و ببینم موقعی از همکارانم قصد دور زدن من را دارد به شدت با او برخورد می کنم.لطفا مرا راهنمایی کنید

    لینک به نظر
  39. كشتكار

    خانم دکتر سلام
    مدت زیادی است که به شدت عصبانی میشوم و به فرزند و یا همسرم پرخاش میکنم اما بعد از آن به شدت پشیمان میشوم در مورد همسرم به سراغش میروم و از او معذرت خواهی میکنم اما به نظر میرسد که او خسته شده و اغلب جوابم را به سردی میدهد. از کم توجه‌ای او به شدت میرنجم. به دلیل نحوه کاری ام اغلب ازخانه دورم اما وقتی در خانه ام خیلی از اوقات با همسرم در حال نزاعم لطفا من راراهنمایی کنید.

    لینک به نظر
  40. فرشته

    درود خانم پزشک! من اعتماد بنفس کاذب و مخرب دارم
    به هیچ وجه استرس کنکور ندارم حتی با وجودی که میدونم چقدر این موضوع مهمه ولی بازم استرس مفید ندارم
    احساس میکنم رویاهامو از دست دادم من دوسال پیش با یک تست eq متوجه شدم بشدت افسردم پیش روانپزک رفتم اما درمان رو ادامه ندادم
    بعد از اون بار ها سعی کردم با مطالعه، خود درمانی کنم
    در ابتدای هر کار موفق بودم اما بعد رهاش میکردم تا اینکه به این باو رسیدم آدم سست عنصری ام! البته الان مثل قبلا ناراحت و بفکر خودکشی نیستم!
    خب با گفتن این چیزا انتظار ندارم جواب دقیقی برای درمانم بدید فقط باید بپرسم من تحت درمان یک روانپزشک خوب میشم یا یک روانشناس?

    لینک به نظر
  41. درسا

    سلام خسته نباشید.من برادرم سوم دبیرستان برای امتحانش استرس شدید گرفت و بعد دچار اکسیزوفرنی شد الان ۲۵ سالشه و ۱۰ سال به بیماری دچاره .دکتر دنیل لاج تو تکزاس گفتن با پیوند سلول بنیادی میشه این بیماران خوب بشن.ما میتوانیم به آمریکا هم بریم برای درمان .ویک شوک الکتریکی هم هس اونم تو آمریکا .ففط میخوابیم خوب بشه .توروخدا کمکم کنید

    لینک به نظر
    • با سلام و تشکر از تماستون

      درمان قطعی سایکوز با کمک پیوند سلول های بنیادی در حد یک ادعا بوده و به همین جهت به شما توصیه می کنم درمان برادرتان را تحت نظر متخصص روانپزشکی که تخصص روان درمانی با بیماران روانپریش نیز دارند ادامه دهید. تا آن جایی که من سراغ دارم در ایران متخصصین متبحری در این زمینه هستند. اگر نیاز به گرفتن شوک نیز باشد، باز هم امکانش در ایران هست مگر آن که انتخاب شخصی شما و یا خانواده چیز دیگری باشد.

      اگر هم تمایل به ادامه درمان برادر در امریکا را دارید، می توانید از روانکاوان لکانی که با سایکوز نیز بسیار کار می کنند بنا به ایالتی که مقصدتان هست کمک بگیرید. البته در صورتی که وضعیت عمومی ایشان اجازه انجام صحبت درمانی را می دهد. به عبارتی در کنار دارو درمانی توصیه من به بیمار شما بهره جستن از روان درمانی نیز هست.

      درمان اسکیزوفرنیا که یکی از انواع سایکوز است درمانی طولانی مدت بوده که به توانا کردن شخص در انجام کارهای روزانه و احیانا تحولاتی در زندگیشان در آینده کمک خواهد کرد.

      می توانید از مقالاتی که در رابطه با سایکوز و یا جنون در این سایت منتشر می کنم برای آشنایی بیشتر با این مقوله بهره ببرید.

      سپاس

      لینک به نظر
  42. هاشم

    با سلام
    اینجانب ۴۱ ساله ودارای دو فرزند پسر ، نیما ۹ ساله و امیر حسین ۷ ساله می باشم .
    مشکل : نیما پسری بسیار کند ( در هر کاری) و بازی گوش . حتی وقتی صدایش می زنی بعداز ۵ الی ۶ بار جواب می دهد .
    لطفا در صورت امکان مرا راهنمایی و کمک نمایید
    با تشکر

    لینک به نظر
  43. نسترن

    سلام وقت بخیر میخواستم بدانم آیاشما اطلاعاتی در خصوص روش bci جهت درمان اختلال کمبود توجه -اضطراب و وسواس دارید .اگر ممکن است در این مورد راهنمایی فرمایید .از کمک شما سپاسگزارم

    لینک به نظر
  44. بیتا جم

    باسلام وعرض خسته نباشید
    من ّزشک عمومی وفارغ التحصیل از ایران هستم که ساکن انگلیس شده ام.متاسفانه درمورد اینکه از کجا باید شروع کنم وچطور وارد سیستم شوم اطلاع کافی ندارم.خواهش میکنم کمکم کنید خیلی تحمل بیکاری درغربت سخت است.باتشکر

    لینک به نظر
  45. علی

    سلام من فردی هستم ۲۶ ساله ۶ ماهه ازدواج کردم همسرم اخلاقهای خاصی پیدا کرد مثل پرخاشگری و توهم و ترس رفتیم دکتر دیگر پرخاشگری نمیکند ولی ترس از اینکه او را بکشند نمیگذارد او بخوابد میشود یکم راهنمایی کنید .

    لینک به نظر
  46. بنیامین

    با سلام بنده ۲۷ سال دارم و از یک بیماری تلقینی رنج می برم. توضیح آن سخت می باشد ولی بدینصورت می باشد که مثلا من به اشیای نوک تیز حساسم طوری که به آن نمی توانم نگاه کنم مانند گوشه کتاب، تلویزیون، فرش و غیره اگه به آن نگاه کنم بین چشمانم (پیشانیم) درون سرم (مغزم) درد می گیرد و عصبی می شوم و راهی جز نگاه کردن به آن ندارم . تا حالا من ته کلاس ننشسته ام چون سرهایی که جلوی دیدم قرار می گیرند بسیار آزارم می دهند مغزم درد می گیرد. درون ماشین عقب نمی توانم بشینم سرهای سرنشین جلویی و راننده آزارم می دهند. همیشه گوشه سفره را تا می کنم تا تیزی اش اذیتم نکند. خواهش می کنم به خاطر خدا کمکم کنید چرا بعد از ۲۰ سال این بیماری من خوب نمی شود که بدتر هم می شود. با تشکر فراوان از شما عزیزان
    خواهش می کنم پاسخ را ایمیل کنید.

    لینک به نظر
  47. جواد

    با سلام خدمت شما
    پسری هستم ۳۳ساله و متاهل
    مشکلی که دارم اینه:
    در مواقع جلسه اداری و یا در موقع که می خواهم توی جمع حرف بزنم دچار مشکل میشم . به طوری که بدم گرم میشه و تپش قلب میگیرم و عرق می کنم و صدام هم میلرزه و اصلا نمی تونم مطلبی رو که حتی روش مسلط هستم هم ارائه بدم. و این موضوع باعث شده که نتونم از موقعیتهای که برام پیش میاد استفاده کنم. از جلسات فراری ام. تو تمام جلسات اگر کسی مستقیم بهم نگاه کنه بنده بدون اینکه حرفی هم بزنم خیس عرق میشم. اگر هم یه صحبت معمولی هم باشه بازم من کم میاوردم و نفسم در نمیامد.
    حتی توی جمع خانوادگی هم این مشکل رو دارم. خیلی خیلی دوست دارم مثل بقیه ادما راحت حرفمو بزنم و بحث کنم ولی متاسفانه علی رقم میل باطنی تپش قلب و عرق کردن و صدای لرزان منو منزوی کرده . به شدت از این موضوع ناراحتم . من نمی خوام اینجوری باشم. خیلی خودم تمرین کردم ولی تغییرات فیزیولوژیکی بدن من مانع میشه یعنی دست خودم نیست. مطمئن هستم که کار از اراده و باور گذشته.ضمنا توی شهر کوچکی هستم حتی این اظطراب مانع رفتن من به روانپزشک شده. نمی تونم برم میترسم. ….
    من باید دارو درمانی کنم. حالا خواهشی که دارم اینه که من چه داروهایی ر و باید مصرف کنم. تا حالم خوب بشه.
    با سپاس فراوان

    لینک به نظر
        • ممنون از این که نظرتان را اعلام کردید. تصمیم گیری در مورد نحوه پاسخگویی به سوالات بنا به دلایل حرفه ای بوده که پاسخ ها در اینجا و یا به آدرس ایمیل فرستاده شوند. شرایط و فردیت هر شخصی در روانکاوی بسیار دارای اهمیت بوده و این رشته تخصصی با نوع رویکرد فروم ها و یا مجلات زرد که عموما دستور العمل کلی برای افراد در نظر می گیرند مشخصا متفاوت است.
          با سپاس

          لینک به نظر