با سلام، پاسخ شما به آدرس ایمیلتان ارسال می شود. با سپاس …


  • سلام
    ببخشید خانم دکتر یه مشورت میخوام ازتون….

    شوهرم مرد بسیار خوبی است…و در شغل و سمت عالی مشغول بکار است…

    تنها یک مشکل دارم که در طول ۱۲ سال زندگی مشترک بعضی اوقات آزارم می دهد….اینکه موقع آشنایی به من گفت از سر خستگی فکری هر از گاهی سیگار میکشد…و وقتی متوجه شد که من دوست ندارم قول داد ترک کند….(کلا این نبود که مدام سیگار بکشد………………)اما بعد از گذشت ۱۲ سال از زندگی مشترگ مواقعی که ناراحت میشود و از خانه بیرون میرود بعد از بازگشتش متوجه میشوم که سیگار کشیده …..و یکبار هم در قسمتی از ماشین یک پاکت نیمه سیگار دیدم….خودم میدانم که همیشه و هرروز سیگار نمیکشد…اما همین که حس ششم میگوید وقتی که تنهاست لب به سیگار میزند آزارم میدهد…برای همین وقتی با پسرم برای یک شب به منزل مادرم میروم موقع برگشت یک حس دیگری به او دارم….بعضی اوقات با خودم میگویم این فکرم بد است زیرا این بی اعتمادی من به همسرم است….
    دیروز که این جریان پیش امدو من موقع وارد شدن به خانه ابراز کردم وای چه بوی دودی می اید بعد از حرف خودم پشیمان شدم….با خود تصمیم گرفتم مثل دفعات قبل به او بگویم اما پشیمان شدم زیرا خیلی بدم می اید که فکر کند به او اعتماد ندارم و یک درصد هم با خود میگویم شاید من اشتباه میکنم….گفتم بهتر است خودم بروم یک پاکت سیگار بخرم و بهدور از چشم پسرم به او بدهم….شاید ددر سال کمتر از ۱۰ بار این اتفاق بیافتد…بعضی اوقات تصمیم میگیرم سیگار بگیرم وخودم در کنارش استفاده کنم…اما چون پدرم تا لحظه اخر عمرش سیگار به لب داشت از ناراحتی و داغ من از سیگار بدم میاید…

    به نظر شما من چکار کنم؟؟؟؟آیا نباید کاری بکارش داشته باشم ….
    لطفا پاسخ را ایمیل کنید…..

    لینک به نظر