گزارم از لطف تون که وقت میذارین و به سوالاتمون جواب میدین. ببخشید که کامنتم طولانی شد …


  • سلام خانم دکتر، سپاس گزارم از لطف تون که وقت میذارین و به سوالاتمون جواب میدین.
    ببخشید که کامنتم طولانی شد ولی لازم میدونستم که همه ی اینا رو باهاتون در میون بذارم.
    من پسری ۱۹ ساله و پشت کنکوری ام. از ۱۵ سالگی دچار وسواس شدم، از ۱۶ سالگی خودارضایی میکنم و از یکی دو سال اخیر هم اختلال دوقطبی دارم.
    *من از حدود ۱۵ سالگی به بعد، با نوعی وسواس تو زندگیم رو به رو بودم. حقیقتش اون موقع ها زیاد به فکرش نبودم و فکرشم نمی کردم که حالتم طبیعی نیست. اما رفته رفته با شدیدتر شدن وسواسم به این موضوع پی بردم و این وسواس واقعا مشکلات زیادی رو واسم به وجود آورده بود که به چند مورد از اونا در اینجا اشاره میکنم:
    -مثلا من به چرب شدن و نوچ و چسبناکی کف دستام خیلی حساس بودم، بطوریکه بلافاصله بعد از خوردن یک وعده غذا یا میان وعده که حتی شاید خیلی هم چرب نبود،مثلا یک تکه نان، بیسکوییت یا یک دونه سیب، دستامو می شستم و این کار به من آرامش خاصی میداد.
    -مورد دیگه اینکه موقع درس خوندن، فکرم خیلی پراکنده بود و نمیتونستم بیش از یه ربع-نیم ساعت رو درسم تمرکز کنم و مدام از
    اتاقم بیرون میرفتم یا با گوشیم ور میرفتم و بطور کلی فکرم خیلی پراکنده بود.
    -جزوه هایی که معلم سر کلاس میگفت رو چون مطالب زیاد بود و معلم سریع درس میداد، نمیتونستم مرتب بنویسم و تو کلاس چرک نویسشون میکردم و میبردم خونه که تو دفترم با چند خودکار رنگی آبی،قرمز و مشکی، پاک نویسشون کنم. که گاها چون تو خونه هم نمیرسیدم انجامشون بدم، پشت گوش مینداختم و کلا پاک نویس کردنو بیخیال میشدم!
    -دستشویی رفتنم خیلی طول میکشید و مثلا ۵ دقیقه زمان صرف دفع ادرار و یک ربع تا ۲۰ دقیقه صرف دفع مدفوع میکردم حتی با اینکه دچار یبوست نبودم. دست هامو هم بعد از استفاده از توالت، دوباری مایع میزدم و میشستم.
    -تو حموم رفتن یکم تنبل بودم و به حمام ناقص و به قولی تُف تُفی راضی نبودم که اینم روحیه ی کمال گرا و وسواسی منو میرسوند. معمولا هفته ای یک مرتبه حموم میرفتم ولی هر بار حدودا یک ساعت و نیم مشغول شستشوی بدنم بودم و برخلاف بعضی پسرا، تا حالا تو حموم خودارضایی نکردم.
    -در ۲ سال اخیر(یعنی از حدودا ۱۷ سالگی به بعد)، وضع وخیم تر هم شد:
    ۱٫شدیدا به ریختن آب دهان عادت کرده بودم. توی دستمال کاغذی، بطور مستقیم تو سطل آشغال یا روشویی توالت مثلا. و اگه من این کارو نمیکردم، حسابی مایه ی عذابم بود.
    ۲٫به نظم و ترتیب توجه زیادی می کردم و اصلا تحمل شلوغی و به هم ریختگی رو نداشتم. شاید براتون عجیب باشه ولی موقع درس خوندن، حتی تحمل دیدن شلوغی از قبیل تعدادی کتاب، چند قلم ، گوشی یا لیوان چای رو هم روی میز کارم نداشتم. حتی الامکان تمایل داشتم اطرافم تمیز و خلوت باشه و به قرار دادن یک کتاب و یک خودکار مورد نیاز روی میزم بسنده میکردم و باقی کتاب هارو هم بعد از هر بار استفاده جایی میذاشتم که تو میدان دیدم نباشه، وگرنه کلافه میشدم.
    ۳٫ کم کم یادگیری و تمرکزم روی درس هام هم کاهش پیدا کرد و با افت تحصیلی شدیدی مواجه شدم. بطوریکه برای خوندن یک فصل از کتاب زیست دبیرستان، بعضا ۲-۳ روز وقت صرف میکردم و هر پاراگراف رو چند بار بایستی میخوندم تا متوجه می شدم. و کلا دقت زیادی تو خوندن مطالب به خرج میدادم. همین کارم باعث می شد که به برنامه ی آزمون های دوره ای کنکورم نرسم و درصدام به شدت افت کنه. این در حالی بود که من تا ۱۷ سالگی، همیشه درسم تو کلاس عالی بود جز رتبه های برتر مدرسه تو آزمون ها بودم.
    *خب این از وسواس٫ من از ۱۷-۱۸ سالگی به بعد یک احساس عجیبی داشتم. بطوریکه خلق ثابتی نداشتم و گاهی احساس خوشحالی، سرخوشی و لذت بیش از حد، و گاهی هم دچار افسردگی، نا امیدی و یاس از زندگی خودم میشدم. یه روز خواستم جویا بشم که این حالت قضیش چیه، با یه سرچ ساده تو گوگل فهمیدم که متاسفانه اختلال دو قطبی دارم.
    *و میرسیم به خودارضایی، عادت بدی که متاسفانه از ۱۶ سالگی بهش دچارم وبا اینکه خیلی اوقات سعی کردم ترکش کنم ولی بیشتر از ۳-۴ روز طول نکشید. اوایلش از هفته ای ۱ بار شروع شد و در حادترین حالتش به ۳-۴ بار در هفته و حتی ۲ بار در روز رسید. تا اینکه مصرف یه دارو باعث ترکش شد که در ادامه خواهم گفت.
    ***
    خب این از شرح وضعیت من. ترجیح میدم که بیشتر روی قضیه ی وسواسم تمرکز کنم. خلاصه اینکه دیگه از این وسواسم به ستوه اومده بودم تا اینکه کمی بیش از یک ماه پیش،تصمیم گرفتم که به یک روانپزشک مراجعه کنم. ایشون به من گفتن که من اختلال وسواس فکری-عملی دارم. برای همینم دکتر واسم داروی سرترالین ۵۰ میلی تجویز کرد وگفت که از روزی ۱/۴ شروع کن و ۴ روز یکبار دوز مصرفت رو به اندازه ی ۱/۴ افزایش بده تا به قرص کامل ۵۰ میلی برسه و از اون به بعد، همون روزی ۱ عدد قرص کامل رو مصرف کن.
    من همین کار هم کردم و کم کم بعد از چند روز علائم بهبودی رو تو خودم حس کردم. مثلا اینکه تمرکزم رو درسام نسبتا بیشتر شده بود، موقع درس خوندن به ازدیاد وسایل روی میز و نظم و ترتیب اون ها حساسیت نشون نمی دادم، ریختن آب دهانم خیلی کم و میشه گفت تقریبا متوقف شده بود، همینطور مدت صرف کردن وقت تو توالت و تعداد دفعات شستن دستم هم خیلی کمتر شده بود.
    خب تا اینجای کار که روند درمان خیلی خوب پیش می رفت. ولی من بعد از چند روز مصرف سرترالین، احساس کردم که میل جنسیم به شدت کم شده و مایل به دیدن پ.و.ر.ن و خود ارضایی نبودم. حتی نمی تونستم نعوظ کامل داشته باشم. در کمال تعجب، عادتی که خیلی وقت ها تو سعی در ترکش با مشکل مواجه می شدم، به یک باره از زندگیم حذف شد. یعنی من تونسته بودم حدودا ۲ هفته ای خود ارضایی نکنم.
    حس کنجکاوی باعث شد تا تصمیم بگیرم که عمدا و برخلاف میل کمم، اقدام به خودارضایی کنم و با هزار سختی و مشقت ارضا شدم اما این بار، مایع منی ام عادی نبود. همونطور که خودتونم میدونین، اسپرم طبیعی باید سفید رنگ و یکنواخت باشه ولی مایع منی من، یک مقدار اولش در حد مثلا ۱cc طبیعی بود ولی قسمت عمدش مایعی زردرنگ بود با تکه های ژله ای و کوچک اسپرم ناکامل. دقیقا مثل روزایی که دو بار خود ارضایی میکردم و اسپرم ناکامل از من خارج میشد. شایان ذکره که من الکل،مواد، یا داروی دیگه ای به غیر از سرترالین مصرف نمیکنم. به همین خاطر، شک کرده بودم که این اسپرم غیرطبیعی به خاطر مصرف این نوع داروئه. واسه همین و از روی کنجکاوی راهنمای دارو رو خوندم و دیدم تو عوارضش تنها موردی که ذکر شده، کاهش میل جنسی بود ولی چیزی از کاهش اسپرم زایی یا توقفش نوشته نشده بود.
    راستش من یه مقدار ترسیدم که مبادا مصرف این دارو باعث عقیم شدن یا خدای ناکرده ناباروری در آینده بشه. در نهایت پس از ۳ هفته مصرف و با توجه به اینکه دکتر گفته بود که اعتیاد آور نیست، خودسرانه تصمیم به ترکش گرفتم. دقیقا روند معکوس شروع دارو رو طی کردم و ۱ قرص کامل رو در بازه های زمانی ۴ روزه به دوز ۱/۴ رسوندم که یه وقت ناگهانی ترکش نکنم. با این کارم، متاسفانه علائم سابق وسواس برگشت ولی میل جنسی ام به شدت زیاد شده بود. بعد از چند روز ، پس از خودارضایی، قسمت عمده ی مایع منی ام حالت طبیعیشونو داشتند و تکه های ژله ای اسپرم کمی در اون دیده میشد.
    ***
    الآن که دارم می نویسم، ۱/۴ قرص رو مصرف میکنم و هموز پروسه ی قطع کردن قرص رو تموم نکردم و با توجه به بازگشت وسواسم، موندم که
    ۱٫آیا دوز مصرف سرترالین رو به مقدار سابق برگردونم تا وسواسم کنترل بشه، یا اینکه دارو رو به طور کامل قطع کنم تا جلوی کاهش میل جنسی و اختلال در روند اسپرم سازیمو بگیرم !؟
    ۲٫آیا داروی ضد وسواس دیگه ای هم تو بازار موجود هست که این عارضه ی جانبی رو نداشته باشه !؟
    ۳٫اگه نیست، چه دارویی رو باید در کنار سرترالین مصرف کنم تا عوارض اونو خنثی کنه(میل جنسیم به حالت طبیعی برگرده و در آینده از نظر زادآوری و تولید اسپرم طبیعی، مشکی نداشته باشم.)
    – و در آخر این نکته رو هم باید بگم که من خیلی هم مایلم که خودارضایی رو ترک کنم، اما نه به قیمت کاهش میل جنسی و مشکلاتش به دنبال رابطه ی جنسی با شریک جنسی واقعی.
    میدونم که خیلی به تفصیل توضیح دادم و شاید این هم به خاطر وسواسم بوده باشه(!) ولی واقعا به کمک تون احتیاج دارم
    ممنون میشم جواب بدین 🙂

    لینک به نظر

    • با سلام و تشکر از تماستون،

      مشکل وسواس شما در زمینه ذهنی سایکوتیک و یا روانپریش قرار دارد و درست به همین دلیل نوع و شدت وسواس شما با بسیاری دیگر از افراد متفاوت است. همانطوریکه توضیح دادید، وسواس شما درست به مانند یک پیچک تمام ابعاد زندگی شخصیتان را گرفته اما لازم می دانم به این نکته اشاره کنم که برخی از وسواس ها به مثابه یک نشانه بالینی کارآمد در مورد شما بهتر است حذف نشود مانند داشتن نظم و برنامه روزانه. اما برخی دیگر از نشانه های وسواسی شما که باعث درماندگی و به عبارتی نا توانی شما شده لازم است علاوه بر دارودرمانی در موردش با یک درمانگر که با سایکوز نیز کار می کند به طور منظم مشورت نمایید.

      اما در مورد دارو: حتما به همان دوز اولیه برگردانده شود. عوارض جانبی این دارو بعد از مدتی مثلا حداکثر ۲ ماه کم و کمتر شده و یا به کل از بین می رود. کاهش میل جنسی ربطی به ناباروری ندارد ولی در هر صورت با ادامه درمان کلامی و دارویی، تحت نظر متخصص امر لازم است دارویتان کم شود و یا تغییر داده شود.

      با سپاس

      لینک به نظر