من ۲۰ سالمه و در سن ۱۵ سالگی یک مهاجرت داشتیم با خانواده به دلیل قبولی …


  • با سلام. خانم دکتر من ۲۰ سالمه و در سن ۱۵ سالگی یک مهاجرت داشتیم با خانواده به دلیل قبولی من در مدرسه تیزهوشان. پدر من در آن زمان به شیشه اعتیاد داشتند البته از قبل به مشروب و تریاک اعتیاد داشتند اما در آن زمان ایشان به شیشه اعتیاد شدید پیدا کردن. و من علاوه بر غم دوری از اقوام و شرایط بد اقتصادی مجبور بودم اعتیاد پدرم را هم تحمل کنم به علاوه ایشان در آن سال بیکار هم شدند و باعث پرخاشگری بیشتر ایشان شد. در آن سالها پدرم من و مادرم را خیلی اذیت کردن . الان وضعیت خیلی بهتر شده هم از نظر اقتصادی و هم اینکه اعتیاد پدرم کمتر شده. اما من حال روحی خیلی بدی دارم و دو ساله که پشت کنکور موندم. از پدرم متنفرم و آرزوی مرگش را دارم و احساس میکنم تا ایشان نمیرد من تحت هیچ شرایطی خوشبخت نمیشم . سر مسائل کوچک با او دعوا میکنم و هر چه میخواهم به او میگویم با اینکه کاری نکرده اما من میخوام انتقام تمام لحظه هایی که سکوت کردم رو بگیرم. بارها به او گفتم که از او متنفرم و آرزوی مرگش را دارم. اما چند وقتی است مدام گریه میکنم و آرزوی مرگ دارم. بارها قصد خودکشی کردم و فقط به خاطر مادرم از این کار دوری میکنم . تمایل به انجام هیچ کاری ندارم با اینکه در زمان تحصیل اول نفر شهر بودم اما اصلا تمایل به درس خواندن ندارم. همه اش دلم میخواد بخوابم. با همه ی دوستان به بهانه های مختلف قطع رابطه کردم. خودم هم نمیدونم چمه فقط دلم میخواد هرچه زود تر از کابوس زندگی خلاص شم. از اینکه مدام پدرم در خانه است خسته شدم با اینکه حقوق میگیرد و دلم نمیخواد مادرم حقوقش را خرج خونه کنه و تمام مسئولیت ها رو دوشش باشه

    لینک به نظر

    • با سلام و تشکر از تماس شما،

      پیگرد ایمیلتان، پاسخ به سوالات به دلیل مشغله فراوان دست کم ممکن است تا دو هفته طول بکشد بنا براین می بایست کمی صبور باشید.

      هر چند سوال مشخصی را در مطلبی که ارسال کردید پیدا نکردم ولی می توان گفت شرایطی که عنوان کردید قطعا آزار دهنده است. چیزی که بیشتر از هر چیزی در این مقطع زمانی به آن نیاز دارید مراجعه حضوری به یک روانکاو در شهر محل زندگیتان برای یافتن راه حل مناسب برای مشکلتان است. توصیه می کنم در جلسات حضوری موقعیت خود در خانواده و نیز ارتباط با پدر را مورد سوال قرار دهید.

      احساس خشم، تنفر، انتقام و به دنبال آن عکس العملهای سریع و بدون تعمق اصل مسئله شما را حل نخواهد کرد. خلاصی از کابوس زندگی یک گذر داشته و آن سوال کردن علت پیدایش کابوس و بررسی آن مافوق توضیحات منطقی و تشریحی است.

      لینک به نظر