هدایا

امتیازات

+ 66

دکتر آناهیتا سلجوقیان

دکتر آناهیتا سلجوقیان

آخرین فعالیت: 2 سال, 9 ماه قبل

افتخارات

+ 4

اطلاعات پایه

نام ونام خانوادگی :

دکتر آناهیتا سلجوقیان

جنسیت :

زن

شهر محل طبابت :

تهران

اطلاعات تخصصی پزشک

تحصیلات :

متخصص

زمینه تخصصی :
روانپزشکی ( اعصاب و روان )
آدرس مطب :

خیابان ولیعصر بالاتر از پارک ساعی روبروی 32 گاندی بن بست چمن پلاک یک طبقه سوم واحد 14

درباره پزشک :
خدمات :
ساعات حضور در مطب و مراکز درمانی :

بعداز ظهرها

تلفن مطب :

02188889500

درصد تخفیف به رزرو از طریق داکتاپ :

10%

بیمه های طرف قرارداد :

-


اطلاعات تخصصی پزشک

ثبت نوبت

نقشه

هدایا

خرید هدیه

لطفا فرم زیر را بدقت پر نموده و بر روی دکمه پرداخت کلیک کنید تا به در گاه بانک جهت پرداخت هدایت شوید. توجه کنید چنانچه اطلاعات شما ناقص و نادرست باشد، و یا در صورتی که پزشک مربوطه مایل نباشد، هدیه شما به صورت عمومی نمایش داده نخواهد شد.

شاخه گل رز شاخه گل طلایی

سوالات و نظرات

۴۸ Responses to “آناهیتا سلجوقیان متخصص روانپزشکی تهران”

  1. السا آرمان

    سلام خانم دکتر وقت بخیر. درمان درد عصبی کمردرد چیه؟ من نزدیک یه ساله کمردرد در ناحیه راست کمرم دارم دقیق پشت کلیم، از هر لحاظ بررسی شدم مشکل جسمی ندارم گفتن مشکل روحی هست ولی خب چندین دکتر مغزواعصاب و روانپزشک هم رفتم اما تاثیری نداشته دردم خیلی افتضاحه جوری که اصلا نمیتونم قدمو صاف کنم،من قبل مریضیم هم تو خواب خیلی میترسیدم هم یبار یه آقایی که یه پا نداشت و با عصا راه میرفت تو زمستون جلوم خورد زمین و اون لحظه همش جلو چشم بود بعد اون دیگه کمرم خیلی درد میکنه یه ساله آواره شدم از درس و دانشگاه موندم،یه مدت که لگزوپرام و کلونازپام میخوردم بهتر بودم بعد دیگه اثر نداشت.حتی موقع خواب یهو می پرم چون احساس میکنم یه رگم از کمرم میپره. لطفا کمکم کنین موندم دیگه چیکار کنم .باتشکر?

    لینک به نظر
  2. ای کاش ما در تهران زندگی می کردیم خانم دکتر مادر من بیمار شما بود همون بیماری که از استان گیلان و شهر رشت می اومدیم به مطب شما اما حیف که درمورد مشکل وسواس فقط یکبار رفتن به پیش پزشک باعث درمان نمیشه و باید در یک پروسه زمانی و چندین مرتبه با پزشک دیدار داشت اما ما بخاطر دور بودن راه و سخت بودن آمدن به تهران همه چیز را قطع کردیم و مادرم هم هنوز مریضه

    لینک به نظر
    • از صحبت شما متوجه شدم که نگران دختر ۶ساله خودهستید. نشانه ای جز حواس پرتی او در انجام کإرهایی که به او می سپارید ذکر نکردید و نمیتوان بر مبنای تنها یک نشانه تشخیص داد که علت چیست؟ مثلا آیا مشکل انتظارات و اضطراب مادر(شما) است؟ ایا علت اختلال کمبود توجه است که شایع است و حدودپنج درصد بچه ها در این گروه سنی را درگیر میسازد؟ به طورکلی اگر اندکس های رشدی و تعاملات او با والدین و همسالان نرمال است جای نگرانی نیست ولی برای ارزیابی به روانپزشک اطفال و یا روانپزشک مراجعه کنید.

      لینک به نظر
  3. سپیده

    خانم دکتر عزیز و مهربان،سلام
    سپیده هستم از مراجعان دانشگاه علامه.
    درمانم رو تازه شروع کردم و شما مشکل منو اضطراب و افسردگی تشخیص دادید .قرص های پرپرانول کلوردیازپوکساید و …راستش تازه تونستم به تردیدم نسبت به مصرف دارو غلبه کنم و شروع کنم.اما با یه مشکل جدید روبرو شدم.واین مشکل به شدت داره آزارم میده و اون اینه که مدام احساس مرگ و از دست دادن عزیزانم‌رو دارم و مدام حس میکنم اونها خدای نکرده به زودی میمیرن و اگر من گناهی یا هر کار خطاواشتباهی انجام بدم مرگ اونا نزدیک‌میشه.متاسفانه تهران نیستم و‌نمیتونم مراجعه کنم.خواهش میکنم در این مورد راهنماییم‌کنید چیکار کنم خیلی عذاب میکشم.
    باقدردانی و تشکر فراوان بابت زحماتتون??

    لینک به نظر
  4. سلام خانم دکتر حدود۱۵سال پیش برای درمان میگرن من قرص ارگوتامین سی تجویز کردیدوخیلی خوب جواب داد ولی بدلیل کمیاب گاها در داروخانه ها به پزشک دیگری مراجعه کردم و قرص دپاکین تجویز نمود که اصلا جواب نداد لطفا راهنمایی بفرمایید

    لینک به نظر
  5. آرمان

    با عرض سلام. بنده به مدت ۳ سال است که داروهای سیتالوپرام ، دپاکین را برای افسردگی و تشنج و همچنین قرص فینستراید،فارماتون وزینک پلاس را برای کنترل ریزش مو مصرف میکنم همچنین داروی متادون نیز مصرف میکنم.بعد از مدتی دو داروی اول را قطع کردم که متاسفانه بسیار پرخاشگر شدم و ضعف اعصاب شدید گرفتم( به طور مثال در صورتی که پا یا دستم روی موکت کشیده میشد حال بدی پیدا میکردم یا وقتی دو جسم زبر روی هم کشیده میشدند همینطور) که مجددا با نظر پزشک مصرف دارو را شروع کردم و تا الان ادامه داده ام.متاسفانه مدتی است که به طور مداوم کارهایم را فراموش میکنم،حافظه ام بسیار ضعیف شده است که برای من بسیار مشکلساز شده است ( به علت اینکه من مدرس دانشگاه و مجری ساختمان هستم وکارهای روزانه، مطالب و کلمات از ذهنم دور شده و برای به یاد آوردنشان زمان چند ده ثانیه ای لازم است). ذهنم هم بسیار کند شده است در صورتیکه در گذشته هم حافظه و هم سرعت ذهن بسیار بالایی داشتم. الان نمیدانم که این عارضه مربوط به کدام یک از داروها میباشد که بتوانم آن را برطرف نمایم.خواهشمندم در مورد این موضوع برای بنده توضیحی بدهید و راهکاری جلوی پایم بگذارید.با تشکر فراوان ازتوجه شما

    لینک به نظر
  6. سلام . دختری بیست و سه ساله هستم که مدتی هست هر شب گریه میکنم . گریه هام حتی باعث شده مادرم بامن همزمان گریه کنه . هیچ چیزی منو خوشحال نمیکنه و به هیچ چیزی علاقه ندارم. لبخندام خیلی کمه. یهو استرس میگیرم و یهو گریه میکنم. تو مجلس شادی ذره ای لبخند روی لبای من نمیشینه . از شغلم ناراضی ام و حتی از زندگیم.لطفا کمکم کنید.

    لینک به نظر
  7. با سلام خدمت شما
    من خانمی ۳۱ ساله هستم تقریبا ۲هفته پیش جنینای دوقلوم تو شکمم در ۸ماهگی از بین رفتن.من و شوهرم ضربه روحی بدی بهمون وارد شده و هر دو حالت افسردگی پیدا کردیم حتی از نظر مهر و محبت هم نسبت به هم سرد شدیم و خیلی مشکل پیدا کردیم.توروخدا کمکم کنید تمام مدت فکرای منفی میاد سراغم همش حس میکنم زندگیمو از دست دادم کلافه و نا امید هستم.از شما طلب کمک و راهنمایی دارم.با تشکر

    لینک به نظر
    • آقای حسین با سلام مصرف همزمان این دو دارو تداخل دارویی با یکدیگر ندارد ولی عوارض دارویی با مصرف هر دارویی حتی به تنهایی، ناممکن نیست. بهترین کار آن است که تماس خود با پزشکتان را حفظ کنیدو دارو را طبق دستور تجویزی او استفاده کنید.اگر موردی سبب نگرانیتان شد با ایشان در میان بگذارید.

      لینک به نظر
  8. رضا یوسفی

    سلام
    نمیدانم از کجا شروع کنم حتی به دکتر روان پزشک هم مراجعه کرده ام ولی نتیجه ای نگرفته ام جدیدا حس می کنم انگیزه ی کافی ندارم ، هدفی دارم ولی برای رسیدن به آن نمی جنگم !!

    ماجرا از این قرار است که تصمیم گرفته ام دوباره در کنکور شرکت کنم و بیش از یک سال است که مطالعه می کنم ولی می توانم به جرات بگویم شاید ۲۰% مطالب را نخوانده ام . بیشتر دروس رو مطالعه نکرده ام و نمیدانم مشکل از کجاست هدفم را مشخص کرده ام می خواهم دندان پزشکی قبول شوم ولی حس می کنم انگیزه یا هر چیزی که بتوان اسمش را گذاشت را ندارم چون کسی که هدفی دارد مسلما برایش می جنگد ولی من برای هدفم نمی جنگم . در این مدت که شروع به مطالعه کرده ام روزهایم را با کتابهایم سپری میکنم کمتر تفریح می کنم ولی باز می بینم نتیجه ای نمیگیرم !! معلوم هم نیست موقع مطالعه چه کار میکنم !!

    امیدوارم شما کمک و راه حلی برایم داشته باشید . ممنونم از وقتی که برایم صرف می کنید .

    لینک به نظر
    • آقای رضا یوسفی با سلام از صحبتتان این برداشت را کردم که دارید برای کنکور درس میخوانید. هدفتان قبولی در رشته دندانپزشکی است.سعی میکنید درس بخوانید ولی موفق به یادگیری حدود ۲۰ درصد مطالب شده اید و گمان میکنید که انگیزه کافی ندارید. علیرغم مراجعه به روانپزشک این انگیزه ایجاد نشده نشده است و شما میخواهید بدانید که راه حل چیست؟ بیش از این اطلاعات در دسترس ندارم. البته تشخیص نداشتن انگیزه از سوی خودتان هست! سوالات بسیاری باید جواب داده شوند. نمیدانیم بازده و پایه تحصیلی شما در سالهای قبل چطور بوده است؟ نمیدانیم آیا مشکلات افسردگی و اضطرابی دارید که سبب نرسیدن به حداکثر راندمان میشود؟ آیا مشکلات توجه وتمرکز مانع است؟ نمیدانیم آیا برنامه ریزی درسی شما درست صورت گرفته است؟ نظر من آن است که در مرحله اول با یک مشاورتحصیلی باتجربه مشاوره حضوری داشته باشید. درهرحال نباید نا امید شوید. راه حل حتما یافت میشود.

      لینک به نظر
  9. بی نام

    سرکار خانوم سلام و خسته نباشید
    بنده دختری ۲۰ ساله هستم ک حدود دوماه پیش بدون هیچ سابقه ایی دچار شوک عصبی یا فشار روانی شدم ک ناگهانی حس کردم کسی میخاد جونمو بگیرع و بعد این اتفاق دچار تنکی تنفس شدم ک ب بیمارستان مراجغه کردم ب من الپرازولام دادن و گفتن از نظر تنفسی و قلب مشکلی ندارم
    و همون قرص باعث شد اروم شم
    و‌متاسفانه بنده از رو نادانی و ندانستن عوارض الپروزوللام چنذین بار با همان نسخه تهیه کردم دارو را و مصرف کردم
    حدود یکماه روزی دوتا میخورذم
    ک ناگهانی ترکش کدم
    دچارتنگی نفس سبکی سرررر بسیار زیاد گیجی و استرس بسیییار مرگ
    یا اینک دختری شاد بودم ولی این علائم زندگیم را نابود کرده و کلافه شدم
    دکتر عصابوروان مراجعه کردم ب من قزص ضد افسردگی دادن ک مصزف نکردم
    تمنا میکنم راهنمایی بفرمایید بنده چطور درمان میشم ..
    چکاپ کامل هم رفتم مشکل خاصی نداشتم
    ممنون میشم همینجا پاسخم رو بدید بانو ب دلیل خرابی ایمیل نمیتوانم جوابی دریافت کنم
    بسسسسسیار سپاس بانو❤

    لینک به نظر
    • خانم بی نام با سلام آلپرازولام یکی از داروهای انتخابی برای درمان حملات اضطراب و پانیک است که برای مدت معین و با دوز معین تجویز میشود. مصرف نابجا و بیش از زمان توصیه شده توسط پزشک باعث وابستگی دارویی میشود که در مورد شما اتفاق افتاده است. سپس با مراجعه به روانپزشک برای شما داروی ضد افسردگی تجویز شده است که آن را مصرف نکرده اید.مصرف این دارو باعث وابستگی دارویی نمیشود. نمیدانم با روانپزشک خود درمورد استفاده از الپرازولام صحبت کرده اید یاخیر. درمان وابستگی به آلپرازولام استفاده از داروهای جایگزین و کاهش تدریجی دوز آنهاست. اینکار باید تحت نظر پزشک صورت بگیرد. از خوددرمانی و استفاده بیش از حد از دارو یا عدم استفاده از دارو علیرغم تجویز پزشک بپرهیزید

      لینک به نظر
  10. باسلام . من ۲۵ سالمه که هر روز صورتم پیشانیم و چشام به شدت تب میکنند و قرمز میشوند ولی به کسی میگم که رو صورتم دست بزار میگه اصلا تب نداری . فشار خوننم درسته و هر نوع ازمایش هم دادم درست بوده . به شدتت هم اضطراب اجتماعی دارم و هراس و فوبیا که قرص اسنترا .الو وینتا . پرانول و تری هگزیفندیل یکم درست شده ولی کامل خوب نمیشه ۶ ساله که این مشکلات ذکر شده را دارم یکی دو سال با دکتر دیگری درمان میشدم الانم با دکتر جدیدم اما جواب به درمان نمیدم . و ۱۰۰ جلسه هم نورو فید بک شدم تو رو خدا کمکم کن . ممنون میشم . با تشکر ایمیلم بفرس٫

    لینک به نظر
  11. سلام
    من ۱۰ساله افسردگی دارم.بارها وبارها دکتر رفتم فایده نداشت.منا۲۹ازمشهد
    دارم میمیرم دیگه جونم به لب رسیده.دیگه امیدی واسه درمان ندارم.بدنموسرم بشدت سنگینه.تاظهر میخابم ساعت دوبیدار میشم باز جلو تلویزیون ولو میشم.بهترین سالای عمرم رفت.هیچکاری ازم بر نمیاد.کارمم ازدست دادم.عصرا حالم بدتر میشه.راستش نمیدونم چرا اینطور شدم.همش بیقراروناامیدوناراحتم.حس میکنم دنیا واسم شده قد قوطی کبریتو یکی داره گلوموفشار میده نفس نمیتونم بکشم.از خونه میام بیرون بازم نمیشه.ده ساله من حتی لبخندم نزدم.شماروبجون عزیزتون قسم اگه بمن کمک کنید بزرگترین ثواب زندگیتونوکردید.برای من شما اخرینوتنهاترین راهید.کاش میدونستید واسه ادم فوق العاده شادوپرانرزی عین من ده سال غموغصه واسترسواضطرابوناارومی یعنی چی.من هیچ دردی جز بیماریم توزندگی ندارم.نمیفهمم چرادرمان نمیشم.شماروبه هرکی میبرستید واسم ایمیل بدیب منتظرم

    لینک به نظر
    • خانم مونا سلام. از شرح حال شما بر میآید که اضطراب دارید ، انرژی ندارید وزود خسته میشوید، الگوی خواب و بیداری تان بهم خورده است، بیقرار و ناامید هستید و کارتان را از دست داده اید. ده سال است که احساس نرمال بودن نداشته اید.مراجعات متعدد روانپزشکی داشته اید و بهبود نیافته اید. شرح حال شما کامل نیست ولی با این توضیحات یا درمان مناسب انجام نشده است یا تشخیص مشکل شما افسردگی نیست. درمان متداول و پذیرفته افسردگی دارودرمانی و رواندرمانی توام است. دوز دارو ومدت استفاده از دارو باید کافی باشد در غیر این صورت با عدم درمان تفاوتی ندارد. رواندرمانی هم برای تغییر دید و رویه شما نسبت به زندگی لازم است و آن هم باید توسط رواندرمانگر مجرب انجام شود در غیر این صورت رواندرمانی انجام نشده است. توصیه میکنم با توجه به انکه در شهر بزرگی مانند مشهد که روانپزشکان و روانشناسان مجرب داردزندگی میکنید درمانگر مناسبی را انتخاب و تحت نظر او درمان شوید. راهکار های دیگری مثل بستری شدن در بخش روانپزشکی و دریافت درمانهای دیگر مثل الکتروشوک هم در افسردگی های مقاوم به درمان کاربرد دارد.

      لینک به نظر
  12. سلام
    وقتتون بخیر

    عذر میخوام خانم دکتر…
    من ۲۹ سال سن دارم و حدودا ۲ سال هست ازدواج کردم و ساکن تهران شدم.

    از سن ۱۸ سالگی به دلیل استرس کنکور و زخم معده ای که بخاطر اضطراب و استرس درگیرش شدم داروهای مختلفی مثل ایمی پرامین به انضمام زاناکس رو مصرف کردم. بعد از یه مدت قطع شد و دوباره با کنکور ارشدم و شدت پیدا کردن استرس ها داروی من به ماپروتیلین و زاناکس تغییر پیدا کرد. حدودا دو ساله که به صورت پیوسته شبی نصف از هرکدوم از قرص ها مصرف میکردم… تا اینکه یک ماه پیش و با توجه به نداشتن نسخه و سفر دکترم به خارج از کشور، ماپروتیلین رو قطع کردم و فقط زاناکس رو شبی نصف میخورم.
    حدودا ۱۰ روزه اصلاً نمیتونم شب ها بخوابم و تا صبح بیدارم.شرایط استرس درسیم حاکم شده و احساس میکنم اصلاً زاناکس پاسخگوی بی خوابی و استرسم نیست.از طرفی واقعا دیگه دوست ندارم با توجه به یک ماه قطع ماپروتیلین، باز مجبور به مصرفش بشم.اما علائم استرس روز به روز داره بیشتر میشه و دیگه کنترلی به جسمم و مخصوصا دردهای معده م ندارم .ممنون میشم بنده رو راهنمایی بفرمایید.

    با احترام

    لینک به نظر
    • با سلام همانطورکه خودتان هم متوجه شده اید علائم جسمانی ودرد معده و هم چنین بیخوابی شما به علت استرس امتحان تشدید شده است. درمان آن خارج از دارودرمانی و رواندرمانی نیست و هردودرمان را همراه هم توصیه میکنم.با توجه به آنکه داروی زاناکس را برای درمان کوتاه مدت اضطراب تجویز میکنیم استفاده از آن را در طولانی مدت به نفع شما نمیدانم. استفاده از داروهای دیگر به نفعتان خواهد بود.علت عدم تمایل شما به استفاده از داروها و مثلا داروی ماپروتیلین را با توجه به تاثیر قبلی آن و شدت گرفتن علائم بعد از قطع آن نمیدانم. اگر قرار بود دارویی را قطع میکردید آن دارو زاناکس بود. با توجه به زمان امتحان فوق لیسانس تان بهتر است در حال حاضرولحظه به روانپزشک مراجعه و ازدرمان دارویی مناسب برخوردارشوید تابعدا در مورد رواندرمانی مناسب اقدام کنید.

      لینک به نظر
  13. با سلام شرح حال ارائه شده توسط شما در مورد خواهرتان، تشخیص ها، داروهای مصرفی وسوالات مطرح شده را به دقت خواندم.
    برای تشخیص نیاز به اطلاعات بیشتری است. تشخیص های مطرح شده توسط همکاران با یکدیگر منافات ندارند و خواهر شما میتواند یکی یا همه این ها را باهم داشته باشد: کم کاری تیروئید، افسردگی، حملات پانیک و میگرن.تشخیص های روانپزشکی احتمال همبودی و هم ابتلایی بالایی دارند. دو تشخیص کم کاری تیروئید و میگرن دو تشخیص غیرروانپزشکی هستند و دو تشخیص افسردگی و حملات پانیک دو تشخیص روانپزشکی. خواهر شما با توجه به این تشخیص ها و البته احتمالا تشخیص های دیگری، داروهایی را در این مدت سه سال مصرف نموده است. آن طور که متوجه شدم علیرغم مصرف داروهای متعددی که نام بردید اختلال ایشان ادامه داشته است و تمام خانواده را درگیر مشکلات ناشی از آن کرده است.
    در پاسخ به این سوال شما که آیا بیماری مشابه خواهر شما دیده ام باید بگویم همه ما روانپزشکان و پزشکان برخی از دیگر رشته ها،بیماران مشابه خواهر شما را ویزیت کرده ایم ولی برای تشخیص نیاز به شرح حال کاملترو ویزیتهای متعدد مراجع است.مثلا علاوه بر تشخیص های مطرح شده با توجه به اینکه مشکلات ایشان به صورت دوره ای است و هر دوسه هفته یک بار دچار بیقراری ، لجبازی؛ پرخاشگری، بیخوابی، نا امیدی و افکار خودکشی واقدام به خودکشی میشود میتوان تشخیص “اختلال دوقطبی “را مطرح کرد. از آنجا که دوبار به رابطه علائم ایشان با چرخه عادت ماهانه و احتمال اختلالات هورمونی اشاره نموده اید میتوان تشخیص “ملال پیش از قاعدگی” را مطرح نمود که البته جزو اختلالات افسردگی است با همان درمان. ویژگی اصلی این اختلال بروز تغییرات سریع خلقی تحریک پذیری ملال و علایم اضطرابی است که مکررا درحین مرحله پیش ازقاعدگی هردوره دیده میشود.نشانه‌های دقیق و شدت آن‌ها از زنی به زن دیگر و حتی از چرخه‌ای به چرخه دیگر متفاوت است. بر اساس تعاریف مشخص، علائم باید در زمانی طی ده روز بلافاصله قبل از شروع قاعدگی دیده شوند و نباید حداقل یک هفته بین شروع قاعدگی و تخمک گذاری وجود داشته باشند. هرچند که شدت نشانه‌ها ممکن است تا حدودی متفاوت باشد، بیشتر تعاریف نیازمند این هستند که گروه منحصربه‌فرد نشانه‌های یک زن در چرخه‌های متعدد و پی در پی وجود داشته بشند. شرح حال خواهر شما تغییرات خلقی مشابه را داشت ولی زمان بروز آن ها منطق بر زمان مورد نظر نبود.همانطور که گفتم درمان دارویی آن مشابه افسردگی اساسی و با دارو هایی مانند سرترالین و فلوئوکستین هست که ایشان جواب نداده اند.بررسی هورمونی یا تست آزمایشگاهی برای تشخیص این اختلال وجود ندارد .تشخیص بالینی وبرمبنای شرح حال است. تشخیص “اختلال جسمانی عملکردی یا اختلال تبدیلی “و یا “اختلالات شخصیت” هم از تشخیص هایی هستند که نیاز به بررسی دارند.
    در شرح حال شما جای قسمت بسیار مهمی خالی است و آن ویژگیهای روحی روانی ایشان، مشکلات و استرسهای زندگی ایشان و تعارضات فردی و خانوادگی است.فکر میکنم پرداختن به این قسمت بسیار مهم است.
    درتاریخچه درمان هم تنها به درمانهای دارویی اشاره است و صحبتی از درمانهای غیر دارویی نشده است. صرفنظراز هر گونه تشخیص، ویزیت ایشان و خانواده را توسط یک مشاورو رواندرمانگر آگاه و خبره را قویا توصیه میکنم.
    درمان توسط رواندرمانگر و روانشاس اگرکه درمان اصلی نباشد حداقل میتواند کمک بسیار ارزنده ای به دارودرمانی باشد و در ضمن راهنمایی های لازم برای کمک خانواده به بهبود وضعیت مراجع را در برداشته باشد. با امید بهروزی و بهتر شدن خواهرتان .

    لینک به نظر
  14. امیرعلی

    سلام دکتر وقتتون بخیر
    من خواهری دارم ۳۵ ساله متاهل با دو فرزند دختر حدودا سه ساله که دچار مشکلی شده که به چندین روانپزشک در شهر خودمون (کرمان) و تهران مراجعه کردیم حتی چند نوبت هم بستری شدن ولی نتیجه ای نگرفتیم و روز به روز داره بدتر میشه و اون مشکلش اینه که
    به مرور دچار سردرد شدید و اضطراب میشه و حالت بیقراری میگیره از همه چیز ناامید میشه لجبازی و پرخاشگری میکنه دوست داره هر چه سریعتر بمیره بدنش سرد میشه نمیتونه غذا بخوره دچار تهوع استفراغ و بیخوابی شدید میشه و بعد از یک الی سه روز از این اتفاقات شروع میکنه به قرص خوردن زیاد و خودکشی تشخیص روانپزشکاش این بوده:
    ۱- افسردگی شدید
    ۲- میگرن یا صرع
    ۳- حملات پانیک
    ۴- کم کاری تیروئید
    و متناسب با تشخیصشون دارو تجویز کردن ولی اصلا تاثیری نداشته و داروهای زیر رو با دوز کم تا الان مصرف کرده
    ۱-الانزاپین سیتالوپرام کلونازپام الپرازولام۲-لوتیروکسین رهاکین الانزاپین ترازودون سیتالوپرام زولپیدم ونلافاکسین۳-دپاکین سرترالین سیتالوپرام ترانکوپین۴-نسخه قبلی+دلوکستین پرفنازین۵-الپرازولام پراپرانول اسنترا ترانکوپین دپاکین لوتیروکسین
    و الان هم این داروها رو مصرف میکنه
    سرترالین ۱۰۰ صبح ها یک عدد لوتیروکسین نصف صبح، لاموتریژین ۵۰ صبح و شب یک عدد ،کلونازپام ۲ شب ها یک عدد ولی اصلا تاثیری نداره
    الان دو سه هفته ای یکبار به دلیل حالات بالا دست به خودکشی میزنه ومیبریم چند روز بستری میشه و دوباره برمیگرده و …(در ایام قاعدگیش نسبتا این حالت بیشتره)زمانی هم که این حالات رو نداره تقریبا نرمال و خوبه کمی حالت دپرسیداره ولی در اون حالت ها دیگه قابل کنترل نیست قرص ها تاثیری نداره،آیا شما بیماری با این ویژگی ها داشته اید؟تشخیص شما چیست آیا کاری از دست ما برمیاد براش انجام بدیم مخصوصا زمانی که این حالت ها رو پیدا میکنه داروهای قویتری نیست بهش بدیم یا یه راه دیگه ای که بتونیم کمکش کنیم این حالت هایی که دچار میشه ایا خودش هم در بروزش نقش داره یا دست خودش نیست؟میتونه از مشکلات زنانگی و اختلال قاعدگی و هورمونی باشه چطور باید بررسی بشه؟

    لینک به نظر
  15. شهین رضایی

    سلام خانم دکتر
    من معلم بهداشت یک مدرسه ی ابتدایی در جنوب شهر هستم . مساله ای که مرا خیلی نگران کرده ترس بیش از حد بچه ها از امتحان می باشد به طوری که در هفته ی گذشته یکی از دانش اموزان قبل از امتحان مرتب استفراغ میکردایا کاری میتوانم برایشان انجام دهم؟متشکرم

    لینک به نظر
  16. با سلام بیمار جوانی ۲۶ ساله با وزن ۱۱۶ و قد ۱۷۰ که موهایش از۱۶سالگی شروع به ریزش که و مسیله فیزیک ظاهری تاثیر بسیار نامطلوبی در روابط اجتماعی ایشان گذاشت دو سال است ترک تحصیل کرده و خانه نشین شده تحت نظر یکی از اساتید بنام دانشگاهی بودند با تشخیص دو قطبی ولی کم کم آثار خشونت در کلام و رفتار ایشان به قدری زیاد شد با توجه به قطع دارو که بالاجبار ایشان را بستری نمودیم روانپزشک جدید ایشان تشخیص اسکیزو افکتیو دادو به مدت ۱۰ روز بستری شد الان ۶ ماه از آن تاریخ میگذردداروهای فعلی که بعضا از ۶ ماه پیش تجویز شد دو عدد ولبان یک عدد دپاکین ۵۰۰ یک عدد تیوتیکسین۵ ۰ دو عدد پروپرانول و هفته ای دو عدد آمپول فلونکسل و بیپیریدین است همان موقع خیلی آرام شدند ولی کم کم به فاز افسردگی رفتند راز ۱۲ شب تا ۱۲ ظهر میخوابه به مواد قندی و پرخوری علاقه دارد میگوید اختلال نعوذ دارم در طی روز دو ساعتی برای گردش با اتومبیل ما بیرون میآید و هر شب نیم ساعتی سر این موضوع که من بخاطر داروها اختلال جنسی پیدا کردهام و شما مقصرین که مرا این دکتر بردید جر و بحث میکند و میگوید شما بروید به دکتر بگویید درستش کند بت عرض معذرت از اطاله کلام آیا روند درمانی ایشان درست بوده چون علایمی مانند توهم افکار و حرکات غیر عادی نداشته ولی چون ما را مسبب تمام مشکلاتش میداند ریزش مو و بیماری در خانواده من و همسرم خواهر من و برادر همسرم افسردگی دارند و ایشان میگوید ژن شما باعث این بیماری شده آستارا برای ناتوانی جنسی و پرخوری ایشان دارویی وجود دارد؟ با تشکر

    لینک به نظر
  17. خانوم دکتر سلام. من یه زن ۲۶ ساله ام که یک ساله ازدواج کردم. قبل از اون هم ۳ماه با شوهرم نامزد بود. ازدواج ما سنتی بوده. توی این یک سال اونقدر تلفن های منو چک کرده و رفت و آمد منو محدود و کنترل کرده که نمی تونم تحمل کنم. اجازه نمیده کار کنم. همه میگن که شکاکه و بهتر نمیشه. آیا امیدی هست که بهتر بشه؟ چیکار باید بکنم؟

    لینک به نظر
    • زهرا خانم باسلام متوجه هستم که چقدر به شما سخت گذشته است.
      حتما بایداز متخصص کمک بگیرید تا تشخیص قطعی امکان پذیرشود که آیا درمان پذیر هست یاخیر. با استفاده ازدارودرمانی و رواندرمانی توام در بسیاری از موارد میتوان از این مشکل کاست.
      بدون مراجعه به روانپزشک و امتحان درمان از معالجه ایشان ناامید نشوید. احتمالا ایشان برای مراجعه به پزشک مقاومت خواهند داشت. بهتر است با خانواده ایشان هم مشکل را در میان بگذارید. اگرخانواده ایشان همکاری نکردند با بیان اینکه میخواهید برای مشاوره و درمان خودتان یا بهبود روابط به روانپزشک مراجعه کنید کم کم پای ایشان را به درمان باز کنید. اگر باز هم سوالی داشتید بفرمایید .
      دکتر سلجوقیان

      لینک به نظر
  18. هدیه جان سلام. ببخشید دیرجواب دادم. وارد سایت نشده بودم. بیشتر علائم شما با افسردگی قابل توجیه است. حتی علائم جسمانی شما.البته به شرطی که مشکلات جسمانی رد شوند. افسردگی انواع و اقسام دارد و همه افراد علایم و نشانه های یکسان ندارند. علائم شایع اینها هستند:
    مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیم‌گیری
    خستگی و کاهش انرژی
    احساس گناه، بی‌ارزشی و یا درماندگی
    نا امیدی به آینده و بدبینی
    بیخوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
    بیقراری و نا‌آرامی
    ازدست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت بخش و به زندگی
    پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
    سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
    کاهش میل جنسی
    گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی
    که شما بیشتر آنها را دارید.
    دلیل ابتلا به افسردگی عوامل ژنتیک وسابقه خانوادگی، مشکلات جسمانی مثل تغییرات هورمونی و آسیب های اجتماعی و روانی مثل ازدست دادن والدین در دوران کودکی ویا کسانی که دوستشان می داریم می باشد.همان طورکه گفتم تداوی آن با دارو و رواندرمانی می باشد. دارو باید به میزان کافی و مدت مناسب تجویز شود. بیماران به داروهای مختلف پاسخهای مختلف میدهند. یک دارو برای هرفردی مناسب نیست.درمورد درمانهایی که گرفته اید توضیح نداده اید. درمورد رواندرمانی نمیدانم آیا رواندرمانگر مناسب در جایی که شما زندگی میکنید هست یا خیر؟
    در مورد احتمال مشکلات جسمانی باید کم کاری غده تیروئید و کم کاری تخمدان با توجه به وجود مشکلات قاعدگی شما رد شود. این کار با انجام آزمایش امکان پذیر است.
    اگر میتوانید استرسور های زندگی تان را کم کنید این کار را انجام دهید.اگر استرسورها ادامه بیابند تاثیردرمان به اندازه کافی نخواهدبود. روی ورزش و رژیم غذایی مناسب هم تاکیدمیکنم.ورزش میتواند با ایجاد تغییرات در زمینه واسطهای عصبی و هورمونها مقاومت شما دربرابر استرسها را بالا ببرد. به امید روزی که احساس بهتری داشته باشید.

    لینک به نظر
  19. هدیه آرین

    سلام خانوم دکتر محترم.. من ۴ سال شده که در پی تداوی بیماری اعصابم هستم. بخاطر اینکه افغانستانم
    به درمان صحیح پزشکان اینجا باور ندارم
    من اکثر اوقات سر دردم.فراموشی ، بی حس شدن پا و کمر و درد گرفتن شانه و گردن ، زود عصبی شدن ، گریه های بیخودی، استرس،کم خوابی و حتی بعضی اوقات خواب زیاد، سرگیجه و نفس تنگی، ضعیف بودن چشم، لرزیدن دست ها و حتی تکون خوردن ناگهانی انگشتان دست و حتی اختلال دوران قاعده گی:سال به سال یعنی هر یک سال مریض ماهوار میشم..
    ممنون میشم اگه در عرصه تداوی این بیماری نظر بدین

    لینک به نظر
  20. سلام خانوم دکتر. روزتون بخیر.
    داروی پاروکستین که برای من تجویز کردید اثر خیلی خوبی روی من داشته و من طبق گفته شما ۶ ماه مصرفش کردم. متاسفانه فعلا تهران نیستم که پیش خودتون بیام. میخواستم بدونم چجوری باید قطعش کنم؟

    لینک به نظر
    • سارا خانم سلام. تاخیر پاسخ را ببخشید. فکر نمیکردم مراجعی اینجا پیام بگذارد. درضمن متاسفانه به پرونده پزشکی شما دسترسی ندارم و نمیدانم پاروکستین به چه منظور و با چه دوزی تجویز شده است؟ خوشحالم که درهرحال احساس بهتری دارید. بهتر بود که در این فاصله چند بار ویزیت شده بوده بودید و علائمتان و جواب به درمان چک میشد. در هرحال اگر مایل به قطع پاروکستین هستید به همان ترتیب که ان را شروع کردید قطع کنید تا دچار عوارض ناشی از قطع ناگهانی آن مانند اضطراب بیخوابی تهوع افزایش تعریق لرزش و خستگی نشوید. اگر باز سوالی داشتید میتوانید بپرسید.

      لینک به نظر
      • سلام. من یک ماه پیش طبق تشخیص روانپزشک شروع به مصرف بوپروپیون با دوز ۱۵۰ کردم. بهم کمک کرد که انرژی داشته باشم اما چیزی که اذیتم میکنه تپش قلبه. من تا یک ماه دیگه نمی تونم دکترم رو ببینم ممنون میشم اگه منو راهنمایی کنید.

        لینک به نظر
      • با سلام
        من یک خانم ۳۳ساله هستم که دارای دو فرزند هسنم. پسرم ۷ساله است و اخیرا با لج بازی پرخاشگری و زدن همکلاسیهایش در مدرسه همه را کلافه کرده. معلم از وضعیت درسی اش ناراضی است و میگوید او وسایل بچه ها را برمی دارد. دوستی در مدرسه ندارد و می گوید همه به من می گویند دزد. آیا لازم است او را پیش روانپزشک یا روانشناس ببرم؟

        لینک به نظر
        • پشتیبانی داک تاپ

          پاسخ خانم دکتر سلجوقیان:

          خانم سوسن سلام.
          در جواب به سوالتان باید بگویم بله حتما لازم است که به روانپزشک یا روانشناس مراجعه داشته باشید.
          پرخاشگری کودکان علل متعدد دارد که خصوصیات ژنتیک عوامل محیطی و تربیتی و شاخص های فرهنگی به تنهایی یا باهم میتوانند در بروز آن نقش داشته باشند.ممکن است کودک شما به در مدرسه مورد خشونت چه بدنی چه کلامی از طرف دیگر دانش آموزان یا معلم خود قرار گرفته باشد. ممکن است الگوهای تنبیه و تشویق خانواده نامناسب باشد. ممکن است از تماشای فیلمها و بازیهایی که دیده الگو برداری کرده باشد. ممکن است افسردگی و اضطراب خود را به صورت پرخاشگری نشان میدهد و
          با مراجعه به متخصص و گرفتن اطلاعات کاملتر وبررسی روانشناختی فرزندتان توسط او امکان کمک حرفه ای به افرزندتان و خانواده شما فراهم میشود.”

          لینک به نظر

سوال یا نظر خود را وارد کنید

تصویر (اختیاری) کمتر از 2M با فرمت JPG