پایان روانکاوی (۱)

یکی از مهمترین سوالاتی که افراد در روانکاوی از خود و یا روانکاوشان می پرسند، زمان و چگونگی پایان یافتن پروسه روانکاوی است. در این مقاله و مقاله بعدی، پایان روانکاوی در دو ساختار ذهنی نوروتیک و سایکوتیک بررسی خواهند شد.

اگر در سایر درمانهای روانی مانند مشاوره و یا روان درمانی اعم از تحلیلی و یا شناخت رفتار درمانی و غیرو پایان کار به مفهوم اصلاح شدن رفتارها و طرز نگرش افراد به معنی همگون سازی آنان با نرم های اجتماعی است، در روانکاوی این نتیجه لزوما متضمن پایان روانکاوی نیست. اگر مبنای توقع افراد نوروتیک از روانکاوی لزوما اصلاح و تربیت باشد تا در مقابل خواستهای دیگران منعطف تر گردند و یا این که صرفا برای بهتر شدن در همان مسیری که از آن لذت می برند به روانکاوی مراجعه کرده باشند، باید گفت راه را به اشتباه آمده اند. اگر فردی برای تغییر آماده نیست، شاید روانکاوی گزینه خوبی برایش نباشد. سال ها پیش یکی از آشنایان از من می پرسید که آیا این درست است که روانکاوی آدم ها را خودخواه می کند! از نظر او شاید فردی که مد نظرش بود، بیشتر از پیش به خودش می پرداخت تا به اطرافیان یا به زبان لکانی بیشتر متوجه آرزومندی های حقیقی خودش بود تا این که ببیند دیگران از او چه انتظاراتی دارند. نا کام ماندن این آشنا، در رابطه اجتماعی و یا عاطفی با شخص مورد نظرش باعث شده بود تقصیر را بر گردن روانکاوی بیاندازد که که طرف مقابلش را خودخواه کرده بود. مثال دیگر، انتظار شریک عاطفی و یا اطرافیان برخی مراجعان به روانکاوی است که انتظار دارند فرد همانی بشود که آن ها می خواهند. یکی از همکاران لکانی ام در کنفرانس اخیر در باب تفاوت رویکرد لکانی با سایر رویکردهای درمانی به این نکته اشاره داشت که در سطح، روانکاوی را می توان با شعارهای جذاب کاپیتالیستی مشابه دانست. کاپیتالیزم معتقد است که در یک جامعه انسانی تک تک افراد حق دارند آنچه می خواهند را داشته باشند و حقوق برابری به لحاظ بهره بردن از عایدی یک جامعه انسانی برای تک تک اشخاص قائل است. گذشته از این که چه پیامدهای اجتماعی و انسانی این گفتمان برای افراد تا به امروز به همراه آورده است، نکته قابل توجه همین اصل یگانگی تک تک افراد به عنوان انسان هایی دارای حق انتخاب است که با منبع لذایذ نا خودآگاه خود رابطه ای یگانه دارند. به عبارتی دیگر هر فردی در روانکاوی، فردیتش به غایت مطرح خواهد بود. چه بسا استفاده از لفظ “اختلال” در روانپزشکی برای نامیدن مشکلات روانی، خود علامتی هشدار دهنده باشد که همگون سازی نا خودآگاه همگان با یک دسته نرم های اجتماعی موردهدف قرار داده شده است. یعنی اگر فرد، مانند دیگران نبود انگ مختل را بگیرد. در روانکاوی چرایی الگوهای رفتاری و ماورای آن الگوهای لذت جویی پرسیده می شود. این که افراد متخصص سلامت روان در هر جامعه ای برای افراد تصمیم بگیرند که چگونه باید بزیند و یا با دیگران ارتباط بر قرار کنند و یا به عبارتی دیگر، با یک دسته الگوهای رفتاری مراجعان را همسو و متحد الشکل نمایند قابل قبول نیست. چندی پیش به مطلبی برخوردم که روانشناسی بنا به دلایل شخصی روش شناخت رفتار درمانی را تنها روش مناسب برای ایرانیان معرفی کرده بود. این که ما در جایگاه درمانگر روان بخواهیم برای افراد تصمیم بگیریم که چگونه فکر کنند و یا چگونه زندگی کنند، باز هم راه را به غلط آمده ایم. درست است که مشورت کردن با فرد متخصص می تواند راهگشای برخی باشد ولی در بالین افراد با ساختار ذهنی نوروتیک، هدف درمان روانکاوی یافتن و پذیرفتن مسؤولیت خواست های شخصی فرد مراجعه کننده خواهد بود. البته لازم به یادآوری است که موضوع عمل کردن به آنچه مد نظر خود فرد است لزوما به مفهوم قانون گریزی اجتماعی نیست.

حتی در بالین افراد روانپریش بر خلاف باور رایج متخصصین امر در گذشته، صرف آرام سازی این دسته بیماران و تصمیم گیری برایشان به عنوان کسی که بهتر می داند، هدف درمان به هیچ وجه نخواهد بود. به عبارتی در سالیان دور در بالین افراد روانپریش اعتقاد بر این بود که درمانگر صرفا وظیفه تیمار داری را بر عهده داشته باشد و برای او یک نسخه همانند نسخه دیگر افراد مجنون بپیچد. حال آن که امروزه با توجه به رشد بالا و رو به رشد جنون رویکرد درمانی، به حرکت در آوردن این افراد بنا به توانایی هایشان است و هیچ متخصصی در جایگاه درمانگر برایشان و به جایشان تصمیم نمی گیرد بلکه بنا به شرایط شخصی همان فرد، او را کمک می کند تا راه حل مناسبش را بیابد. قطعا در این رویکرد، روانکاو لکانی نقش فعالتری در بالین سایکوزیس بر خلاف نوروزیس خواهد داشت. در زیر روانکاوی افراد با ساختار ذهنی نوروتیک مد نظر بوده و در مقاله بعدی به مقوله پایان درمان در سایکوز می پردازم.

حال سوالی که مطرح می شود این است که این پروسه درمانی چه مدت طول می کشد تا فرد نوروتیک به خط پایان برسد. لازم به یادآوری این نکته نیز هست که لزوما تمام مراجعان به پایان واقعی روانکاوی نمی رسند و یا بنا به انتخاب شخصی شان ممکن است پس از مدت کوتاهی از این پروسه خارج شوند. همان طوری که قبلا نیز بدان اشاره کرده ام، روانکاوی لکانی برای اشخاص با ساختار ذهنی نوروتیک به دلیل فراتر رفتن از پایان ادیپی که در انواع روانکاوی کلاسیک فرویدی و کلاینی شایع است، معمولا پروسه ای طولانی مدت است که حداقل ۱۰ تا ۱۵ سال و گاها بیشتر می تواند به طول بیانجامد. در روانکاوی لکانی، تعریف پایان روانکاوی بنا به تغییر موقعیت شخصی فرد روانکاوی شونده نسبت به نشانه بالینی که روزگاری سبب زحمت او می شده است بستگی خواهد داشت. وی با پذیرش مسوولیت در قبال آنچه از آن شاکی بوده است از سد افسانه ادیپی رد شده و پس از بازسازی تاریخچه زندگانی خود از دید شخصی به خط پایان می رسد. افراد نوروتیک که روزگاری با آرزومندیهای والدین خود هم ذات پنداری کرده بودند، با کشف فانتزی های نا خودآگاهشان رابطه متفاوتی با انواع منابع لذت جویی شان در زندگی پیدا می کنند. به عنوان مثال اگر فردی بر اساس تصورش در خردسالی پیشه ای که مادر آن را ایده آل فرزند خود می دانسته برای خود برگزیده باشد، با طی مرحله روانکاوی ممکن است به دنبال خواست دیگری که از آن لذت ببرد رفته و دیگر زیر بار خواستی که سابقا برایش ارجح بوده نرود. به همان شیوه، اگر روزی که فرد پا به وادی روانکاوی گذاشت، از بر چسب های اجتماعی خود همانند تحصیلات عالیه، دکترا و فوق دکترا از مشهورترین دانشگاه های دنیا و یا بهترین بودن ها و داشتن هایش داد سخن می داد، در انتها به ارزش هایی که روزی برایش نهایت فخر می بود نگاه و احساسی متفاوت خواهد داشت. توضیح مفاهیم لکانی در باب پایان روانکاوی با توسل به اصول زبانشناسی و فلسفه، برای این مجال پیچیده به نظر می رسد. به همین دلیل تنها از نام بردن از این مفاهیم بحث را به پایان می بریم تا در جای خود بدانها پرداخته شود. برای فهم بهتر نحوه رسیدن به پایان روانکاوی لکانی توصیه می کنم سه مقاله ای که پیش تر با عنوان تعامل فیلم و روانکاوی در داکتاپ منتشر کردم، مطالعه بفرمایید.

در روانکاوی لکانی، هدف درمان رسیدن فرد از یک موقعیت که روزگاری از آن شاکی بوده است به موقعیت دیگری خواهد بود که در طی روانکاوی آن را از نو ساخته و پرداخته است. فرد با کشف فانتزی های ضمیر نا خودآگاه به بخش واقعی نا خودآگاه می رسد که به هیچ وجه نمی توان آن را به وادی کلام رساند یعنی قابل سمبل سازی نیست. رسیدن به فانتزی پایه تنها کافی نبوده بلکه فرد می بایست به تایید منبع جدید لذت جویی برسد که شاید نتواند هیچگاه چرایی اش را بر زبان جاری کند و یا علت پیدایشش را بفهمد. گویی از ازل بوده و به ابد می رسد و از حیطه سمبلیک کلام خارج است چرا که در امر واقعی سیر می کند. منظور از فانتزی پایه همان چیز نا خودآگاهی است که در سالهای نخستین زندگیمان در قبال یک کمبود سمبلیک در ذهن ساخته ایم و بر اساس آن سپر بلایی را تحت عنوان یک نشانه Symptom برای خود بر پا ساخته ایم. نشانه ای که روزگاری از آن نالان بوده ایم در روانکاوی به شکل دیگری Sinthome تغییرش می دهیم تا ادامه حیات برایمان ممکن شود. در پایان روانکاوی فرد نوروتیک، او آسوده از این که دیگران از وی چه می خواهند، یگانه آرزومندی خود را کشف، ساخته و دیگر بدون گارانتی دیگریهایی که در ذهن داشته می تواند به زندگی ادامه دهد.

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ