مفهوم ترانسفرانس (انتقال) در روانکاوی فرویدی ـ لکانی (۴)

ترانسفرانس از دیدگاه لکان در سمینار یازدهم ۱۹۶۴

به نظر لکان ترانسفرانس خود را به شکل یک “حس” نمایان می کند و به مانند فروید، در این سمینار از همان عبارت ترانسفرانس ـ عشق استفاده می کرد. وی مفهوم ترانسفرانس را از ؛تکرار؛ که یکی دیگر از فرم های ضمیر ناخودآگاه می باشد، جدا کرده و اذعان می دارد که ترانسفرانس بر خلاف پدیده “تکرار”، دسترسی به نا خودآگاه را ناممکن و یا مشکل می کند. وی علت وجود عنصر “مقاومت” را هم در ترانسفرانس را به آنچه نمی توان در محدود سمبلیک کلام عنوان کرد مرتبط می داند. به بیانی دیگر، فرد مورد روانکاوی در رویارویی با آنچه باعث انگیختن آرزومندی در وی می شود را به شکل عنصر مقاومت به طور مقطعی در ترانسفرانس به روانکاو تجربه کند.

مورد دیگری که در این سمینار لکان به آن اشاره می کند، پرهیز کردن جدی روانکاو از هر گونه تفسیر در جلسات است پیش از آن که پدیده ترانسفرانس شکل گرفته باشد. به همین دلیل در بالین افراد نوروتیک به ندرت در جلسات آغازین روانکاوی، انتظار تفسیر از سوی روانکاو می رود.

در ادامه لکان ترانسفرانس را یک دستاویز برای روانکاو جهت آشکار سازی حقیقت نا خودآگاه که همیشه ماهیت جنسی دارد می داند. همیشه برای فرد، یک نوع هیجان در نحوه ترانسفرانسش به روانکاو وجود دارد. به عنوان مثال، برخی از کسانی که خود تحت آموزش روانکاوی هستند و یا اینکه به لحاظ آکادمیک از تئوریهای لکانی آگاهی خوبی دارند، در جلسات بر نشان دادن دانش خود سعی دارند تا مثلا روانکاو را تحت تاثیر قرار دهند. گویی که فرزند مطیع و یا دانشجوی ممتازی برای او هستند. در اینجا مهم است که روانکاو این مورد را کاملا مورد بی توجهی قرار دهد که هم از ترانسفرانس موجود در جهت آماده سازی فرد برای معرفی به وادی روانکاوی واقعی استفاده کرده باشد و هم اینکه مسیر کار به سمت نادرستی هدایت نشود.

بر خلاف باور روانکاوان پیش از لکان، ترانسفرانس هیچ ربطی با هم ذات پنداری و یا همگون پنداری با جایگاه روانکاو نبوده چه برسد به اینکه پایان روانکاوی را معادل با هم ذات پنداری با شخص روانکاو بدانیم. در این پروسه، هر دو یعنی روانکاو و فرد مراجعه کننده در پدیده ترانسفرانس سهم دارند ولی با نسبت گوناگون. به عبارت روشنتر، روانکاو به فرد کمک می کند تا ترانسفرانسش شکل گرفته و بر اساس آن کار جلو برود. بنابراین همان طور که پیشتر گفته شد، نه تنها از واژه کانتر ترانسفرانس در روش لکانی استفاده نمی شود، از عبارت “اتحاد درمانی” نیز در این روش پرهیز می شود. لکان روانکاو را گیرنده ترانسفرانس با نسبتی متفاوت از روانکاوی شونده می داند و وی را جدا از این پدیده نمی بیند.

لکان باور داشت که هر کجا ما فردی را که دارنده یک دانش خاص است را بیابیم، ترانسفرانس شکل می گیرد ولی در کار روانکاوی گاها این پدیده در طی زمان خود را نمودار می کند. در یکی از مواردی که من شخصا با او کار می کردم بیش از یک سال که هفته ای دوبار برای روانکاوی مراجعه کرده بود طول کشید تا ترانسفرانس شکل گرفته و تثبیت شود.

در این سمینار، در رابطه با وجود عنصر مقاومت در ترانسفرانس، به عنصر <فریب> در امر خیالی که در مفهوم عشق وجود دارد رجوع کرده و آن را بدین صورت مطرح می نماید: فرد مورد روانکاوی گویی خود را موجودی قابل دوست داشتن برای روانکاو می بیند و نسبت به آنچه که نمی داند چه هست ولی ارزشمند است (آگالما) عشق می ورزد و آن را در تصرف روانکاو می بیند.

مفهوم زمان در ترانسفرانس، به شکل “حالا و اینجا” مطرح می گردد. بر خلاف باور اولیه فروید، ترانسفرانس چیزی قدیمی و باقیمانده از گذشته نیست که در زمان حال (در روانکاوی) باز گردد.

مورد مهم دیگری که در این سال لکان به آن اشاره می کند، نحوه تغییر جایگاه روانکاو در سیر روانکاوی است که از جایگاه شخصی که باید چیزی را بداند و یا دارای چیزی ارزشمند که به فرد دهد باشد به جایگاه فردی می رسد که باید حذف گردد. در این صورت است که پروسه درمان پیش رفته و فرد به پایان روانکاوی می رسد.

روانکاو می بایست درخواستهای پایان ناپذیر شخص را که در امر خیالی قرار دارند به سمت آرزومندی امر حقیقی تغییر دهد. این مورد بدون وجود ترانسفرانس شدنی نیست و نیز اینکه، با فرموله کردن این سوال که دیگری از من چه می خواهد، فرد می تواند از زاویه ای دیگر به درخواستهایش از روند درمان و یا شخص روانکاو نگاه کند. در این مرحله نمی بایست زیاد فرد را نا امید کرد و در ضمن نمی بایست هر درخواستی را از وی پذیرفت.

کلام آخر در این سمینار این است که ترانسفرانس از امر خیالی و سمبلیک گذر کرده و وارد حیطه حقیقی می شود. بر خلاف آنچه که در سمینار هشتم عنوان شده بود که روانکاو دارای چیز با ارزشی است مانند یک دانش که می تواند فرد را درمان کند، روانکاو می بایست به جایگاهی برای فرد مراجعه کننده برسد که وی را متوجه آرزومندی چیزی از آن خودش کند. به قول حافظ:

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

پایان بخش چهارم

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ