مفهوم ترانسفرانس (انتقال) در روانکاوی فرویدی ـ لکانی(۳)

لکان و پدیده ترانسفرانس پیش از سمینار یازدهم در سال ۱۹۶۴ میلادی

لکان در سال ۱۹۴۸ میلادی با رجوع به کار فروید و ملانی کلاین در رابطه با ترانسفرانس به روشنی اذعان می دارد که این پدیده در واقع تصاویر ابتدایی در ضمیر نا خودآگاه فرد مورد روانکاوی را مجددا فعال می نماید. سه سال بعد در کتاب خود به نام مجموعه نوشتارها در توصیف این پدیده چنین می گوید: “ترانسفرانس یک تجربه دیالکتیکی میان دو فرد است.” در ادامه با رجوع به مورد دورا، درباره ترانسفرانس موجود میان دورا و فروید به این نکته اشاره می کند که اشتباه فروید در مورد دورا این بود که فروید در مورد ترک درمان توسط دورا به غلط پنداشته بود که نا تمام ماندن درمان به عدم تفسیر ترانسفرانس پدر و دختری میان او و دورا بر می گشته است. به عبارت دیگر، عنوان ننمودن این مورد به دورا دقیقا کاری می بود که می بایست انجام دهد و ترک درمان علتی ماورای ترانسفرانس دورا به فروید بود. ترانسفرانس خود فروید به دورا همانند مانعی برای ادامه درمان روانکاوی بود چرا که بیش از حد خود را سرگرم هم ذات پنداری با آقای کی کرده بود. در حقیقت فروید در پی حل معما با پنداشته ای نا درست بود.

در ادامه همین مقاله، لکان در باب تفسیر ترانسفرانس که در روانکاوی نمی بایست انجام شود چنین اظهار می دارد:

“تفسیر ترانسفرانس همانند پر کردن فریبکارانه و با پیش فرض غلط یک حفره راکد در روانکاوی است تنها بر فرض این که روند درمان مجددا به حرکت درآید.”

به باور لکان ترانسفرانس، جنسی متفاوت از ابراز یک دسته احساسات داشته ولی خود را در غالب احساسات نشان می دهد. وی با فروید موافق است که ترانسفرانس یک اخطار به روانکاو است ولی آن را نتیجه نوروز نمی داند بلکه آن را محصول پروسه روانکاوی معرفی می کند. ترانسفرانس پدیده همگانی است ولی در تک تک افراد به شکل و به دلیل خاص خود همان فرد رخ می دهد.

در سمینار اول لکان در سال ۱۹۵۳، وی مشخصا با ارایه مثال از کار مارگارت لیتل و آنا فروید، رابطه دوگانه میان دو ایگو در روانکاو و روانکاوی شونده را از اساس بی معنا دانسته و آن را از ترانسفرانس جدا می داند. با اشاره به مقاله فروید در باب ترانسفرانس و عشق، نه تنها پدیده عشق ورزیدن را متمایز از ترانسفرانس می داند بلکه روانکاو را در وادی امر خیالی برابر با تصویر ایده آل برای فرد معرفی می کند. ترانسفرانس را به بیانی دیگر هم تراز با عشق خیالی محصول یک رابطه خود شیفته از سمت فرد به روانکاوش می پندارد.

وی از بالینت که معتقد بود فرد می بایست در رابطه درمانی به همان عشق ابتدایی میان مادر و فرزند دست یابد را از اساس بی معنا خواند.

در مکتب کلاینی هم ترانسفرانس را محدود به امر خیالی دانست که به دنبال “شیء پنداری” فرد است و نه این که وی را دارای ماهیت مستقل و دارای حق انتخاب بداند. این نوع ترانسفرانس از نظر لکان صرفا انتقال یک دسته احساسات است و درمان را به جایی نمی برد.

در سمینار دوم لکان در سال ۱۹۵۴، وی بر عنصر “مقاومت “در ترانسفرانس تاکید می ورزد که در امر خیالی سیر می کند. مشخصا مقاومت در درمان را در بسیاری از مکاتب روانکاوی محصول پنداشتن غلط از پدیده ترانسفرانس می داند. به عبارتی روانکاو خود حجاب کار است که می بایست از میان برخیزد.

در سمینار پنجم در سال ۱۹۵۷، صریحا ترانسفرانس را به عنوان نسبت دادن قدرت به روانکاو مردود دانسته و پایان روانکاوی را به هیچ وجه مترادف با هم ذات پنداری با شخص روانکاو نمی داند. سه سال بعد در سمینار هشتم در باب دانش و قدرت منسوبی به روانکاو مفصلا صحبت می کند.

در سمینار هفتم سال ۱۹۵۹، به پدیده “تکرار” در ترانسفرانس اشاره می کند که از تکرار در ضمیر نا خودآگاه متفاوت است. این مورد را در سمینار دهم و یازدهم به تفصیل توضیح داده و بر تمایزشان تاکید دارد. به عنوان مثال “ترانسفرانس” را عاملی بر بسته شدن ناخودآگاه می داند در حالی که “تکرار” را عاملی بر باز شدن آن.

در سمینار هشتم لکان با عنوان “ترانسفرانس” به رابطه میان سقراط و آلکیبیادس در سمپوزیوم افلاطون رجوع کرده تا پدیده ترانسفرانس را بهتر توضیح دهد. وی سه فرم برای هم ذات پنداری میان دو ایگوی روانکاو و روانکاوی شونده مطرح می نماید: ایگوـ ایده آل، ایده آل ـ ایگو و ایگوی آرزومند که سومی تعبیر درستی از ایگوی روانکاوی شونده است. لکان دانشی را که فرد در حکم یک اهرم قدرت به روانکاو نسبت می دهد معادل واژه آگالما به مفهوم گنج و یا یک چیز ارزشمند می داند. این آگالما به تصور فرد می تواند وجود سرگردان و مضطربش را ترمیم سازد. البته این دانش مافوق تحصیلات دانشگاهی روانکاو است. در ادامه سمینار، لکان آگالما را به مفهوم آن چیزی که باعث آرزومندی فرد می شود بیان می کند. این آگالما با آنچه کلاین معادل “عنصر خوب و عنصر بد” می دانست کاملا متفاوت است.

در همین سمینار در باب “کانتر ترانسفرانس” پوالا هایمن را نقد کرده و به آنچه در روانکاوی خود روانکاو از نظر دور مانده و به طور کامل سمبلیزه نشده را عاملی مخرب برای روانکاوی می داند. در همین رابطه به این نکته نیز اشاره می کند که هیچ فرم همگانی برای یک دست شدن روانکاوان با هم برای انجام روانکاوی وجود ندارد که بخواهد ترانسفرانس مشابه ای برای همگان ایجاد کند. در نهایت لکان در این سال، ترانسفرانس را عاملی کمک کننده برای روانکاوی جهت سوق دادن کار به وادی حقیقی و نه حقیقت یابی می داند.

پایان بخش سوم

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ