عروسک پشت پرده اثر صادق هدایت

عروسک پشت پرده یکی از داستانهای هدایت است که بسیاری از نویسندگان و صاحب نظران در باره آن سخن گفته اند و از دیدگاه جامعه و فرهنگ شناسی این داستان کوتاه را مورد نقد و بررسی قرار داده اند. از تقابل فرهنگ شرق و غرب تا جایگاه زن در یک اجتماع رو به رشد به لحاظ گذر از سنت به مدرنیته، این داستان کوتاه مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله دو جنبه از این داستان از دیدگاه روانکاوی مورد بررسی قرار می گیرد: شخصیت خود مهرداد و انتخاب دور از عرف وی و نیز شخصیت درخشنده.

مهرداد تمامی خصوصیات بالینی یک فرد روانپریش اسکیزوفرن در مفاهیم لکانی را دارا ست. از روزگار چاپی حرف می زند: در این افراد از آنجایی که در سالهای ابتدایی زندگی هسته اولیه وجودی به طور سمبلیک ایجاد نشده است، ذهن و بدن بدون هیچ حد و مرزی پراکنده و گسسته است. به عبارتی مرحله آینه ای که لکان آن را اولین نقطه عطف در برقراری ارتباط شخص با تصویر خود در وادی امر خیالی Imaginary order می دانست در اینان به درستی طی نگردیده است. نتیجه آن خواهد بود که در بزرگسالی رفتار، شخصیت و حتی انتخابها، صرفا کپی برداری محض از اطرافیان خواهد بود. به عنوان مثال یکی از بیماران من هنگام خرید لباس در مغازه، عینا همان لباسهای ست شده برای مانکن را انتخاب می کرد. گویی شبح آن مانکن می بود که می بایست به شکل و شمایل آن در می آمد. اگر شخصیتی را در یک فیلم می دید که به گونه ای طرز رفتارش برایش مورد پسند بود، عینا او حرف می زد، راه می رفت و حتی تصمیم می گرفت. مورد دیگری می گفت در هر موقعیت تصمیم گیری که قرار می گیرد تصور می کند اگر هنرپیشه مورد علاقه اش، جک نیکلسون، در آن موقعیت بود چه می کرد و نتیجتا او همان کار را تقلید می نمود. در ابتدای داستان برای شرح شخصیت و خصوصیات مهرداد، هدایت به زیبایی تصویری تمام عیار از اسکیزو فرنیا را ارایه داده است: خوراک چاپی، درس چاپی، خواب چاپی و بیدار شدن چاپی. این الگو همان چرخه زندگی ثابت روزمره در بسیاری از افراد با این ساختار ذهنی است که تنها عامل پیوند دهنده آنان با دیگران همین تقلید کردن محض است. گویی شخص دیگری هستند و یا شخص دیگری آن کارهایی را که آن ها انجام می دهند، انجام می دهد. گویی بین خود فرد با اعمالش یک فاصله سمبلیک وجود دارد که با احساس گاها خود نبودن در نوروز بسیار متفاوت است. مهرداد مثل لامارتین در کنار دریاچه به پرندگان تکه نان می داد چون که در جایی آن تصویر را خوانده بود.

بسیار خجالتی بودن تا حدی که از شخصیت مهرداد در این داستان نقل شده است، باز هم مورد دیگری است که به هیچ وجه معمول نمی نماید. حرف زدن با جنس مخالف که هیچ، حتی با معلمان و همشاگردیان هیچ گونه مراوده ای ندارد. هر چند هدایت تقصیر را بر گردن طرز تربیت و بار آمدن وی در خانواده و اجتماع می داند، این تمام موضوع نیست. به این مفهوم که درست است که این عامل می تواند تاثیر گذار باشد و حتی در روانکاوی سایکوز هم داشتن عاملی که بشود آن را دلیل مشکل فرد معرفی کرد، امری ضروری و کمک کننده است ولی با دیدی فرا گیر تر که به این مسئله نگاه کنیم به نقش خود فرد در موضع گیری با جهان اطرافش می رسیم. در اسکیزوفرنیا تنظیم فاصله خود با دیگری در سنین بین ۳ تا ۵ سالگی که همان مرحله ادیپ است به درستی شکل نگرفته و دائما وی را در بزرگسالی به دردسر می اندازد. افراد دیگر یا برایش بسیار مزاحم بوده و یا نحوه چگونگی برقراری ارتباط را به کل نمی دانند. برخی از این دسته افراد گوش دادن دایمی به موسیقی و داشتن هدفن در گوششان آنان را از مزاحمت فضای اطراف و هجوم حضور دیگری می رهاند. در نتیجه، انزوا طلبی می تواند در حکم کنار آمدن با همین مشکل باشد. اصطلاح رایج فوبیا ی اجتماعی به عنوان یک نشانه بالینی در بسیاری افراد با همین ساختار ذهنی دیده می شود. البته این بدان معنا نیست که همه کسانی که رابطه اجتماعی ضعیف و یا نا مناسبی دارند به این مشکل دچارند. در این داستان، قطعا مهرداد به طرز رادیکالی این نشانه را از خود بروز می دهد. لازم به ذکر است که بسیاری از افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا می توانند افرادی بسیار اجتماعی بوده و لزوما انزوا را بر نگزینند. قطعا در شرایط مهرداد تربیت افراط گرایانه مزید بر علت شده است ولی همان طور که گفته شد این همه دلیل بروز مشکل او نیست.

به لحاظ انتخاب وی برای مونس و همدم که همان مجسمه مانکن از یکی از مغازه های فرنگی است می توان میزان کمال گرایی که به طرز مبالغه آمیزی در این نوع سایکوز داریم مشاهده نمود. مجسمه تنش گرم نیست ولی باعث خجالت وی نمی شود، صورتش چروک نمی افتد، قد و قامتش در هم نمی شکند و حاملگی از دید مهرداد تنش را تغییر نمی دهد. از اشاره به اصل نگاه صرفا جنسیتی به زن کردن در جامعه ای که مهرداد در آن بار آمده بگذریم، کمال گرایی مطلق در قبال آن چیزی که خود را مالک آن می داند به وضوح به چشم می خورد. ضمنا راه حلی مبنی بر منطق سایکوتیک خود یافته: زن مجسمه ای که تنظیم فاصله با او برایش دشوار نمی نماید و در قبال خواست و آرزومندی دیگری (زن) بهم نمی ریزد. مهرداد، باکره ای است که اهل زنا شویی نیست. در این رابطه بسیاری از افراد مبتلا فارغ از مسایل فرهنگی و مذهبی بر خلاف افراد با ساختار ذهنی نوروتیک داشتن نزدیکی جنسی با دیگری را گاها محال می دانند و در صورت اعمال اجبار در موردشان، چه بسا وارد فاز فعال و پر از توهم شوند. در موارد دیگری هم درست برعکس، در افراد اسکیزوفرن داشتن دفعات بیش از حد رابطه جنسی می تواند یکی از نشانه های شایع بیماریشان باشد. در هر صورت در ارتباط جنسی دو سر طیف افراط و تفریط قرار می گیرند.

نکته جالب دیگر در داستان هدایت، برخورد مادر مهرداد در مواجه با تصمیم وی مبنی بر ازدواج نکردن با درخشنده است. او پنداشته بود فرنگ عقل پسر را از جا به در برده و یا او را بی بند و بار کرده است. در صورتی که مهرداد راه حل خیالی Imaginary خود را در وادی سمبلیک Symbolic order یافته و غرق در لذت جویی و آرامش نسبی شده بود: تنهایی دو نفره با مجسمه ای بی جان. در اینجا می توان به نحوه برخورد درمانگر و خانواده در ارتباط با این بیماران اشاره کرد. برخی از روشهای درمانی سعی بر همگون سازی بیماران با دسته باورهای فرهنگی رایج در جامعه یا به عبارتی عرف رایج دارند که متاسفانه نه تنها به این افراد کمکی نمی شود بلکه بر وخامت وضع ایشان می افزاید. جایگاه روانکاو و یا روان درمانگر بودن به هیچ عنوان نمی بایست با جایگاه مصلح اجتماعی، قاضی و یا وکیل اشتباه گرفته شود. در داستان عروسک پشت پرده، مهرداد کم کم به دنبال جایگزینی عنصر تثبیت کننده دیگری به غیر از مجسمه می گردد. اما این مجال با دخالت درخشنده و مادر مهرداد به او داده نمی شود که در نهایت به پایان تراژیک داستان البته از یک دید می انجامد.

درخشنده خصوصیات تمام یک زن نوروتیک از نوع هیستریا در تقسیم بندی روانکاوی لکانی را دارا است. با خواست والدینش هم ذات پنداری می کند و ابتدا بر خلاف میلش تصمیم به نامزدی با مهرداد را می گیرد. یکی از اساسی ترین سوال در ذهن هیستریا را در یک رابطه در این داستان می خوانیم: آن زن دیگر ولو مجسمه ای چه دارد که نامزدش طلب می کند. خود را به شکل و شمایل او تماما در می آورد. بدون آن که از خود بپرسد با که و بر سر که رقابت می کند. گویی توازن قدرت فالیکی در کار است که می بایست درخشنده در بازی اغواگری برنده، دیده و برگزیده شود. بر خلاف برداشتهای دیگری که از این داستان شده مبنی بر مدگرایی و یا غرب زدگی بدون تفکر در زنان جامعه آن روز، باید گفت این مورد به نوع مهندسی ذهن هیستریا در رابطه با لذت جویی زنانه Feminine Jouissance ارتباط دارد که جهانی است و برای هر زنی با این ساختار ذهنی موضع گیری خاصی را در بر می گیرد. زنی ممکن است دست یابی آرزوهایش از طریق شریک زندگیش باشد در حالی که برای یک زن دیگر تنها خودش می بایست برآورده کننده آرزومندی اش باشد. برای یکی ممکن است با بچه دار شدن معنای زنانگیش تمام شود و برای آن دیگری درست بر عکس، با بچه دار شدن گویی زنانگیش به خطر افتد. اولین سوالی که درخشنده در سر پرورانده این است که او چه کم دارد که مهرداد نه یک زن دیگر که یک مجسمه را بر او برگزیده است. شاید پیش از آن که با کمبود سمبلیکی Symbolic lack که در هیستریا با آن مواجه هستیم، اگر درخشنده به مورد عجیب مهرداد فکر می کرد، تصمیم متفاوتی می گرفت. در داستان این درخشنده است که نام مجسمه را عروسک پشت پرده می نامد. درخشنده ای که سعی بر عینا درخشیدن به مانند آن مجسمه را دارد، آن را معادل آن چه لکان عامل بر انگیختن آرزومندی فرد a Objet petit می داند می پندارد. از لفظ عروسک برایش به جای مجسمه استفاده می کند که پنهانی بودنش خود نشانه ای از فانتزی نا خودآگاه ذهنی در هیستریا بوده که در ارتباط با شریک عشقی اش، تماما خود را عیان نمی کند. به عبارتی عروسک پشت پرده نه مجسمه و نه استعاره ای از درخشنده است بلکه یک فانتزی نا خودآگاه ذهن زنانه بوده و بس، فانتزی ذهنی درخشنده که نزدیک کردن خود به آن وی را به ورطه مرگ که لکان آن را ژویی سانس Jouissance یا لذتی سرشار اما نا خودآگاه در ذهن می دانست کشاند. Jouissance در مفاهیم لکانی معادل Death drive فرویدی است. پایان این داستان به لحاظ مفاهیم لکانی تراژیک نیست بلکه عین آغوش کشیدن لذتی بس شگرف است که در وادی سمبلیک Symbolic order دست نیافتنی است و می بایست به وادی واقعی order Real رسید تا آن را دریافت. در نهایت درخشنده بی جان و نه آن مجسمه ،در ذهن افراد (خوانندگان اثر) در وادی سمبلیک همان عروسک جاودانه شد. چه بسا که بیشتر بررسی هایی که از این اثر شده است، حول محور شخصیت درخشنده و به عبارتی زن در تقابلهای فرهنگی آن عصر می گردد.

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ