شروع روانکاوی (۲)

در این مقاله به مراجعان سایکوتیک و یا روانپریش که به روانکاوی برای بار نخست مراجعه کرده اند پرداخته خواهد شد. برخی همکاران روانکاو لکانی من از گذاردن نام روانکاوی بر روی کار با ساختار های ذهنی سایکوتیک و منحرف خودداری می کنند و به جای آن از لفظ روان درمانی استفاده می نمایند. هر چند معتقدم در هر صورت روانکاو برای کار با هر سه نوع ساختار ذهنی تربیت شده است و فقط نوع تکنیکهای درمانی را درموردشان تغییر خواهد داد. نتیجه کار همان خواهد شد که باید. بنابراین در بالین سایکوز و انحراف من از همان واژه روانکاوی بهره می برم.

جنون بدبینی (سایکوز پارانوییا): بسیاری از افراد موفق اجتماع که تحصیلات عالیه نیز می توانند داشته باشند، دچار این نوع ساختار ذهنی هستند. مراجعه آنان معمولا با پای خود نبوده ولیکن اگر خود داوطلب دیدن روانکاو شده باشند، در جلسه اول از گفتن بالاترین و بهترین سجایای اخلاقی خود و اغراق کردن در این باب هیچ کم نمی گذارند. اینان در مبالغه در میزان موفقیت های خود که باعث تنگ نظری اطرافیان شده چنان داد سخن می دهند که درمانگر از خود می پرسد چرا او به آنها مراجعه کرده است. نوک پیکان تقصیرات همیشه و در همه حال متوجه دیگران است. کمترین بار مسؤولیت در قبال اتفاقات افتاده بر نداشته و دیگران در حد وسایلی که استفاده ابزاری برایشان دارند خواهند بود. یکی از بیمارانی که با این تشخیص به من مراجعه کرده بود می گفت همه زندگیش از همه لحاظ عالی و تکمیل است و گهگاه به دلیل غر و لند پدر همسرش برای چکاپ! روانش به روانکاو مراجعه کرده است که به او بگوید که وی در موردش دچار توهم بوده است. این نکته نیز ضروری می نماید برخی از افراد با همین ساختار ذهنی، به هیچ وجه در مورد خودشان بلند نظری توهمی نداشته و چه بسا که از بی اعتماد به نفسی شکایت کنند. در هر صورت آنها باز هم علت مشکلات خود را مطلقا دیگری اعم از خانواده، جامعه، روزگار و غیرو می دانند. افکار مزاحم وسواسی به ذهنشان هجوم می آورد و گاها بدون وقفه و یا خلاصی یافتن از آنها به مرز جنون کشیده می شوند. اگر به علت مشکلات رابطه ای پایشان به روانکاوی کشیده شود، با بررسی دقیق، روانکاو متوجه می شود که هیچ رابطه سمبلیکی میان او و طرف مقابل وجود نداشته و گویی وجود وی (ایگو) با وجود یا ایگوی دیگری در هم ادغام شده است. جدایی برایشان غیر ممکن است. بسیاری از افراد که برای اثبات بی وفایی همسر و یا طرف مقابل خود کارآگاه خصوصی استخدام می کنند، در این دسته قرار دارند که صرفا به این دلیل به روانکاو مراجعه می کنند که بگویند مدارک کافی دارند. گویی روانکاو در حکم قاضی برایشان بوده که تاییدیه او را طلب می کنند.

اسکیزو فرنیا:

در این نوع ساختار ذهنی، که لزوما وارد فاز فعال بیماریشان نشده اند و با آنچه در روانپزشکی از این دسته افراد یاد می شود متفاوت هستند، به دلایلی که عمدتا حول محور بدن می گردد با روانکاو مراجعه می کنند. از آنجایی که مفهوم بدن و ذهن آنان به سان دیگران در داخل محدوده جسمانی قرا نگرفته، افکار یا سریع و یا کند تر از حد معمول به ذهنشان خطور می کند. طرز صحبت کردنشان از حد معمول بسیار کندتر و یا تند تر است که در حقیقت علت آن عدم معرفی شدنشان در سنین نخستین زندگی به عرصه سمبلیک کلام است. علت مراجعه اینان می تواند عدم توانایی در برقراری ارتباط کلامی، عاطفی و یا جنسی با دیگران باشد. فاصله سمبلیک میان خودشان با دیگری قائل نیستند که روی روابط اجتماعیشان بسیار تاثیر می گذارد. بسیاری از این افراد با بیماران دو قطبی همان طوری که قبلا ذکر کرده ام اشتباه گرفته می شوند. بسیاری از اینان از صافی تشخیصی روانپزشکی رد می شوند و یا عنوان وسواس را می گیرند که با کمی دقت در شرح حالشان نوع وسواس افراد سایکوتیک با نوروتیک مشخصا فرق خواهد داشت.

ملانکولیا:

شایعترین شکایت این دسته عدم توانایی در بیان مشکلاتشان است که نمی دانند چگونه بر زبان آورند. از همه دردهای روان تنی رنج می برند بدون آن که علت فیزیولوژیکی برایشان یافت شود. همانطور که در مقالات پیشین هم عنوان کردم، اینان معمولا برچسب فیبرو میالژیا را با خود یدک می کشند. از بیماران ملانکولیکی که داشته ام بسیار جمله: تمام شدم، را می شنوم. بیرون آمدن از خانه و حتی مراجعه به روانکاو برایشان یک پروژه عظیم بوده و گویی هیچ امیدی برای زندگی و بهبودی برایشان نیست. نقطه مقابل پارانوییا هستند که تمامی تقصیرهای عالم را بر دوش می کشند مانند مسیحی که صلیبش را. گویی می خواهند به طور صد در صدی از اینکه خوشی ندارند اطمینان حاصل کنند.

بیماران دو قطبی: این دسته بیماران هم معمولا کمتر با پای خود به روانکاو مراجعه می کنند. اگرهم مراجعه کنند، تحمل ارتباط کلامی در چارچوب درمان روانی برایشان شدنی نیست. اگر بیشتر در فاز مانیا یا سرخوشی کارایی داشته باشند، همیشه تند و سرخوش حرف زده و عمل می کنند. دادن ویزیت با مبالغ بالا ولو اگر موجودی نداشته باشند یکی از نشانه های رایج در این افراد است. معمولا هنگام مراجعه از هماهنگی عناصر بیرونی با یکدیگر در حد جهانی صحبت می کنند و دلیل مراجعه نیز یا اصلا مشخص نبوده و یا به توصیه دوستان و خانواده بوده است. چیزی که از درمان می خواهند لزوما تثبیت خلق نیست بلکه اصلاح میزان کارآمدیشان است. بر خلاف این که در روانپزشکی چه در سطح دارو درمانی و چه در سطح روان درمانی، هدف تثبیت خلق و معرفی کردن صفحه خاکستری به جای سیاه و سفید است، در روانکاوی لکانی ابتدا نوع خلق کارآمد شناسایی شده و با کمک شرح حال بیمار، به تنظیم و توجیه دو نوع خلقش پرداخته می شود به عبارتی اصلاحاتی در سطح نوع و یا میزان لذت جویی که در اینان بسیار فراگیر و بهم ریخته است صورت می گیرد.

در رابطه با درمان انحرافات جنسی، معمولا کار بالینی در این افراد در موسسات بهداشت روان که امکانات مشخص و امنیت درستی برای درمانگر فراهم می کنند صورت می پذیرد و کمتر در مطب خصوصی روانکاوان پذیرفته می شوند. به زودی درباره معرفی و درمان این نوع ساختار ذهنی خواهم نوشت.

امیدوارم با خواندن دو مقاله ای که در باب شروع روانکاوی نوشته ام، دیدی فراگیر نسبت به مقوله روانکاوی و تفاوتش با سایر رویکردهای درمانی پیدا کرده باشید.

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ