شروع روانکاوی (۱)

در مقالات پیشین در باب شروع روانکاوی توسط افراد با شکایات متفاوت که شروع درمان را در آن مقطع زمانی خاص مطالبه می نماید، توضیحاتی داده شد. در اینجا به شایعترین در خواست ها برای روانکاوی شدن در ساختارهای ذهنی مختلف پرداخته خواهد شد.

باز هم یادآور می شوم که نقش و عنوان افرادی که در سلامت روان مشغول هستند با یکدیگر متفاوت بوده و به طبع، نوع تشخیص گذاری، رویکرد درمانی و در نهایت نتیجه درمان لزوما با یکدیگر همخوانی نخواهند داشت. درمان خانواده و زوجین و نیز درمان گروهی هیچ گونه ارتباطی با روانکاوی ندارند. ممکن است روانکاو، با توجه به نوع پیشینه تعلیمات خود به رویکردهای دیگر درمانی اشراف داشته باشد و بنا به نوع خواست فرد مراجعه کننده نحوه رویکرد درمانی خود را تنظیم کند، ولیکن این بدان معنا نیست که هر کسی که در وادی مشکلات اعصاب و روان مشغول به کار است، روانکاو نامیده شود. غلط رایج دیگری که به وفور در فرهنگ عامه می شنویم، استفاده از عنوان روانشناس به همه افرادی است که به کار صحبت درمانی مشغولند. پس از چندین سال کار با یکی از بیماران فارسی زبانم، وی از شنیدن این که من روانشناس نیستم و اصلا روانکاوی ربطی به روانشناسی ندارد شوکه شده بود. در مورد دیگری، پس از یک سمینار مفصل در باب روانکاوی لکانی، باز هم یکی از هموطنان عزیز از من پرسید پس شما درمانگر رفتاری هستید! که در واقع اشاره به شناخت رفتار درمانی داشت که درست نقطه مقابل روانکاوی است. پاسخ بسیاری از سوالاتی که از من پرسیده می شود، به وضوح در مقالاتم داده شده است و کمی حوصله در خواندن می تواند راهگشا باشد. فوریتی که ما انسانهای عصر ارتباطات، که من آن را عصر فوریت می نامم، فراتر از هر زمان دیگری بوده که این خود ما را در موقعیت آسیب پذیری قرار می دهد. هر چیزی می بایست فورا و به راحتی در دسترس باشد که لزوما به نفع انسانیت ما تمام نخواهد شد. چه بسا ره صد ساله برای رسیدن مطلوب بیش از صد سال لازم است طی شود تا آن که یک شبه محقق گردد. این که چرا نحوه ارتباط ما آدمهای امروزی به منبع لذت جوییمان فوری و راحت می بایست باشد به عوامل گوناگونی مربوط است که لزوما نمی شود همه را تقصیر عصر ارتباطات و فناوری انداخت. در جایی دیگر به تفصیل به این موضوع می پردازم.

شروع روانکاوی از دید افراد با ساختار های ذهنی متفاوت:

هیستریا نوروزیس: به قول لکان سوال ناخودآگاه اینان به این پرسش ختم می شود که آیا زن هستند و یا مرد؟ یعنی محوریت ناخودآگاهشان بر اساس سوال در مورد جنسیت (نه به آن مفهوم عام) خواهد بود. معمولا مشکلات با شکست های عاطفی در رابطه با سایر افراد آنان را به روانکاوی می کشاند. فارغ از اینکه بدانند چه نوع رویکرد درمانی را انتخاب کرده اند، از نشانه های سایکو سوماتیک یا روان تنی ممکن است شکایت کنند. دچار حملات اضطرابی می توانند شده باشند و یا سرخوردگی عاطفی خلق آنان را پایین آورده باشد.در شروع روانکاوی پر از حرف هستند و معمولا به راحتی از همه اطرافیان شکایت می کنند. عامل تیره بختی خود را در پدر و مادر دانسته و آخرین کسی را که می توانند متهم کنند خودشان است. همانطور که قبلا اشاره کرده ام، هیستریا هم در زنان و هم در مردان وجود دارد و این دسته مراجعان معمولا بهترین کاندید برای روانکاوی هستند.

آبسشنال نوروزیس: لکان سوال اصلی این نوع ساختار ذهنی را مرده و یا زنده بودنشان به طور نا خودآگاه می داند: آیا من زنده ام و یا مرده؟ به ندرت گذرشان به روانکاوی می افتد چراکه معمولا هر دو بخش خودآگاه و نا خوآگاه ایگو شان برای هر چیزی پاسخ قانع کننده ای در آستین دارد. لزوما دچار وسواس فکری نیستند ولی چیزی که در همان ابتدا و یا کمی پس از اولین مراجعه ازشان دیده می شود دوگانگی در ارتباط با طرف مقابلشان در یک رابطه عاطفی می باشند. از آنجایی که بیشترین این مراجعان آقایان هستند، البته درصد کمی از خانومها نیز ممکن است این ساختارذهنی را دارا باشند، در نگاهشان به زنان دو گانگی میان زن پاک و مقدس و زن بی بند و بار وجود دارد. این افراد رابطه ناخودآگاه پیچیده ای با آرزومندی پدرشان دارند. در مقابل خواست زنان بسیار دچار سردرگمی می شوند. در روانکاوی برای اینکه بتوان با آنان کار کرد، می بایست آنان را به وادی هیستریا دعوت کرد که چیزی را که خود نمی داند چه هست طلب کنند. در بسیاری از موارد مردانی که شریک عاطفی خود را غرق در بی نیازی می کنند، سوای این که در جامعه مورد پسند عموم قرار می گیرند،خود در حکم یک نشانه بالینی تلقی می شود که آن را یدک می کشند تا به آنها کمک شود در قبال خواست طرف مقابلشان گیج و مبهوت نگردند. به عبارتی خواست و آرزومندی شریک عاطفیشان را با سر تا پا طلا گرفتن وی می میراند تا جایی برای گیج شدن در مورد خواستی که احتمالا در مقابلش قرار گرفته وجود نداشته باشد. یکی از مراجعانم همیشه هر کاری را از صرف لطف و عشق می کرد تا صدای بلند همسرش را نشنود. سوای اینکه صدای بلند خود نشانگر چه چیزی در گذشته برای او بوده که شنیدنش را نمی طلبد، گویی همسر به مانند مرده ای می بایست سکوت دایمی اختیار کند.

در مقاله بعدی علل شروع روانکاوی در ساختارهای ذهنی سایکوتیک بررسی خواهند شد.

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ