زنان چه می گویند؟ مردان چه می خواهند؟

نه تنها در علم پزشکی، بلکه در سایر علوم که به شناخت وجود انسان ختم می شوند اعم از علوم اجتماعی، جامعه شناسی، روانشناسی، فلسفه و البته روانکاوی تفاوت زنان و مردان را نه صرفا به لحاظ فیزیکی و آناتومیک، که به لحاظ ذهنیت و روان بررسی کرده اند. در این مقاله با فرض در نظر گرفتن برابری حقوق اجتماعی برای دو جنس و اجتناب از تفکر برتری دادن یکی بر دیگری، تفاوتهای روانی آنان بر اساس علم روانکاوی به طور اجمالی بررسی خواهد شد. لازم به ذکر یک نکته اساسی نیز هم هست و آن تمرکز این تفاوت ها میان افراد با ساختار ذهنی نوروتیک بوده و نه سایکوتیک. در اصطلاحات لکانی هیستریا و آبسشنال نوروزیس دو ساختار ذهنی در نوروزیس هستند که معمولا زنان هیستریک بوده و مردان آبسشنال. البته مردان هیستریک و زنان آبسشنال نیز هستند ولی تعدادشان محدود تر است. به هیچ وجه توضیحات زیر در زنانگی و مردانگی افراد با ساختار ذهنی روانپریش سازگاری ندارد. عموما مشکل از آن جایی شروع می شود که این دو ساختار ذهنی یعنی نوروز و سایکوز فارغ از جنسیتشان در یک رابطه قرار می گیرند. به عنوان مثال زن هیستریا با مرد پارانوییا و یا زن اسکیزو فرن با مرد آبسشنال نوروتیک. هیچ گفتمان این دو با هم تلاقی نداشته و در بسیاری از موارد مشکلات اساسی بر هم می زنند. این گفته بدان منظور نیست که در ساختار ذهنی مشابه، لزوما رابطه متعادلی وجود خواهد داشت. اصل اساسی در شکل گیری یک رابطه تطابق نیازمندیهای نا خودآگاه است و در مورد افراد سایکوتیک، صرف موافق سیستم ذهنی هم بودن می تواند رابطه را در جای خود متعادل نگه دارد.

بسیاری از شما این موضوع را شنیده اید که اگر از زنی بپرسند که به ناخنهای خود نگاه کند، از پشت دو دستان خود در حالی که انگشتانش به بیرون کشیده شده باشند، آنها را نظاره می کند. در صورتی که اگر از یک آقا این سوال پرسیده شود، انگشتان را به سمت کف دست خم کرده تا ناخنهایش را ببیند. فارغ از این که چند تا آقا مدل کلیشه مخصوص خانمها ناخنهایشان را هنگام خواندن این مطلب نگاه کرده اند و یا برعکس چند تا خانم مدل مردانه ناخنهای خود را دیده اند، کلیشه بالا به لحاظ تفکیک دو جنس عمومیت بیشتری دارد. همین مثال پیش پا افتاده می تواند بیانگر این امر باشد که آناتومی جنسی افراد، ذهن زنانه و یا مردانه آنان را تعیین نمی کند. زنان و مردان در این نوشتار به مفهوم آنچه بر اساس ظاهر افراد تصمیم گرفته می شود، مطرح نخواهند گشت. بلکه منظور، همان جایگاه ذهنی جنسیتی افراد است. به عنوان مثال یک زن می تواند ذهنی مردانه داشته باشد و بالعکس٫ در زیر چندین تفاوت ساختاری در دو جنس آورده می شود.

فردی با ساختار ذهنی زنانه وقتی به یک زوج بر می خورد، اولین سوالی که در ذهنش نقش می بندد این خواهد بود که در زوجه چه چیزی هست که زوج او را می طلبد. در حالی که فرد با ساختار ذهنی مردانه، فارغ از این سوال، آن چیزی را که منطبق با آرزومندی خود باشد، ولو آن که به آن به طور خودآگاه اشراف نداشته باشد،در یک زن جستجو می کند. این که در فرهنگ عوام می گویند زنان با هم بیشتر بر سر رقابت هستند تا مردان با هم، تاییدی بر همین منوال است. زنان نسبت به آرزومندیهای نا خودآگاه زنان دیگر، حساسیت بیشتری داشته و گاها بدون آگاهی از آن می توانند عکس العمل نشان دهند. گویی زیر نویس آن عمل خاص را در زن مقابل خود خوانده باشند. مثلا در مورد “دورا” یکی از بیماران هیستریک فروید، در خوانش لکانی می بینیم که مسئله اساسی میان آرزومندی نا خودآگاه بین در زن یعنی “دورا “ و “خانم فُرو کِی “ بوده و نه بین او و آقای “هِر کِی”. در نهایت در زندگی نامه دورا می خوانیم که بعد از جدایی خانم و آقای کِی، دورا برای زندگی با خانم کِی به منزل او نقل مکان می کند.

در انتخاب یک همراه برای زندگی، مردانی که شهرت کمتری دارند و یا رفتار های اغواگرانه از خود بروز نمی دهند حس اعتماد زنان را بیشتر بر می انگیزند. این دسته مردان در حقیقت گارانتی یک همراهی مادام العمر را در رابطه می دهند که عنصر حیاتی برای زنان نوروتیک محسوب می شود. زنان برای انتخاب آن دسته مردانی که شهره شهر در دلربایی هستند ولو اگر در تصورات خود بر مردان صاف و ساده ترجیح دهند، برای زندگی دایمی با او قطعا مردد هستند. این مسئله برای مردان پیچیده تر است: یک نوع دوگانگی در قبال زنان که به هر قیمت در سطح نا خودآگاه بایستی از هم جدا نگه داشته شوند. زنانی که عامل لذت جویی صرف بدون درگیری عمیق عاطفی با آنان بوده و زنانی که مانند مقدسه ای در ذهن مرد مربوطه در حکم پاکی مطلق است. در کمتر مردانی با ساختار ذهنی نوروتیک، این دو در یک نفر جمع می شوند. در نتیجه در مواردی که هر دو خصوصیت در یک زن باشد، این دوگانگی به عنوان نشانه بارزی دیده نخواهد شد. به عنوان مثال یکی از مراجعان لکان مردی بود که از همین دوگانگی و جدایی رنج می برد. به تایید لکان، مرد بعد از شنیدن خواب شریک زندگیش، که در آن زن هر دو نقش را به طور سمبلیک بر او عرضه کرده بود، از نشانه بالینی آزار دهنده اش خلاصی یافت. دو نقش سمبلیک زن در ذهن این دسته مردان به سان دو سر یک محور می ماند که گویی تحت هیچ شرایطی نمی بایست به هم نزدیک شوند. در مقابل آرزومندی زنان، مردها دچار گیجی می شوند. این مسئله از اولین زن زندگی آنها یعنی مادر، شروع می گردد. برای سرکوب آرزومندی برای وی است که فرزند پسر، این گونه فانتزی نا خودآگاه ذهنی را بر هم می زند.

قطعا یکی از تبعات آزار دهنده برای زوجین مسئله رابطه جنسی آنان با هم خواهد بود که به لحاظ روانکاوی، افراد بر اساس همان فانتزیهای ذهنی شخصی خودشان با جنس دیگر رابطه برقرار می کنند. بیشتر زنان نوروتیک در رابطه جنسی ترجیحشان حضور داشتن به طور سمبلیک در ذهن طرف مقابل خود بوده و کمتر برای آنان بعد حضور جسمانی مرد مطرح است در حالی که برای مردان، بعد تنی طرف مقابل بر فانتزی جنسی موجود در ذهن زن ارجحیت دارد. جمله معروف لکان که بسیاری از آن سوء برداشت کرده اند: “زن سمپتوم مرد است” به این مفهوم بوده که عامل آرزومندی مرد در وجود زن مقابلش وجود داشته که وی را به خود جذب می کند. جمله دیگر مناقشه بر انگیز لکان مبنی بر “زنان و مردان هیچ رابطه جنسی با هم ندارند” نیز به فانتزی و آرزومندی دو جنس نسبت به هم در سطح نا خودآگاه است که گویی هر کدام در سیاره خود سیر می کنند. یک زوج عاشق که به آرامش و تعادل در رابطه ای طویل المدت رسیده اند، از وادی فانتزی های نا خودآگاه رد شده و به ماورایی که عشق نام دارد می رسند. عشق نه به آن تعبیر روزمره افراد، بلکه به مفهومی که در وادی سخن نمی گنجد و در امر حقیقی سیر می کند. عشق در مفاهیم لکانی پیچیدگی خود را داشته و در مجالی دیگر می بایست بدان پرداخته شود.

همان طور که در یکی از مقالاتم در باب سه امر خیالی، سمبلیک و واقعی ذکر کردم، زنان بیشتر در امر واقعی که با مفهوم واقعیت متفاوت است سیر می کنند تا امر سمبلیک. در حالی که مردان ساکنان حرم سمبلیک هستند. مثال این موضوع همان است که در دیالوگ میان زنان و مردان به وفور می شنویم:

مرد: این موضوع باید به همین روال بگذرد چون از قرن ها پیش این گونه بوده است.

زن: این موضوع که شاید به فلان موضوع ربط داشته باشد چرا فلان روال را به خود اصلا نگیرد …

زنان معمولا سرشار از حرف و گفتگو هستند و از آن لذت می برند. مردان معمولا کم و گزیده گو. مثال این مورد صحنه معروف رانندگی است که زن سفر را با حرف زدن کوتاه تر و دلپذیر تر می کند و مرد که از سر احترام هر از چند گاهی سری تکان می دهد هر چند تمامی حرفها ی زن را نشنود. خیال پردازیها، طویل گویی ها، صبوریت در مقابل نا ملایمی ها، مادر شدن ها، چندین مسوولیت برداشتن ها به بخشی از لذت جویی ناخودآگاه در زنان نوروتیک بر می گردد که مردان از آن بی بهره اند و هیچ دسترسی به آن وادی لذت جویی ندارند.

در روانکاوی، مردان نوروتیک دوره ای را در پیش در آمد کار می گذرانند تا به سان زنان بتوانند با نا خودآگاه خود ورای منطق خودآگاهی با آن ارتباط برقرار کنند. درست به همین دلیل کار با بسیاری از مردان نوروتیک بر خلاف مردان با ساختار ذهنی سایکوتیک دشوار است و یا این که به ندرت برای روانکاوی مراجعه می کنند. این که چرا و چگونه فرد جایگاه زنانه و یا مردانه در ذهن خود بر می گزیند، به مرحله ادیپ در ۳ تا ۵ سالگی و پیش از آن بر می گردد که توضیحات پیچیده ای داشته و بعدها بدان به تفصیل پرداخته خواهد شد.

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ