تعامل فیلم و روانکاوی ۳

فیلم ممنتو (یادآوری) به نویسندگی جاناتان و کریستوفر نولان

فیلم ممنتو محصول سال ۲۰۰۰ علاوه بر آنکه به لحاظ صنعت فیلم سازی مورد استقبال بسیاری از منتقدین قرار گرفت، در حوزه های دیگر من جمله روانکاوی مورد بررسی و توجه واقع گردید. فیلم روایت افرادی است که با دانستن حقیقت کنار نیامده و فراموشی خودخواسته بر می گزینند. کسانی که در زندگی برای معنا بخشی به حیات خود دنبال معما های حل نشده می گردند تا به قولی گذر عمر را آسانتر طی نمایند. هر چند به تعبیری تمامی انسانها از این قانون مستثنی نیستند و در هر صورت برای سپری کردن روزگار در دنیای سمبلیک ارتباطات، به منابعی برای لذت جویی نیاز دارند و بدون وجود فانتزیهای ذهنی، زندگی کردن عملی نیست. اما قطعا میان کسی که بدون آگاهی از این مهندسی ناخودآگاه ذهنی با روزمرگی خود خوشحال و نالان گذر عمر می کند با کسی که بر خواستهای نا خودآگاهش واقف می گردد و نتیجتا بر همان اساس، آن نوعی از لذت جویی که منطبق بر ساختار ذهنی اش است را بر می گزیند تفاوت مشخصی در کیفیت عمرشان وجود خواهد داشت. این نکته نیز شایان ذکر است که گاها دانستن حقیقتی که در انکارش هستیم می تواند صرف چندانی برای شخص نداشته باشد. چراکه می تواند تمامی آنچه را که او طی سالها بر اساس یک سری فانتزی ذهنی برای خود ساخته فرو پاشد و اینجا ست که دانستن حقیقت می تواند خطرناک، تهدید کننده و یا پرهزینه برایش باشد.

از دید روانکاوی می توان گفت این فیلم روایت فرد نوروتیکی را دارد که دغدغه اش فراموشی نیست بلکه فراتر از آن، سرکوب ناخودآگاه است که وضعیت وی را در مقابله با آن چیزی که نمی خواهد در واقعیت بپذیرد به تصویر می کشد. البته در مفاهیم لکانی واقعیت با حقیقت دو مفهوم کاملا مجزا داشته که در جایی دیگر بدان می پردازم. در فیلمنامه ممنتو، هر چند مشکل فرد از دست دادن حافظه مطرح می شود، در قالب علم روانکاوی به بهترین نحو پدیده سرکوب را مطرح می کند. به عبارتی دیگر قضیه صرف خوابیدن و فراموشی نیست، بلکه اراده ناخودآگاه ما در فرستادن آنچه نا خواستنی است به قعر ناخودآگاه است که می تواند به شکلی کاملا تغییر یافته بعدها در شرایطی تظاهر یابد. در زیر دو ویژگی ضمیر نا خودآگاه در افراد با ساختار ذهنی نوروتیک را بررسی می کنیم: مبدل سازی و تکرار.

مبدل سازی:

وقتی خواستی به صورت تغییر شکل یافته در ناخودآگاه ما ذخیره می شود، به یک زبان خاص که همان زبان نا خودآگاه است کد و مبدل می گردد. در آینده ممکن است در قالب لغزش های زبانی، خواب و یا رویاپردازیهای مکرر و یا به شکل تصاویری که بدون دخل و تصرف خودآگاهمان در ذهن داریم، باز گردد. از همین رو خواب و رویاهای بیداری هر دو از موارد بسیار ارزشمند در روانکاوی محسوب می شوند. بحث تعبیر خواب در روانکاوی لکانی با آنچه فروید بیش از یک قرن پیش عنوان نمود متفاوت است. این بدان مفهوم نیست که تمامی فرضیات فرویدی در رابطه با تعبیر خواب از نظر لکان مردود بود. به عنوان مثال در مورد خواب همسر یک قصاب وینی که فروید در رابطه با آن مقاله جالبی نوشته بود، لکان موشکافانه خوانش زیرکانه ای از آن ارایه داد که در یک مقاله دیگر به آن خواهم پرداخت. این نکته نیز شایان توجه است که تمامی خوابها حتی برخی از آنها که ماهیت تکرار شونده دارند، مورد ارزشمندی برای تعبیر و تفسیر در روانکاوی محسوب نمی شوند. تعبیر خواب در روانکاوی لکانی به هیچ وجه بر اساس معنی سازی از عناصر موجود در خواب نیست. به عبارت دیگر، نمی توان گفت فلان عنصر در خواب به معنی فلان رخداد است. خیلی از خوابهای معنی دار در پروسه روانکاوی، دارای المانهای مهمی به لحاظ تداعی کننده برای یک موضوع در زندگی گذشته و یا حال فرد می باشد. به عنوان مثال، شخصی که دایما خواب سفر با قطار را می بیند، لزوما به معنی سفر زودهنگامش نیست بلکه به عنصر حرکت کردن و یا حتی سکون و تکرار در زندگیش می تواند اشاره داشته باشد. نکته مهم دیگر این است که در روانکاوی هیچ تعبیر کلی برای خواب هر فرد وجود ندارد: یک عنصر خاص و مشترک در خواب یک نفر می تواند معنی کاملا متفاوتی برای شخص دیگری داشته باشد.

تکرار:

یکی دیگر از بارزترین ویژگی این فیلم شیوه روایت زمانی است که روالی خطی نداشته ولی به طور همزمان روایت داستان به عقب و به جلو می رود تا جاییکه در انتهای فیلم دو زمان با هم تلاقی کرده و بیننده قادر خواهد بود پازل سناریوی فیلم را کامل ببیند. زمان این فیلم به سان یک سهمی افقی بوده که در سکانس آخر که همان نقطه تلاقی است، شروع مجددی برای شخصیت اول فیلم به خواست خودش رقم می خورد. به تعبیری می توان گفت روایت زمانی فیلم ممنتو زمان مدور و یا سیرکولار را طی می کند: تکرار و تکرار یک دور که یکی از دو ویژگی بارز ناخودآگاه است.

این ویژگی روایی که زمان را به صورت غیر خطی به تصویر می کشد، در گفتمان تحلیلی فرد روانکاوی شونده نیز به وفور دیده می شود. ممکن است فرد راجع به یک موضوع خاص در چندین مقطع از روانکاوی خود رجوع کند ولی هر بار روایتی متفاوت از همان پیشامد را روایت نماید. مفهوم زمان در روانکاوی به هیچ وجه زمان دو بعدی و خطی نبوده بلکه سیری مدور در این پروسه توسط فرد طی خواهد شد. در حقیقت هر بار که فرد سر یک موضوع خاص در طول زمان روانکاوی خود بدان باز می گردد و روایت متفاوتی را ارایه می دهد، توانسته از سد عنصر سرکوب کننده یعنی ایگو رد شود و با مکاشفه جدیدی تکه ای از پازل را سر جای خود بگذارد. گاها ممکن است ما در جریان روانکاوی از سر موضوعی بارها بدون آنکه روی ما تاثیری گذارد رد شویم ولی در نهایت، به مرحله ای از آمادگی خواهیم رسید که توانایی تایید آن فانتزی نا خودآگاه ذهنی را پیدا کنیم و موضوعی خاص که به آن بی توجه بوده ایم به سان یک مکاشفه برایمان اعجاب انگیز شود.

ممنتو یا یادآوری، یادآوری تکرار خود خواسته ولی دور از دسترس خودآگاه ما برای پنهان کردن حقیقت درون است که هر کسی را یارای رویارویی با آن نیست.

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ