تعامل فیلم و روانکاوی ۲

(فیلم Babe یا “عزیز” به فیلم نامه نویسی جورج میلر)

در مقاله پیشین از این سری مقالات، دو موقعیت پیش و پس از شروع پروسه روانکاوی را به طور اجمالی بررسی کرده و از رسیدن به آن که واقعا هستیم و یا می خواهیم باشیم فارغ از آرزومندی دیگران، صحبت کردیم. آن چه در اینجا بدان می پردازیم متمرکز بر شرح مراحلی است که در جریان روانکاوی برای کشف حقیقت طی می کنیم. در همین راستا، از یکی از آثار هنری فیلم ساز برتر جورج میلر به نام Babe یا عزیز که فیلم نامه نویسی این اثر را عهده دار بوده است بهره می بریم

پروسه روانکاوی لکانی به سه مرحله تقسیم می شود: مرحله نخست مرحله آماده سازی بوده که تازه فرد با گفتمان تحلیلی آشنا می شود و تدریجا با نا خودآگاه خود می تواند ارتباط برقرار کند. مرحله میانی که در آن شخص در عین شکایت از ناکامی هایش کم کم متوجه نقش خود در رابطه با آنچه از آن شکایت می کند می شود و کماکان با اذعان و تایید هم ذات پنداری با خواست دیگران (والدین) بسیاری از نشانه های آزار دهنده را از دست می دهد. مرحله سوم فراتر رفتن از خواست دیگران و یافتن یگانه آرزومندی خود فرد است که به دنبالش فانتزی ناخودآگاه و پایه ای را که تمامی ابعاد لذت جویی ذهن او را تحت شعاع قرار داده در می یابد. با کشف فانتزی پایه طی یک مرحله کار نفس گیر و زمان بر، فرد از آن پا را فراتر گذاشته و چگونگی لذت جویی خود را که سالها اسباب زحمتش شده اصلاح می کند. در یک کلام، آنچه را در زندگی اش دنبال می کند که واقعا خود می خواهد.

فیلم Babe یکی از بهترین واسطه هایی است که می توان انواع ساختار های ذهنی اعم از نوروتیک و سایکوتیک ، جایگاه صحیح یک روانکاو خوب و در نهایت طی طریق یک فرد نوروتیک در روانکاوی توسط آن شرح داد. مقاله ای به زبان انگلیسی سالها پیش در وبسایت روانکاوان لکانی پس از این فیلم منتشر شد که به زیبایی المانهای داخل فیلم را از زاویه دید روانکاوی لکانی بررسی کرده بود. با رجوع به این مقاله جذاب و بازنگری مجدد این فیلم دهه نود میلادی، بر آن شدم تا برای خوانندگان محترم مفاهیم پایه ای روانکاوی را با نگاهی منتقدانه نسبت به سو گیریهای غلط به این مقوله توضیح دهم.

در این فیلم هر کدام از شخصیت های حیوانات یک مزرعه نشانگر یک ساختار ذهنی هستند که در ادامه توضیح مختصری برای هر کدام داده خواهد شد:

Babe یا عزیز: خوک کوچکی که نماینگر شخصیت یک فرد هیستریک است. هیستریا البته نه به آن مفهومی که در فرهنگ عوام مرسوم است بلکه به مفهوم یکی از انواع ساختار ذهنی نوروتیک که معمولا در زنها شایع است. در این نوع ساختار ذهنی تمام تمرکز فرد روی خواست دیگری است تا جاییکه آرزومندی خود را به دقت زیر لایه های آرزومندی دیگران پنهان می کند: من همانی هستم که تو می خواهی. من خوشحالم اگر تو خوشحال باشی و …

سوال اساسی در این نوع ساختار ذهنی مربوط به جنسیت فرد می شود. جمله معروف لکان در مورد هیستریا که می گفت: من زن هستم و یا مرد. تمام ذهن فرد هیستریک منطبق بر یا داشتن یک چیز سمبلیک است که گویی کم دارد و یا شکایت از چیزی که می پندارد زیادی دارد. در این فیلم Babe پس از فقدان مادرش از خوکدانی که در آنجا همه خوکها می پنداشتند برای بهترین و با ارزش ترین بودن است که انتخاب می گردند و نه فربگی و پر گوشت بودنشان، به مزرعه منتقل می شود. ابتدا قوانین زندگی در مزرعه (جامعه) را از سگ مادر می آموزد و وقتی سگ مادر از او نامش را می پرسد ابتدا اسم نژادش را می گوید و نه اسم خاصش را و در ادامه تنها صفتی را که مادرش بر او گذاشته شده بود را یعنی “عزیز” به عنوان نامش بر می گزیند. در زندگی، ما خود را با نامها و یا صفاتی که به خصوص اولین دیگری زندگیمان (مادر و یا هر کسی که تیمار دار کودک است) بر ما نهاده است می شناسیم و یا به عبارتی هم ذات پنداری می کنیم: من یک اسم و یا صفت خاص. این خوک کوچک با وجود نشانه هایی که از سایر حیوانات مزرعه در مورد سرنوشت خوکها و غازها می شنود باز هم سوالی در این رابطه نمی کند. گویی نا خودآگاه از سرنوشت خود مطلع است ولی رویارویی با آن سهمگین تر و شکاننده تر از آن است که در این بخش فیلم با آن روبرو شود. این همان موردی است که در روانکاوی با آن مواجه می شویم: یک دانش نا خودآگاهی داریم که ممکن است سالها به دلایلی که آمادگی روبرو شدن با آن را نداریم از رویش رد شویم و یا حتی مغلطه کاری کنیم. ممکن است در مواردی هم بارها آن دانش نا خودآگاه را بر زبان آورده ولی به سادگی و بدون تاثیر پذیری از آن از رویش رد شده باشیم. Babe می خواهد همه او را دوست بدارند و از وی راضی و خشنود باشند. همان راضی نگاه داشتنی که در هیستریا نسبت به دیگران به وفور یافت می شود.

غاز مزرعه: غاز آنورکسیکی که می خواهد به خروس تبدیل شود تا خوراک صاحبان مزرعه نشود. منطقی که در ساختار های ذهنی سایکوتیک که دارای نشانه آنورکسیا و یا کم خوری عصبی باشد به وفور یافت می شود. در سایکوز اسکیزوفرنیا به مفهوم آنچه در روانکاوی لکانی می آید نه لزوما تعریفی که در روانپزشکی از آن یاد می شود، تمرکز لیبیدو و یا شور جنسی و لذت جویی روی بدن متمرکز است. از آنجاییکه وحدت بدن در سنین بین ۶ تا ۱۸ ماهگی در مرحله آیینه ای شکل نگرفته است، این افراد بدن خود را به مثابه یک شیء می دانند. دایما چاقی و لاغری را تجربه کرده و یا هیچگاه به وزن ایده آلی که فقط در ذهن خود می پرورانند نمی رسند. شایان ذکر است که تغییرات وزنی، آنورکسیا و سایر مشکلات مربوط به خوردن در افراد نوروتیک هم یافت می شود ولی شعاری متفاوت پشت این گونه نشانه ها برای افراد با ساختار ذهنی نوروتیک وجود دارد.

سگ پدر: به مثابه مردی با ساختار ذهنی آبسشنال نوروتیک یا وسواسی. باز هم لازم به ذکر است که از لحاظ روانکاوی لکانی وسواس تنها یک نشانه بالینی محسوب می شود و با ساختار ذهنی وسواسی نوروتیک مفهومی متفاوت دارد. این نوع ساختار ذهنی در مردها شایعتر است. همه چیز باید یک منطق خاص و البته منطبق با قانون داشته باشد. خارج از عرف فکر کردن معنایی ندارد. همه چیز بر اساس باید ها و نبایدها می بایست معنی پیدا کنند.

گربه مزرعه: بهترین نقشی که یک روانکاو خوب می تواند در جریان روانکاوی برگزیند. نقشی و به عبارتی صحیح تر، جایگاهی که روانکاو لکانی بر خلاف روانکاوان و یا روان درمانگرانی که در مکاتب ایگویی تعلیم داده شده اند بر می گزیند. ایرادی که در روانکاوی ایگویی که محور اصلی درمان صرفا محکم سازی ایگو (خود) و مکانیسمهای دفاعیش بوده، این است که فرد متصور می شود که محق بر آنچه می پندارد بوده ولو اینکه متفاوت از خواستهای ناخودآگاهش باشد. احساس اینکه همیشه حق با اوست و همیشه دیگران مقصرند نیز یکی دیگر از پیامدهای اینگونه رویکردهای درمانی است چرا که هدف همیشه تیمار داری از فرد مراجعه کننده است که می بایست اگر یک عاملی راضی و خوشحالش نگاه نمی دارد حتما و فورا از عامل شادی زای دیگر تمسک جوید: اگر امروز خورشید نمی تابد عینک خورشیدی به چشم بزن و از زاویه دیگر به موضوع نگاه کن. دوست عزیز شما دچار سردرگمی هستید و به نظر من مسافرت برای مدتی برایتان خوب است و … شادی التزامی است که به هر قیمت ولو به قیمت جهل از حقیقت, که می بایست به مانند لبخندی تصنعی بر رخسار فرد نقاشی گردد. این گونه روشهای درمانی اگر در افراد با ساختار ذهنی سایکوتیک مفید باشد، راه چرایی را در افراد نوروتیک بسته و نشانه های آزار دهنده به طور حتم برگشتنی خواهند بود. یک روانکاو خوب منابع لذت جویی نا خودآگاه فرد مراجعه کننده را به او گوشزد می کند و با ذکاوت زمان دخالت درمانی را انتخاب می کند. نظر و خواست شخصی خود را برای فرد نسخه نمی کند بلکه با دقت به جریان صحبتهای فرد گوش فرا می دهد تا نظر وی را به تناقض های ذهنی وی جلب کند. گربه صاحب مزرعه در این فیلم هیچ از یادآوری حقیقت خوک بودن Babe دریغ نمی کند هر چند نظراتش بسیار صریح و یا تند و تلخ بیایند.

در ادامه فیلم، Babe به دنبال اتفاقی می پندارد سگ نگهبان و دوست داشتنی صاحب خود است و از این رو از خود می بالد که با بقیه خوکها متفاوت است. حال آنکه او واقعا یک خوک است که سرانجام مشابهی همچون هم نوعانش یعنی شام کریسمس شدن در سال نو در انتظارش است. بسیاری از ما فقط می پنداریم و اصرار داریم که با بقیه فرق داریم. هر چند ممکن است به لحاظ ظاهری و یا ویژگیهای اخلاقی متفاوت باشیم ولی شعار مشترکی که پشت ذهن هر فردی با ساختار ذهنی هیستریا باشد در نهایت یکی خواهد بود. Babe تمام کارهایی که با طبیعتش و یا به زبان روانکاوی لکانی کارهایی که منطبق با آرزومندی منحصر به فردش نیست انجام می دهد. خور و خوابش سگی است و نه خوکی. بسیاری افراد در سن بزرگسالی وقتی صاحب حرفه و یا موقعیتی می شوند، به ظاهر به دستاورد خود می بالند و از اینکه مثلا به عنوان یک پزشک مشهور و یا وظیفه شناس توسط دیگران به جا آورده شوند سرشار از سرخوشی اند. هر چند ممکن است در مواجه با یک اتفاق خاص در زندگی بسیاری از مواردی که روزی برایش ارزشمند بوده اند سرنگون شده و یا به هر دلیلی دچار نا خرسندی و سر خوردگی شوند. مسلما اگر این افراد گذرشان به روانکاوی افتد و نه مشاوره، فراز و نشیب روبرو را متفاوت طی خواهند کرد. چه بسا مانند Babe تازه دریابند اصلا آن چیزی که فکر کردند می خواهند باشند نیستند. این مرحله از روانکاوی، افراد را بسیار ناخرسند می کند حتی ممکن است برای مدتی روانکاوی را ترک کنند و یا نسبت به آن خشم گیرند. آن دسته افرادی که در این مسیر باقی می مانند، مانند Babe در این فیلم، کارهایی منطبق با لذت جویی سرشتی خود را انجام می دهند. سعی بر راضی نگاه داشتن دیگران به هر قیمتی نخواهند داشت. اصرار بر متفاوت بودن نخواهند ورزید و در نهایت می پذیرند برای آنچه واقعا هستند و یا می خواهند باشند دوست داشته می شوند و اگر نشوند دیگر اهمیتی برایشان نخواهد داشت. آزادانه زندگی خود را مثل پایان Babe ادامه خواهند داد …

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ