اختلال دو قطبی؟

بیماری دو قطبی یکی از شایع ترین عناوینی است که به عنوان تشخیص بالینی به خصوص از دیدگاه روانپزشکی در چند سال اخیر به وفور شنیده می شود. بسیاری از مواردی که دارای تظاهرات غیر کلاسیک روانپریشی در عرصه تقسیم بندی های رایج این علم هستند به عنوان بیماران مبتلا به دوقطبی در نظر گرفته می شوند. حال آن که بسیاری از این بیماران دچار سایکوز اسکیزوفرنیا بوده که به صرف داشتن خلق بالا تشخیص دوقطبی می گیرند. اگر بررسی موشکافانه در بالین این دسته بیماران انجام گیرد، افتراق این دو تشخیص آسانتر خواهد بود. در زیر به مواردی که این دو بیماری را از هم متمایز می نماید اشاره خواهد شد:

از دیدگاه روانکاوی ساختار شناسانه لکانی مبحث سایکوز و یا جنون با دقت و وسعت فراوانی مورد بازنگری قرار گرفته و لکان که خود روانپزشک بود، موضع گیری متفاوتی نسبت به این مقوله اتخاذ کرد. وی محوری قرار دادن نشانه های آزار دهنده بالینی افراد را مورد انتقاد قرار داد و به جای آن ارتباط هر فرد را با علایمش محور تشخیص گذاری مطرح نمود. یعنی به جای آن که مثلا وسواس را در افراد یک تشخیص بداند، اینکه فرد وسواسش را در کجای گفتمان زندگی روزمره اش قرار می دهد و به آن چگونه نگاه می کند اساس تشخیص ساختار شناسانه دانست. هر فردی ممکن است از وسواس شکایت کند ولی روش زندگیش بر اساس آن تنظیم نشده باشد. بنابراین وسواس می تواند هم در ساختار ذهنی نوروتیک که سالمترین نوع ساختارهای ذهنی پس از گذر از مرحله ادیپ است، وجود داشته باشد و هم در سایکوز٫ با این نگاه لکان سه دسته کلاسیک برای سایکوز در نظر گرفت: پارانوئیا، اسکیزو فرنیا و ملانکولیا. بعدها پیروان مکتب لکانی، اوتیسم و بیماری دوقطبی را به این رسته اضافه نمودند. اسکیزوفرنیا همانطور که در مقاله پیشین مطرح کردم، با آنچه در روانپزشکی از آن یاد می شود متفاوت است. به این لحاظ که بسیاری از افراد مبتلا به این بیماری از صافی تشخیصی روانپزشکی به صرف علامتدار نبودن و یا بی سر و صدا بودن بیماریشان رد می شوند. به لحاظ تمرکز لذت جویی در هر جایی از بدن به جای صرفا مناطق حساس جنسی، فرد اسکیزوفرن با فرد مبتلا به اختلال دوقطبی متفاوت خواهد بود. در فرد دو قطبی خلق بالا و پایین کاملا از هم متمایز بوده و لزوما مدت زمان مشخصی برای هر کدام از فازها که برخی از منابع روانپزشکی روی آن تاکید دارند وجود نخواهد داشت. ممکن است بخش اعظمی از سال را فرد دو قطبی در فاز مانیا (خلق بالا) طی کند و فقط چند روزی فاز بسیار پایین را تجربه نماید. در اسکیزوفرنیا خلق بالا و پایین تابلوی بسیار مشخصی نداشته و همانند ساختار های ذهنی دیگر، می تواند فرد سرخوشی و یا فاز افسردگی یا پایین را برای دوره ای تجربه کند. مشکلات تصویر فرد از بدن بدان شکل و اندازه که در اسکیزو فرنیا دیده می شود در اختلال دو قطبی وجود ندارد.تحریک پذیری به شدت در فرد دو قطبی در فاز مانیا قابل مشاهده است. یکی از همکاران بریتانیایی من در توصیف یکی از بیماران دو قطبی اش این چنین می گفت که وی حتی حرکت مژه هایش را به طرز بزرگنمایی شده در گوشش و یا روی بالشش می شنید و برایش زحمت فراوان ایجاد می کرد. بدبینی هم در اسکیزوفرنیا و هم در اختلال دو قطبی وجود دارد و البته از آنچه در پارانوئیا از آن یاد می شود متفاوت است. یکی دیگر از عناصری که اسکیزو فرنیا را از اختلال دوقطبی متمایز می سازد این است که برای فرد دوقطبی به خصوص در فاز مانیا یا شیدایی احساس مرتبط بودن یک مورد با چندین مورد دیگر در زندگی و حتی نظام هستی وجود خواهد داشت. حرکت یک برگ پاییزی در حیاط دانشگاه به این که چگونه ترم جاری تحصیلی برای او رقم خواهد خورد و یا فلسفه آشنایی او با استاد و همکلاسانش همگی بهم در ذهن وی مربوط می شوند. فرد دوقطبی این نظام ارتباط و اتحاد را به هر قیمتی می طلبد چرا که وجود وی بخشی از همان نظام است. در ارتباط با افراد دیگر بودن، کمک کردن بی حد و حصر، هماهنگ بودن با گروه و هم نوع دوستی معمولا از ویژگیهای بارز بیماری دوقطبی می باشند. از جمله افراد مشهوری که به این بیماری مبتلا بوده اند می توان از نیوتن، چرچیل، ویوین لی نام برد. جالب است که بسیاری از افراد مشهور در صنعت رسانه و فیلم سازی از بیان کردن عنوان بیماری دوقطبی خود هیچ واهمه ای نداشته ولیکن در صورت ابتلا به سایکوز اسکیزوفرنیا به دلیل تصویر کلیشه ای که از این تشخیص در اذهان عمومی وجود دارد واهمه دارند. لازم به یادآوری است که برخی از این افراد که از لحاظ روانپزشکی تشخیص دو قطبی گرفته اند در حقیقت دچار اسکیزو فرنیا هستند.

نکته آخر در مورد دارو درمانی افراد مبتلا به دو قطبی است که از تثبیت کنندگان خلق از آن ها یاد می شود. اگر فردی در فاز مانیا کارایی مناسب داشته باشد، شاید بهتر باشد از دوز بسیار پایین در صورت درخواست و اصرار بیمار بر دارو درمانی استفاده شود. یکی از بیماران من که سالها از این بیماری رنج می برد، تنها و تنها در خلق بالا می تواند کارهای روزمره اش را انجام دهد و در هر زمانی که کمی از خلق بالایش کاسته می شود، دچار بی حرکتی مطلق در زندگی روزمره می شود. بسیاری از افراد مبتلا به این بیماری بدون مصرف دارو و با تکیه بر صحبت درمانی حمایتی بهره می جویند. منظور از صحبت درمانی و یا روان درمانی حمایتی تاکید ورزیدن بر شناسایی فاز کارا برای فرد مبتلا و کارآمد ساختن وی در زمینه ای است که بدان علاقه مند می باشد. در روانکاوی لکانی دسته متدها ی مشخصی برای کمک به این افراد وجود دارد که بر اساس شرایط هر فرد از استراتژی های مناسب درمانی استفاده می گردد. به عنوان مثال معرفی کردن معیار های زمانی و مکانی به بالین بیمار به همراه نگه داشتن حد و مرز مشخص به وی کمک می کند تا در فاز مانیا ی خود سرگردان نماند و تا حد بسیاری از اضطرابش کاسته شود. یکی دیگر از افرادی که با داشتن این تشخیص سالها است که تحت درمان بوده، برای پرداخت هزینه های جلسات خود در فاز مانیا اصرار بر پرداخت مبالغ هنگفتی داشت که رد آن و نگه داشتن روال منظم و تعیین شده پرداخت به سان همان داروهای تثبیت کننده های خلق برایش عمل نمود.

امیدوارم مطلب کوتاه بالا ضمن متمایز ساختن دو تشخیص بیماری دو قطبی و اسکیزوفرنیا راهی را برای بازنگری به مقوله تشخیص گذاری و نحوه درمان بیماران مبتلا به سایکوز باز نماید.

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    اینستاگرام بهترین پزشکان ایران

    اینستاگرام داک تاپ | بهترین پزشکان ایران

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ