نحوه شکل گیری نشانه های بالینی از دیدگاه روانکاوی (۳)Symptom Formation

در مقاله زیر بخش سوم از شکل گیری نشانه های بالینی از دیدگاه روانکاوی را می خوانید. در این بخش بر تاریخچه تئوری پردازیهای فروید در این باب نگاهی گذرا می اندازیم. در سری مقالات بعدی بحث بر روی دیدگاه لکان در این خصوص متمرکز خواهد بود. همان طور که پیشتر نیز گفته شد، این سری مقالات برگردان فارسی سمیناری است که تحت عنوان <شکل گیری نشانه بالینی از دیدگاه روانکاوی> در کالج برکبک لندن تابستان گذشته تدریس کردم. پس از این سری مقالات در باب نشانه های بالینی، سایر مباحث تدریس شده را به ترتیب زمانی در اختیار خوانندگان فارسی زبان قرار خواهم داد. لطفا سوالات خود را درباره مقالات منتشر شده از طریق پشتیبانی سایت داکتاپ با من در میان بگذارید.

 

  • فروید در سالهای ۱۹۱۶ و ۱۹۱۷ تئوری خود در باب شکل گیری نشانه های بالینی را این چنین اذعان می دارد:

“نشانه بالینی در حکم جایگزینی است برای لذت از دست رفته فرد که برای بدست آوردن نسبی آن دست به دامان این واسطه می شود. در این راستا شور جنسی یا لیبیدو به سمت فرم و شکل اولیه اش حرکتی وا گشتی دارد.”

وی معتقد بود شکل گیری نشانه های بالینی به ۴ یا ۵ سال نخستین زندگی فرد در تقابل با محیط پیرامونش و انتخاب وی از شیء سمبلیک مطلوبش باز می گردد. این مورد را می توانید در کیس مرد گرگی به طور مفصل مطالعه کنید. به قول فروید، جنسیت هر فرد که در عنفوان کودکی و خردی اش سرکوب می شود در حکم ابزار و موتور اصلی شکل گیری نشانه های بالینی در آینده برای وی خواهد بود. فروید در تئوری پردازی اش در مورد نحوه شکل گیری نشانه بالینی در هر شخصی به عقده ادیپ تکیه کرده و تایید می کند که در نتیجه پدیده سرکوب و نیز تضاد میان ایگو (خود) و غرایز جنسی است که نشانه های بالینی در افراد پدیدار می شوند.

  • در سال ۱۹۲۶، فروید در مقاله خود تحت عنوان بازداری، نشانه بالینی و اضطراب، بار دیگر تئوری خود را مورد بازبینی قرار داده و می گوید که نشانه های بالینی بخشی از ایگو نبوده بلکه کارکرد ایگو است. در اینجا فروید شکل گیری نشانه بالینی در هر فردی را به اضطراب ناشی از اختگی سمبلیک و اضطراب ناشی از جدایی از شیء سمبلیک و مطلوب -که در هر دو از دست دادن المانی برای شخص مطرح است- ربط می دهد. در این مقاله در مورد فرد ابسشنال، مثلا باور دارد دلیل وجود اضطرار و وسواس برای انجام کاری در این افراد فیکس شدن در مرحله مقعدی است. این حرکتی واگشتی بوده و فرد در ازای قربانی کردن لذایذ درونی و غریزی خود این مکانیسم دفاعی را به شکل نشانه بالینی برای خود بر می گزیند. در همین جا فروید، هیستریا و آبسشنال را به طریق زیر از هم متمایز می کند: در هیستریا شکل گیری نشانه ها ناشی از پدیده سرکوب است حال آنکه در آبسشنال، این شکل گیری حاصل حرکتی وا گشتی و نیز نتیجه واکنش وارونه بوده که هر دو از مکانیسم های دفاعی ایگو هستند.

در مقاله بعد و آخرین سری از تئوریهای فرویدی، ادامه تاریخچه شکل گیری نشانه های آزار دهنده بالینی را خواهید خواند.

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ