روانکاوی لکانی (گفتگوی میان لکان و کلاین)۰ ۱ Lacan & Klein Dialogues

چندی پیش برای سخنرانی در یک کلینیک روانکاوی و روان درمانی که روانکاوان کلاینی در آن مشغول به ارائه خدمات درمانی و آموزشی هستند، به انجام یک سخنرانی دعوت شدم. این گروه، که همگی افراد آن در مرکز تویستاکTavistock Centre  لندن تعلیم دیده بودند، گروهی مشتاق با ذهنی جویا بود که به شناخت مفاهیم لکانی علاقه بسیاری نشان می داد.

برگردان فارسی این سخنرانی را در زیر و در چند مقاله آتی خواهم آورد. امیدوارم خوانندگان فارسی زبان از گفتگوی میان دو مکتب روانکاوی لکانی-کلاینی بهره ببرند. باید این نکته را نیز اضافه کنم که تاکید من در این مجال بیشتر معرفی ابتدایی کلینیک روانکاوی لکانی به جمعی بود که در رویکرد کلاینی مشغول به کار بودند. بنابراین تاکید من بر تشریح تئوریهای لکانی بیش از کلاینی بود. در حالی که همکار دیگر من در این مباحثه، از نقطه نظر کلاینی صحبت کردند که برای من منتشر کردن بخش مربوط به ایشان امکانپذیر نیست.

توصیه می کنم مقاله شماره ۱ را از این سری مقالات، پیش از خواندن متن زیر مطالعه کنید.

دست آخر می خواهم به این سؤال بحث انگیز یعنی آموزش روانکاوی بپردازم. در کشور انگلستان که مکاتب متفاوت روانکاوی از یونگی و کلاینی تا لکانی به فعالیت مشغول هستند، هر کدام در زیر مجموعه یک ارگان مادر به جهت چهارچوبهای قانونی قرار می گیرند. می دانم که این ارگانهای مادر کمتر اتفاق نظر به لحاظ سیاست گذاری های کلی با هم دارند. ضمنا می دانم که ارگانی که من امروز به نمایندگی آن برای این مباحثه  شرکت کرده ام زیر مجموعه ای متفاوت با مدرسه شما دارد. با وجود تمام این اختلاف نظرها و تفاوت سلیقه ها، همین آزادی تبادل افکار و مفاهیم میان رویکردهای روانکاوی منجر به باز اندیشی جمعی می شود که برایم جای بسی خوشوقتی دارد.

وقتی گفتمان کاپیتالیسمی در عصر فوریت، فوریت برای ارضای نفس، فرصت بازنگری را از افراد ربوده است، و باز وقتی فردیت هر فرد به جا آورده نشده و هدف امر بالینی روان در کنار سایر علوم مربوط به انسان، مدیکالیزه کردن محض آن است، بایستی از این موقعیتها برای چاره جویی استفاده کرد. سیستماتیک کردن درست است که بازدهی سرمایه را برای نسل بشر افزون می سازد، اما زمان برای سوژه را در عوض به صرفا یک نماد خیالی تقلیل می دهد. دیگر بهینه سازی که روزگاری قرار بود، زیستن اجتماعی را تسهیل کند، به آزادی انتخاب شخصی هم دست اندازی می کند. هم سان سازی و هم سان نگری، مطلوب روانکاوی نیست. اینکه خواسته باشیم مثلا پس از مدت معینی صلاحیت کاندید روانکاوی را تایید کنیم چون قانون آن را می طلبد، این سوال پیش می آید که پروسه روانکاوی آیا کیفیتی انتقالی دارد؟ یعنی انتقال مقداری دانش و فن از فرد خبره به محصل کفایت می کند که شخصی خود را روانکاو بنامد؟ حتی اگر گفته شود سالها فرد مذکور خود در روانکاوی بوده باشد، باز این سوال پیش می آید که دست آوردش از کنکاش چه بوده است. نمی خواهم تلویحا از پروسه پاس لکانی جانب داری کنم بلکه می خواهم نظرتان را به مفهوم ضمیر نا خودآگاه جلب نمایم. آنچه در رویکرد لکانی بدان نا خودآگاه اطلاق می گردد، نه ساختاری به تشابه زبان یعنی وادی سمبلیک دارد و نه نیمه پنهان کوه یخی ست. هر دوی این باورهای عام در حقیقت اشاره به تفسیر ابتدایی فروید از ضمیر نا خودآگاه دارند. حال آنکه نا خودآگاهی که لکان به آن اشاره کرد، و می توان به خوبی در بالین نوروز آن را دریافت، جایی فراسوی کلام  در وادی حقیقی دارد. درست به همین دلیل وی از مبانی توپولوژی برای تشریح آن استفاده نمود.

مبحث سوپرویزیون و نظارت کلینیکی در مدرسه لکانی بر اساس همین نوع نگرش به ضمیر نا خودآگاه است. گاها به کاندیدهای روانکاوی می گویم که عرصه بالینی برای خود شما آزمونی دمادم است. به این معنا که بهتر از هر سمینار و کتابی در می یابید لکان از چه سخن می گفته است.

خوانش من از نوشته ها و سمینارهای لکان پیش و پس از اتمام روانکاوی ام کاملا با هم تفاوت داشتند. مهم نیست چقدر از پیش تکنیک و تئوری بدانید، جایگاه یادگیری روی کاناپه است و نه پشت میز …

با امید به اینکه برگردان بخش عمده ای از این مباحثه ها و سمینارها، برای خوانندگان فارسی زبان زمینه و انگیزه ای جهت مطالعه بیشتر در این باب را مهیا سازد.

 

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ