روانکاوی لکانی (گفتگوی میان لکان و کلاین)۴ Lacan & Klein Dialogues

چندی پیش برای سخنرانی در یک کلینیک روانکاوی و روان درمانی که روانکاوان کلاینی در آن مشغول به ارائه خدمات درمانی و آموزشی هستند، به انجام یک سخنرانی دعوت شدم. این گروه، که همگی افراد آن در مرکز تویستاکTavistock Centre  لندن تعلیم دیده بودند، گروهی مشتاق با ذهنی جویا بود که به شناخت مفاهیم لکانی علاقه بسیاری نشان می داد.

برگردان فارسی این سخنرانی را در زیر و در چند مقاله آتی خواهم آورد. امیدوارم خوانندگان فارسی زبان از گفتگوی میان دو مکتب روانکاوی لکانی-کلاینی بهره ببرند. باید این نکته را نیز اضافه کنم که تاکید من در این مجال بیشتر معرفی ابتدایی کلینیک روانکاوی لکانی به جمعی بود که در رویکرد کلاینی مشغول به کار بودند. بنابراین تاکید من بر تشریح تئوریهای لکانی بیش از کلاینی بود. در حالی که همکار دیگر من در این مباحثه، از نقطه نظر کلاینی صحبت کردند که برای من منتشر کردن بخش مربوط به ایشان امکانپذیر نیست.

توصیه می کنم مقاله شماره ۱ را از این سری مقالات، پیش از خواندن متن زیر مطالعه کنید.

با گذشت چندین دهه از شروع حرکت لکانی در عرصه روانکاوی، همچنان در برخی کشور های دنیا، روش لکانی روشی خارج از عرف می تواند به نظر رسد. درست است که آشنایی خود من از روانکاوی با خواندن متون فرویدی شروع شد و بعد با کلاین و وینی کات برای مدت کوتاهی ادامه یافت، اما مفاهیم لکانی توانست پاسخ بسیاری از پرسش های من را در باب سوژه و آرزومندیهایش، مفهوم تکانه، ترانسفرانس و جایگاه روانکاو بدهد. گرچه که خود این مفاهیم دردسر زیادی برای فهمشان برایم به ارمغان آورد، ولی کنکاش و چالشهایش به لذت دانستن می ارزید. به عبارتی دیگر، بیش از آنکه مکتب لکانی پاسخگو باشد، چالش بر انگیز است. به شما دید می دهد، فلسفه جستجوگری می آموزد. بر خلاف تئوریهای کلاین همه چیز را از دو زاویه خیر و شر نمی بیند. عموم نگری در  فلسفه لکانی جایی ندارد که فردگرایی البته نه به مفهوم انزوا طلبی. تاکیدی در ساختن ایگو در نوروز نیست که اتفاقا هدف گذر از آن و شکستن سدی است که سوژه به واسطه آن کور می شود. معروف است که کلاین خود بدلیل ساختار ذهنی دو قطبی اش همه تئوریهایش دچار دوگانگی خوب و بد هستند. برای لکان این مفاهیم در واردی امر خیالی سیر می کند. تئوریهای لکانی دوگانه و یا سه گانگی مرسوم علم ریاضی و یا فیزیک محض را ندارند. سوژه به نقطه آغازین تشکیلش رفته و از آن لحظه نیز گذر می کند. مراحل روانکاوی لکانی بر خلاف کلاینی، سپری کردن مجدد تک تک مرحله های ابتدای زندگی وی نیست که به قولی دچار فیکساسیون در یکی از آنان شده باشد. شخص، از “فرد” در طی روانکاوی به “سوژه” تبدیل می گردد. یک سوژه جدید در پایان روانکاوی.

در مقالات آتی به بررسی دو رویکرد کلاینی – لکانی بیشتر پرداخته خواهد شد.

    تصویر پروفایل نویسنده:برژانت جزنی
    پروفایل داک تاپ
    گفتگو با برژانت جزنی
    سایر مقالات برژانت جزنی

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    کانال تلگرام بهترین پزشکان ایران | داک تاپ

    بستن
    تبلیغات:

    داک تاپ از تمامی علاقه مندان به بازاریابی و تولید محتوی بصورت تمام وقت و یا پاره وقت-دورکاری دعوت به همکاری می کند. جهت فرستادن در خواست خود به این صفحه مراجعه بفرمایید.

    کار پاره وقت در داک تاپ

    همکاری با داک تاپ